- من پزشکی خواندهام ، درد ِتو را میدانَمَش . .
فاصله داری ز آغوشم که تَب دارد تَنَت ؛
رفتی اما یک نفس چشم انتظارت نیستم
تا ابد هم بر نگردی بی قرارت نیستم
بررویِفرش ِمسجدودرفکرِمویِتو...
بیچارهآنكبهماگفتالتماس ِدعا!🚶♀💔
از من چه خبر؟
آن من که مدتهاست در تو گم است
آن من که نفس می کشی،
هوا برش می دارد...
پلک می زنی، ذوق می کند
و می خندی، عاشقت می شود!
دل خوش کردیم به یک لبخند اجباری ولی
بغض لای خنده پنهان است ،چه میدانستیم؟!
خود را چنان زِ هجرِ تو گم کردهام که هست
مشکلتر از سراغِ توام جستوجویِ خویش