28.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📺 مجموعه انیمیشن پیپ و پوزی، موش و خرگوشی هستند که زندگی آنها حول دنیای شگفت انگیز بازی میچرخد.
این سریال مملو از صمیمیت و شوخی است و در هر قسمت، لحظات شادی از دوستی بزرگ آنها، خندهها و بازیهای این موش و خرگوش و فراز و نشیبهایشان را میبینیم.
مناسب برای بچههای گروه سنیِ بیشتر از ۵ سال هست و زمان هر قسمت حدود ۷ دقیقه میباشد.
این قسمت: وقتِ خواب 🐭🐰
با ما همراه باشید:
🆔@parental_toolbox
#انیمیشن_سریالی_پیپوپوزی
#معرفی_کارتون
5.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍃 دو مثلث تربیتی مهم در خانواده
✨ کل داستان زن، محبت و عاطفه است.
✨ کل داستان مرد، اقتدار و جایگاه است.
🍃 این دو رو اقناع کن، همه چیز درست میشه.
با ما همراه باشید
در کانال جعبهابزار مامانوبابا
#کلیپ_تربیتی
سلام مادر مهربانمان ❤️
بچهای که گم شده باشد،
تنها و تنها یک خواسته دارد،
و آن اینکه مادرش را میخواهد.
در قبال مادر مهربان (سلاماللهعلیها)،
مثل آن بچه باشیم،
و راضی نباشیم به دوری از مادر.
همه دنیای ما،
نگاهِ پیوسته به مادر (سلاماللهعلیها) باشد،
و دیگر دنیا به چشممان نیاید،
مظاهر دنیا و مصادیق دنیا به چشممان نیاید.
سلام همراهان عزیز، صبحتون نورانی 😊
با ما همراه باشید در کانال جعبهابزار مامانوبابا
#سلام_صبحبخیر
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✨ یه ایده جذاب برای هدیه دادن به بچهها
با دادن چندتا تنقلات و خوراکی توی بستهبندیهای کودکانه، روزهای عید رو برای بچهها به خاطرات شیرین تبدیل کنیم.
با ما همراه باشید:
🆔@parental_toolbox
🍃✨🍃✨🍃✨🍃✨🍃
اخلاقیات یکی دو تا نیست، تعدادش زیاد است.
ما چه قلقی را دنبال بکنیم، چه رفتاری را دنبال کنیم که اخلاقیات ما همه با همدیگر اوج بگیرد؟
چیزی که خدا در قرآن میفرماید قلقی است به نام عبد شکور؛ نه عبد متوقع، نه عبد خود متشکر.
سعی کنیم قیافۀ از خود متشکر را نگیریم و این رفتارها را کنار بگذارید.
سعی کنیم در حال و هوای عبد شکور قرار بگیریم.
کسی که حال و هوایش، حال و هوای عبد شکور باشد، زیباترین اخلاقیات لشگریان اخلاقی او خواهند شد و تمام این لشگریان اخلاقی زیبا که به فرمان او هستند پیرامون او هستند.
به خاطر عبد شکور بودن این فرد همه ارتقاء پیدا میکنند، همه رشد میکنند.
زیباترین اخلاقیات شما از عبد شکور میبینید، زیباترین رفتارها را شما از عبد شکور میبینید.
بدیها و رذائل اخلاقی در عبد شکور دیگر نمیتوانید بماند.
روی این موضوع فکر بکنیم و سعی کنیم واردش بشویم.
عبدشکور به یک هسته خرمایی که از جانب خدا باشد شاد است، عبد شکور در قبال خدا خاضع است.
عبد شکور قیافهاش سرتاسر آرامش است، سرتاسر صفا است.
عبد شکور چهرهاش مانند خورشید صفات است.
چطور خورشید نورافشانی میکند؟
از صورت عبد شکور صفات منتشر میشود و به آدمهای پیرامون اصابت میکند و آدمهای پیرامون را سرشار میکند.
با ما همراه باشید:
https://eitaa.com/parental_toolbox
#قلق_رفتاری #شاکر_باشیم
🍃✨🍃✨🍃✨🍃✨🍃
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مادرِ من، زیباترین زنِ دنیاست. 😍
تقدیم به مامانهای دوستداشتی از طرف بچههای قشنگشون. 😉
مامانهای مهربون کانال، روزتون مبارک
و خدا قوت برای تکتک لحظههای مادری ❤️
با ما همراه باشید در کانال جعبهابزار مامانوبابا
✨ موضوعِ داستانِ امروزِ خانوادهی رضوان، محبتهای خدا
الحمدالله بهخاطر محبتهای آشکار و پنهان خدا به واسطهی مادر مهربان سلاماللهعلیها در زندگیهامون. 🤲🏻
برای خواندن قسمت ۳۳، تصویرو باز کنید😊
با ما همراه باشید در کانال جعبهابزار مامانوبابا
#داستانهای_خانواده_رضوان
هدایت شده از کانال سایت روانشناسی بالحق
صفحه رسمی سایت روانشناسی بالحق در سالروز میلاد مادر مهربان، حضرت زهرا سلام الله علیها در اینستاگرام فعالیت خود را آغاز کرد..
سلام امام حسین جانم ❤️
حاج آقا دولابی میگفت: هر وقت یاد امام حسین علیهالسّلام میافتید، تردیدی نداشته باشید که آن حضرت هم به یاد شماست! 🥹
🌹اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ
🌹وَعَلى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ
🌹وَعَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ
🌹وَعَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ
سلام همراهانِ عزیز، صبحتون حسینی
#سلام_صبحبخیر
✍️ روایتی از کرمان به قلم محمد حیدری
میگفت:«با مامان و بابا تو مسیر برگشتن بودیم؛ مامان خسته شد و نشست روی جدول خیابون.»
علیرضا که به اینجای حرفهاش رسید، مادر گریهاش گرفت و رفت بیرون. طاقت نیاورد...
پسرک چشمش راه گرفته به جایی نامعلوم و دارد توی ذهنش بازسازی میکند.
- «مسابقه گذاشتیم با بابام، دویدیم که برویم موکب برای مامان شربت بیاریم...»
مکث میکند. چشمش دارد همین چند ساعت پیش را میبیند!
- «... صدای انفجار اومد، موج زد، چشمهام بد جور سوخت، افتادم زمین...»
پاچهی شلوارش را آرام زد کنار. سوختگی و خراشیدگی خودش را نشان داد. همراه مادرش آمده بود بیمارستان. از پدرش اما حرفی نزد. رفتم بیرون تا حالی از پدر علیرضا بپرسم؛ اشک روی صورت زن میریخت پایین:
- «بابای علیرضا رو گم کردیم... علیرضا خبر نداره، بهش گفتم بابا جایی دیگه بستری هست!»
از پیش آنها میروم. بیرون از بیمارستان مسئول بخش را میبینم. علیرضا را بهش میشناسانم تا از پدرش خبری بگیرم؛
- بهشون گفتیم گم شده! چون الان موقعیتِ دادن خبر شهادت باباش نبود...!»😭
شهادت مظلومانه جمعی از هموطنان عزیزمان در حادثه تروریستی گلزار شهدای کرمان را تسلیت عرض مینماییم.🖤
با ما همراه باشید در کانال جعبهابزار مامانوبابا
#ایران_تسلیت #کرمان_تسلیت
#و_کودکانی_که_شهید_شدند....
#و_مادر_مهربانی_که_آغوش_باز_کرده...