بعد یه هفته بالاخره رفتیم بازار
واس خرید کتابا
یه کوچولو هم گشتیم
دلم برای شبای اینجا تنگ شده بود
یه شب قدم زدن تو اینجا به خودم بدهکارم
یادم باشه...
هدایت شده از - در آغوش درخت -
کاش الان دانشجوی ترم یک بودم و تنها دغدغم این بود چجوری خودمو از خوابگا بکشونم تا سلف.
پریاخاتون
فهمیدم والیبالو خیلی بیشتر از خیلی دوست دارم.
بعد مدت زیادی دور بودن
با بچه ها رفتیم وسط زمین بازی
دستای همه مون خون مرده و کبود شده
داغونیم قشنگ😂🚶♀
ولی خوب بود
باید صبرکنم خوب شم که دوباره بتونم برم:/