من و آنیل و کیانا و زینب تا وقتی آفتاب در اومد خوابمون نبرد
بعد بیداری هم فشار زیادی رو مغزامونو اورده بود
کلی دیشب نشستیم چرت و چت گفتیم تو گپ:)))))
ما قرار گذاشته بودیم با هم بخوابیم
امیدوارم کیانا فکر اینکه قراره من بهش نود بدمو از ذهنش بیرون کنه👍
هوا ابریه
پس حالم خوبه..
سعی میکنم به دیروز فکر نکنم و بقیه کارامو انجام بدم.