🔹آیت الله حائری شیرازی🔹
🔸سرنوشت انقلاب را برایتان بگویم ... | در آینده ایران و اسرائیل، تقابل مستقیم خواهند داشت 🔸
📆 (سخنرانی آیت الله حائری شیرازی در جمع سپاه استان اصفهان - سال ١٣۶۵)
⚔️ امروز در عالم دو ولایت مطرح است: «#ولایت_اهلبیت(ع) نسبت به مسلمانان خالص» و «#ولایت_یهود برای مسلمانان ناخالص».
هر دوی این ولایتها #در_حال_رشد هستند و باید هم رشد کنند. ببینید چه میخواهم بگویم! در اینطرف، ولایت امام دارد سر بلند میکند. در آنطرف هم ولایت اسرائیل دارد سر بلند میکند. در این وسط، کسانی هستند که باید یا جذب این بشوند یا جذب آن بشوند. اگر هنوز جذب نشدهاند، بهخاطر این است که این دو ولایت هنوز بهاندازۀ کافی به #رشد_نهایی خودشان نرسیدهاند. اسرائیل هنوز به رشد نهایی خودش نرسیده است. نهضت امام هم هنوز به رشد نهایی خودش نرسیده است.
⚔️ کسانی که با امام مخالفت میکنند، اینها میمانند تا اینکه بالاخره از زیر پرچم اسرائیل سر دربیاورند! چون در عالم، دو ولایت بیشتر نخواهد بود. منتها این دو ولایت، هنوز به حد کافی بزرگ نشدهاند. در آینده، وقتی این دو کاملاً رشد بکنند، با یکدیگر #رودررو خواهند شد؛ یعنی دیگر هیچ مملکتی، بین [نهضت] امام و اسرائیل واسطه و فاصله نخواهد بود. الان سوریه و لبنان واسطه هستند. در آینده، حکومت اسلامی و اسرائیل [ #مستقیماً ] با هم اصطکاک پیدا خواهند کرد؛ یعنی ولایت اهلبیت(ع) یک طرف، یهود هم یک طرف! تمام کسانی که نمیتوانند زیر بار یهود بروند، میبینند که چارهای جز قبول ولایت اهلبیت(ع) ندارند. آنوقت، اهلبیت(ع) رشد میکنند. در این وضعیت است که تمام جوامع، جز یهودیصفتان، سراغ امام زمان(ع) میآیند و این مقدمۀ ظهور امام زمان(ع) خواهد شد.
⚔️ شما میپرسید: «چرا یهود، قطب مقابل ولایت اهلبیت(ع) است؟» در روایت داریم کسانی که با اهلبیت(ع) مخالفت کنند و بغض ایشان را داشته باشند، #یهود_این_امتاند.
زینب کبری(ع) در همین ایام محرم و صفر، در کوفه صحبت کرد. حضرت به اهل کوفه گفت: «ضربت علیکم الذلة و المسکنة»! یعنی همانچیزی را که قرآن به یهود نسبت داده، حضرت خطاب به کوفیان میگوید! اینجا مقصود از کوفیان، تنها اهل کوفه نیست. کوفه در آن روز، نمونهای بوده برای تمام کسانی که امام حسین(ع) را ترک کردند. قرآن به یهود گفت: (ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَ الْمَسْكَنَةُ وَ باؤُ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ) و زینب کبری هم خطاب به کسانی که امام حسین(ع) را تنها گذاشتند، چنین گفت. امروزه هم، #ولایت_فقیه، همان تجلّی ولایت اهلبیت(ع) است؛ آنهایی که ولایت فقیه را نپذیرفتند، ولایتشان به #ولایت_یهود منتهی خواهد شد!
⚔️ #سرنوشت_این_انقلاب را برایتان گفتم تا اگر سختیها و فشارهایی پیش آمد، بدانید کسی که بناست در صف اهلبیت(ع) باشد را تحت فشار قرار میدهند. این شخص اگر به درد اهلبیت(ع) نخورد، به صف دشمنان ایشان ملحق خواهد شد. در مقابل هم، بسیاری افراد از صف دشمنان بیرون میآیند و به صف شما میپیوندند. بدانید که صف انقلاب، این است و این مشکلات را دارد تا زمانی که جلوه پیدا بکند.
💚اللهم عجل لولیک الفرج
🌱
https://eitaa.com/pashaaar
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹
به به به
الحمدلله کماهواهله
صبح زیباتون به خیر و پر از برکات الهی
🌱
https://eitaa.com/pashaaar
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حدسم اینه تا ۱۵سال آینده هیچ سامانهای قادر به رهگیری این بابا نیست😂
🌱
https://eitaa.com/pashaaar
.
✍یکی از بزرگان اهل معرفت فرمودند:
به مردم بگویید همه #ذکر
«لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم» را برای نصرت سربازان اسلام زیاد بگویند.
🌹 این ذکر شریف را ،همراه هفت مرتبه ذکر «اَستَخیٖرُ اللهَ بِرَحمَتِه» بگوید.
🌱
https://eitaa.com/pashaaar
استاد علیرضا پناهیان1404.03.24-Panahian-EjtemaeGhadiriun-32k.mp3
زمان:
حجم:
2.9M
🔉 سخنرانی استاد علیرضا پناهیان در اجتماع غدیریون با شعار «ایران ذوالفقار علی»
📅 تهران، میدان انقلاب | ۱۴۰۴/۰۳/۲۴
👈 برخی از عناوین مهم این جلسه:
➖ویژگیهای امتحانات آخرالزمان
➖تمنای فتنهها در آخرالزمان
➖فراگیری امتحانات آخرالزمان
➖اهمیت حضور در اجتماعات دینی
@Panahian_ir
@Panahian_mp3
✍ #معلم_نگاشت
«آخجون خانم، اسم من هم امیرعلیه!»
حدود ساعت ۱۴ بود که گوشی را چک کردم.
هنوز وارد پیامرسان نشده بودم که اعلان پیامی را دیدم:
سردار حاجیزاده هم...
چشمهایم خشک شد، انگشتانم ایستادند.
برای چند ثانیه به صفحه خیره ماندم. پذیرفتن این یکی سخت بود!
در سکوت، گوشی را بستم و ذهنم به عقب برگشت...
به شش ماه پیش...
همان روزی که قرار بود نشانهی «ک» را در کلاس آموزش دهم.
بچهها با چشمهای کنجکاو و هیجانزده منتظر بودند.
قرار نبود از روی کتاب بهشان درس یاد بدهم:
ک مثل کیف
یا ک مثل کفش!
قرار بود یاد بگیرند: ک مثل موشک.
گفته بودم مقوا بیاورند.
قرار بود موشک درست کنند. از این موشکهای ساده هم نه...
از این موشکهای اوریگامی که به قول خودشان «یک عالمه تا آسمان بالا میرود».
مشغول تا زدن مقواها شدیم و گفتم؛ از چطور نوشتن موشک و از معنی موشک.
با زبان کودکانهشان گفتم و گفتم تا رسیدم به این که موشک یعنی امنیت.
من کودکانه گفتم، اما پسرانم اتفاقاً بزرگانه فکر میکردند!
مثل پسرک باهوش میز دوم که بلند شد و گفت:
خانم، ک مثل کسی. میشه دیگه، نه؟
پاسخ دادم: بله، ولی این کلمه به تنهایی ناقصه!
پسرک ادامه داد:
خب خانم، بگیم ک مثل کسی که موشک ساخت. حالا چی؟
با خنده و تعجب تأییدش کردم و آفرین گفتم.
نقطهی عطف مقوابازیها و هدف من از این کار هم همین بود.
«کسی که موشک ساخت» را که گفت، سریعاً بابای موشکها را معرفی کردم.
تصویرش را روی تخته نصب کرده بودم، اما تا آن لحظه بچهها نمیشناختندش.
اسمش را با احترام گفتم:
شهید حسن طهرانی مقدم.
اینطور مواقع که قهرمانی در کلاس معرفی میکردم، همه سکوت میکردند.
نمیدانم در ذهن این پسربچهها چه میگذشت، اما وقتی که کتاب بابای موشکها را دست گرفتم و از کودکی به نام حسن داستان خواندم، حدس میزدم همذاتپنداری کنند، اما اینجا مطمئن شدم؛
اینجا که هادی از انتهای کلاس بلند شد و گفت:
خانم، میشه اسم ما هم حسن باشه؟
مامانای ماها چرا اسممون رو حسن نذاشتن؟
بغض کردم، اما لبخند زدم و گفتم:
مهم نیست اسمت حسن باشه پسرم. باید راهت شبیه راهشون باشه.
داستان بابای موشکها که تمام شد، کلاس در سکوت بود، ولی از آن سکوتهایی که بیشتر از هیاهو حرف دارند.
گاهی به تخته نگاه میکردند و تصویر شهید،
گاهی به کتاب داستان در دست من،
و گاهی به موشکهایشان.
طوری نگاه میکردند که انگار باارزشترین چیزی است که دارند!
پسران هفتساله زیادی فهمیده بودند؛
آنقدر حس گرفته بودند که انگار حسنِ قصه از دل کتاب بیرون آمده بود و جلوی تخته ایستاده بود...
و حالا، امروز، بعد از دیدن این اعلان...
دانستم از این به بعد قرار نیست برای دانش آموزان آینده ام تا همینجای قصه را بگویم.
سال بعد، وقتی که باز به نشانهی «ک» برسم،
وقتی که چشمهای بچهها دنبال واژهی تازهای بگردد،
اینبار کنار عکس بابای موشکها،
عکسی دیگر میگذارم.
لبخند گرم سرداری که چند ماه پیش افتخار دیدارش را داشتم،
همان لحظهای که قصهی موشکهای کلاسم را برایش گفتم،
و او با لبخندی آرام، ساکت و پرمعنا نگاهم کرد؛
نگاهی که حالا بیشتر از همیشه در خاطرم مانده.
کاش همهی دانشآموزان میدانستند،
قهرمان فقط داخل کتابها نیست.
قهرمان، گاهی لبخند میزند،
گاهی با شنیدن حرفهای سادهی دل یک معلم،
سر تکان میدهد،
و گاهی هم...
بیصدا میرود.
اما راه قهرمانها، هیچوقت تمام نمیشود.
سال بعد، در کلاس اول،
وقتی دوباره موشک بسازیم،
وقتی «ک» را بنویسیم،
میگویم:
ک مثل کسی
که آسمان را امن نگه داشت.
ک مثل کسی
که پیشمرگ مردم شد.
ک مثل کسی
که گفت برای مردم گردنش از مو باریکتر است.
و شاید سال بعد، یکی از پسرهایم بگوید:
«آخجون خانم، اسم من هم امیرعلیه!»
✍نسترن حسنی، آموزگار پایه اول از استان البرز
7.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✘ آیا ایران توان ایستادگی در برابر استکبار جهانی را دارد؟ 🇮🇷
🌱
https://eitaa.com/pashaaar
♦️سردار شهید حاجی زاده: اگر به اندازه دو سال هر روز اسرائیل را موشک باران کنیم بازهم موشک هایمان تمام نخواهد شد
🌱
https://eitaa.com/pashaaar