حمید پارسانیا
🔰 عقل سرخ( يادنامه علوم اجتماعي ايران براي سردار شهيد سليماني)
🔸 کتاب عقل سرخ، واقعه ترور حاج قاسم سلیمانی و حضور مردم در تشییع شکوهمند و تاریخساز او را در دامان همه اقشار جامعه ایرانی را فرصتی استثنایی برای دیدن چهره حقیقی جامعه ایرانی و بازخوانی عمیق نسبت ما با گذشته و آینده دانسته است: «ترورشهیرترین چهره بینالمللی ایرانی در دهه اخیر، توسط دولت ایالات متحده آمریکا، اعلام وقیحانه آن و جبهه موافقان و مخالفان این تصمیم، تحول و تأثر مردم منطقه خصوصاً ایران و عراق و آیین تشییع بیسابقه و تاریخساز پیکر این سرباز محبوب در همه اقشار متنوع جامعه و... پدیدههای عادی در زیست جهان امروز ایران نبود و نیست و نمیتوان به سادگی از کنار آن رد شد!».
🔸در حکمت تمثیلی و معنوی ایران و اسلام، سرخی نشانی از پیروزی سپیدی بر سیاهی (خون بر شمشیر) است. عقل سرخ، پیر شهید است که به تیغ عشق، ما را به قله قاف رهنمون، اصالت عالم را صیانت و ظلم و ظالم را رسوا کرده است.
🔸 عقل سرخ، هفتاد و دو تحلیل، مقاله و یادداشت صاحبنظران علوم انسانی و اجتماعی درباره شخصیت، جامعه و جهان شهید قاسم سلیمانی است، کنش جمعی و بازساخت هویت تاریخی ما در تعظیم و سوگ او، آثار دیده و نادیده جنبش نوین مقاومت بر منطقه و جهان، امکان ضروت دیدار علوم اجتماعی با جهان پس از شهادت او و ابعاد و احوال یافت دوباره یک قهرمان و پهلوان در سپهر فرهنگ و سیاست، مضمون اکثر مباحث است.
💠eitaa.com/parsania_net
حمید پارسانیا
🔰 عقلانیت شیعی
✨در تشيع عقل نظري و عقل عملي معتبر است، عقل قدسي و وحي معتبر است و مرجعيت دارد؛ حس نيز معتبر است و مرجعيت دارد؛ هرکدام از اين ها در محدوده خود معتبرند، براي اين ها سلسله مراتبي هم هست، لذا در فرهنگ شيعي بود که فلسفه اسلامي فرصت بروز و نشر پيدا کرد، يعني قله هاي تفکر فلسفي دنياي اسلامي متعلق به حوزه تشيع است.
در کتابهاي روايي شيعي کتاب عقل و جهل ابتدا مي آيد، ببينيد چه مواردي را مي گويد تعقل کنيد، راجع به مسائل متافيزيکي مي گويد بايد تعقل کنيد؛ پس عقل متافيزيکي داريم؛ راجع به مسائل عملي مي گويد چرا تعقل نمي کنيد و استدلال مي کند.
✨خود امام، برهان مي چيند، صغري و کبري مي گذارد، يعني عقل را قبول دارد، در محضر حجت خدا امام رضا (عليه السّلام) مي آيند و سؤال مي کنند که امروز حجت خدا بر خلق چيست؟ امام مي فرمايند: «العقل» به من هم که ميخواهي برسي بايد از حجت دروني يعني عقل شروع کني.
✨«ان لله علي الناس حجتين حجه ظاهره و حجه الباطنه » يک حجت ظاهري و يک حجت باطني، حجت ظاهري امام است که معصوم است، عقل مجسم است و او صاحب عقل قدسي است، او از وحي بهره مي برد نه وحي تشريعي؛ بلکه وحي انبائي، پيامبر از وحي تشريعي بهره دارد؛ انسان هاي عادي از عقل بهره دارند، عقل چراغ و نور الهي است که مي تابد، يعني امام بايد همه چيز را به تفسير و تفصيل بيان کند؟!
✨تعبير قرآن اين است که چرا نگاه نميکنيد که «کيف بدأ الخلق» برويد دنبال کنيد «افلم تسيروا في الأرض»، برويد زمين را سير کنيد و بشکافيد، باستان شناسي کنيد و آن لوازم را در بياوريد؛ چرا خودش در يک کتاب سه جلدي تاريخ تمدن نياورده؟ اما مي گويد: اقوامي بوده اند و اين سنت ها را داشته اند و سنت ها قابل شناختن هستند، البته آن چيزي که پيشرفت و علم واقعي است، علم ولايت است، علوم مدرن در فضاي دنيايي است که ما در آن گرفتار شدهايم و به تناسب اين شرايط پيش مي رود و تقدير الهي هم اين است که در اين مسير پيش رود و امام هم مأمور به ظاهر در اين مسائل است و بيش از اين هم اقدام نمي کند، آنچه که آنها مأمور هستند، چشمه هايي از آن را به ما هم نشان دادند؛ همين طور که برخي از روايات هم اين کار را مي کنند؛ اما عالَمي است که قرار اين است که هر کسي خود را نشان دهد و فرصت به وجود آيد براي انسان ها تا آزمايش شوند.
💠eitaa.com/parsania_net
🔥مدینه جاهله
⚡️فارابی در تقسیمبندی خودش در "المُدُن" در کنار مدینه فاضله از "مدینه فاسقه" هم نام میبرد و میگوید مدینه فاسقه آن است که فهم ویژگیهای مدینه فاضله را دارد اما عزم و نوع گرایش آن متفاوت است و با جهتگیری مجزایی به سوی آن حرکت میکند.
⚡️هر فرهنگی از یک نظام معنایی و ساختمان باورها و دلدادگی به یک حوزه معنایی خاص شکل میگیرد و این رویداد با اراده انسان شکل میگیرد. هنگامی که انسان به سوی معنایی که فهمید، دل داد و ذیل آن عمل کرد، آن معنا از طریق وجود آن انسان شروع به عمل خواهد کرد و دست و پا پیدا میکند.
⚡️فارابی معتقد است که اگر سطح عقل کنار رفت و حس و خیال و زمین و زمان محور انسان شد و عقل هم به اسارات این امر درآمد، "مدینه جاهله" شکل میگیرد. او برای مدینه جاهله اقسامی ترسیم میکند که در آن انسانها به دنبال قدرت، ثروت و انواع لذات دنیایی هستند. فارابی در ادامه میگوید که هر یک از این تقسیمبندیها دارای لوازمی است که نوعی از رقابتها، مناسبات و انسجامها را ایجاد میکند که در ادامه و در روند چنین مدینهای مشکلات کلانی را به وجود میآورد. فارابی در این مدینه جاهله انسان را غافل از معاد عنوان میکند که مرگ را نادیده میگیرد.
#حمید_پارسانیا
💠eitaa.com/parsania_net
🔰جایگاه انسان در دیدگاه شهید سید محمد باقر صدر با تأکید بر اقتصاد اسلامی
🔸شهید محمدباقر صدر به طور خاص در مورد اقتصاد معتقد بود که موضوع علم اقتصاد، انسان ویژهای است که در این جهان زیست میکند.
🔸او میگوید هنگامی که مکتب اسلام و اقتصاد اسلامی به میان میآید، انسان دیگری میسازد و موضوع این دانش هم به تبع آن دگرگون میشود.
🔸مکتب اسلام و نوع تلقی اقتصاد در اسلام معتقد است که مناسبات اقتصادی روز جهان نسبت به انسان تراز اسلام قابل صدق و تطبیق نیست.
💠eitaa.com/parsania_net
🔰سه ویژگی علوم اجتماعی در جهان اسلام؛
🔸در جهان اسلام چون علم مقید به معنای تجربی و پوزیتیویستی نمیشود، شیب انحطاط از تبیین به تفسیر و از تفسیر به انتقاد در آن شکل نمیگیرد و علوم انسانی جنبه تبیینی دارند، نمونه آنچه در کارهای فارابی میبینیم، اما جنبه تبیینی آن محدود به تبیین تجربی نیست.
🔸همچنین در اسلام، علوم انسانی جنبه تفسیری هم دارند و تفسیر در مقابل تبیین قرار نمیگیرد، به نحوی که تبیین را از بین ببرد؛ بلکه خود تفسیر با تبیین همراه است و از طریق برهان و استدلال میفهمیم وضعیت موجود چگونه است و علم واقعی را پیدا میکنیم.
🔸علاوه بر آن انتقاد علوم انسانی اسلامی به مرجعیت اراده انسانها در ساختِ معنا بازنمیگردد، بلکه به مرجعیت حقیقت، عدالت، صدق، کذب، حق و باطل بودن نسبت به همه حقایق فرهنگی-اجتماعی بازگشت میکند؛ لذا نسبت علم اجتماعی بر همه فرهنگ غالب است و علوم اجتماعی در جهان اسلام سه ویژگی تبیینی، تفسیری و انتقادی بودن را دارند.
💠eitaa.com/parsania_net
📌تجربه، عقل و اراده تا کجا توانایی حقیقت شناسی دارد؟
✅ مرگ متافیزیک از وجوه عقلانیت مدرن است؛ متافیزیک تبدیل می شود به معرفت شناسی وسپس به جامعه شناسی شناخت؛ در کانت روشنگری متوجه این می شود که بفهمد سیستم ذهنی، خود چیست؟ روشنگری درگرو سوژه شناسی است، چون حقیقت ومعرفت متعلق به سوژه است.
✅ اما در جهان اسلام روشنگری به معنای مدرن نیست، علم به معنای مفهوم عقلی صرف معنا پیدا نمی کند؛ در جهان اسلام همواره مرجعیت وحی و نقل وجود دارد؛ عقلانیت در جهان اسلام موضعگیری در مقابل نهی گذشته نداشته و به سوی تجربه گرایی و پوزیتویست تقلیل پیدا نکرد، اما شناخت حسی را هم تکذیب نکرد، علم در جهان اسلام هرگز به علم تجربی افول نکرد.
✅ علم در جهان اسلام هرگر سوبژکتویته نشد، علم فهم تاریخی داشت؛ اما خودش تاریخی نشد، مفسر دارد از منظر خود سؤال میکند و جواب را از متن می گیرد، علم ذات دارد و عالم به ساحت علم راه مییابد، عالم باید در اینجا خود را بسازد تا به ساحت علم راه بیابد.
✅ متافیزیک در عقلانیت اسلامی هرگز به محصول انسانی تغییر و تبدیل پیدا نمیکند، بلکه مبادی اصول موضوعه سایر علوم را تامین میکند.
#حمید_پارسانیا
💠eitaa.com/parsania_net
🔴 کدام عقلانیت؟
🔸جامعه ایرانی اندیشهاش این است که حق را مستقل از انسان میداند و عقل انسان را نوری میداند که میتواند حق را بشناسد؛ عقل حکم نمیکند، اما حکم را میشناسد و این مسئله دانشی را پدید میآورد به اسم فقه.
🔸با حضور پوزیتیویسم که میخواهد جهان را محدود به شناخت تجربی و آزمون بکند، میبینیم که معنای عقل را به دنبال خودش محدود میکند و سبب میشود که حوزه علم نیز محدود شود و دیگر فقه، شریعت و متافیزیک را علم نمیداند، بلکه جزو هیومنیتیز یا انسانیات قرار میدهد.
🔸زمانی که عقلانیت پوزیتویستی افول کرد، رویکرد انتقادی به وجود آمد؛ این رویکرد انتقادی معتقد بود که عقل و علم برساخته است و عدهای میتوانند بر عدهای دیگر مسلط شوند؛ اما عقلانیت جهان اسلام میگوید که من و دیگری هر دو باید تسلیم حق باشیم؛ زیرا آرمان و ارزش و مبدأ و معادی وجود دارد که اگر خواستهها و اهوای انسانی حاکم شود، حتی اگر عقلانیتی هم در افق شناخت تجربی باشد، عقلانیت ابزاری را به اسارت میگیرد و اگر چیزی هم به اسم عقلانیت ابزاری میپذیرد، تحت تأثیر آن خواستهها است.
🔸اصلاً رویکرد اعتقادیای که پس از فروپاشی جریانهای پوزیتویستی شکل میگیرد، رسمیت بخشیدن به اراده هواست و مرجعیت میبخشد به این اراده برای تولید دانش؛ یعنی اراده انسانهاست که دانشها را میسازد، نه اینکه دانش و علم پیشران اراده باشد.
🔸اراده باید بر مدار حقیقت عمل کند و اراده است که عقل را میسازد؛ از اینرو تمدن اسلامی در حاشیه عقلانیت مربوط به خودش شکل میگیرد و یک تمدن ایدئولوژیک نیست، بلکه یک تمدن کاملاً علمی است.
💠eitaa.com/parsania_net
🔴 آسیبشناسی جریانها در حوزه فرهنگ عمومی؛
🔸آفتی که میتواند در هر نظامی وجود داشته باشد و هر جا به وجود آید فشل کننده است؛ مولاامیرالمومنین علی علیهالسلام در خطبه 97 نهج البلاغه از همین مشکل مینالد؛ بیانشان این است که کارگزارن معاویه چگونه در جنگ صفین عمل میکنند که حاضرم یکی از آنها را با 10 نفر از شما جابجا کنم؛ یعنی بحث درباره این که مولا چه کاری را میخواهد و میداند انجام دهد نیست؛ بحث در مورد سیاستهایی که تعیین میکند و توصیه هایی که میکند نیست.
🔸اما این لایه میانی که حالا قدرت است و در آن زمان قدرت قبایل بود و میتوانستند و قدرت مانور داشتند؛ اما یکمرتبه در زمانی که باید اجرا کند و درست در لحظه ای که میخواهد پیروزی رخ دهد؛ با یک این گونه تمردی، پیروزی مسلم را تبدبل به شکست میکنند؛ ببینید در شرایط موجودی که ما به شدت نیاز به یک هماهنگی داریم؛ حوزه اجرای سیاست و حریم سیاستها را نگه داشتن یک مسأله است و بحثهای کارشناسی کردن در جای خودش، یک جای دیگه است.
🔸اما حریم سیاستها را در حوزه فرهنگ عمومی به یکباره در هم ریختن و جریان سازی کردن یک آسیب دیگری است که میتواند وجود داشته باشد؛ نبود این فرهنگ یک خطری است که ما را در لحظه ای که ممکن است در آستانه پیروزی باشیم، همانجا ممکن است ما را به شکست بکشاند.
💠eitaa.com/parsania_net