eitaa logo
پاسخ به شبهات وسئوالات ونکات اخلاقی وداستانهای آموزنده تاریخی جذاب، مفید ،شیرین
2.2هزار دنبال‌کننده
4.4هزار عکس
8.9هزار ویدیو
101 فایل
https://eitaa.com/joinchat /4020764681C7aaad105a7 ارتباط با ادمین و ارسال سوالات @Adminpasohk
مشاهده در ایتا
دانلود
داستانی آموزنده در تاریخ امده است روزی مردی عرب از بادیه نزد پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله آمد. شتر خود را پشت مسجد خوابانید و وارد مسجد شد. بعضی از اصحاب به نعیمان بن عمرو انصاری گفتند: «اگر این شتر را بکشی، گوشت آن را میان خود تقسیم می‌کنیم و پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله بهای شتر را به آن مرد عرب خواهد پرداخت و او را راضی خواهد کرد.» نعیمان شتر را کشت. چیزی نگذشت که مرد عرب از مسجد بیرون آمد و شتر خود را کشته دید. فریاد برآورد و نزد پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله شکایت کرد. نعیمان نیز از آنجا گریخت و خود را پنهان کرد. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله از ماجرا آگاه شد و فرمود: «نعیمان کجاست؟» اصحاب در جست‌وجوی او برآمدند تا اینکه فهمیدند در خانه ضُباعه دختر زبیر بن عبدالمطلب، همسر مقداد بن اسود، پنهان شده است. او خود را در گودالی مخفی کرده و مقداری علف بر روی خود ریخته بود تا دیده نشود. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله همراه گروهی از اصحاب به آنجا آمدند. محل اختفای نعیمان را نشان دادند. علف‌ها را کنار زدند و نعیمان را بیرون آوردند؛ در حالی که خاک و خاشاک بر چهره‌اش نشسته بود. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله با روی گشاده به او فرمود: «ای نعیمان! این چه کاری بود که انجام دادی؟» نعیمان گفت: «یا رسول‌الله! همان کسانی که جای مرا به شما نشان دادند، مرا به این کار وادار کردند.» پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله تبسم کرد و با دست مبارک خود خاک و خاشاک را از صورت نعیمان پاک نمود و سپس بهای شتر را به صاحبش پرداخت کرد و او را راضی ساخت. @pasokh0👈👈👈عضویت
کرامتی از حضرت معصومه سلام الله علیها ... 🖤شفای دختر لال حجه الاسلام آقای حاج آقا حسن امامی چنین نوشته‌اند که: روز پنجشنبه دهم رجب ۱۳۸۵ هـ. ق دختری ۱۳ ساله از اهالی آب روشن آستارا به اتفاق پدر و مادرش به قم آمدند در حالی که دختر در اثر مرضی دچار عارضه لالی شده بود و قوه گویایی خود را از دست داده بود و با مراجعه به اطباء هم معالجه نشده بود، در حالی که از دکترها مایوس بودند به کنار قبر مطهر فاطمه معصومه علیهاالسلام پناهنده شدند. به مدت دو شب در کنار ضریح مبارک نشسته گاهی در حال گریه و گاهی با زبان بی زبانی مشغول راز و نیاز بود که یک مرتبه همه چراغ‌های حرم خاموش گردید. در همان حال دختر مذکور مورد عنایت حضرت قرار گرفت و صیحه عجیبی کشید که خدام و زائرین شنیدند. جمعیت هجوم آوردند تا مقداری از لباس او را به عنوان تبرک بگیرند. خدام دختر را به کشیک خانه بردند تا جمعیت متفرق شدند. دختر گفت: در همان وقت خاموشی چراغ‌های حرم، چنان روشنایی و نوری دیدم که در تمام عمرم مثل آن را ندیده بودم و حضرت را دیدم که فرمود: خوب شدی و دیگر می‌توانی سخن بگویی و آف بزنی؛ من فریاد زدم، دیدم زبانم باز شده است. @pasokh0👈👈👈عضویت
داستانی آموزنده عبدالله یتیمی بود که در کودکی تحت تکفل عموی خود بزرگ شد و از نظر ثروت دنیا چیزی نداشت. اما با گذشت زمان و توجه عمویش، صاحب ثروت زیادی از جمله گوسفند، شتر، غلام و کنیز شد. او را در دوران جاهلیت «عبدالعزی» می‌نامیدند. مدت‌ها بود که عبدالله میل وافری به اسلام داشت، اما از ترسِ واکنش‌های عمومی و به دلیل خشن و متعصب به نظر رسیدنِ خود، آن را کتمان می‌کرد. سرانجام پس از وقایع فتح مکه، عبدالله دیگر نتوانست بر میل خود غلبه نکند و نزد عمویش رفت. او گفت: «مدت‌ها بود که مایل به اسلام آوردن بودم و انتظار داشتم شما هم اسلام قبول کنید، اما اکنون تصمیم گرفته‌ام به مسلمانان بپیوندم.» عمویش با خشم تهدید کرد که اگر چنین کند، تمام اموال و حتی لباسش را از او خواهد گرفت. عبدالله با ایستادگی بر ایمان خود، آنچه داشت از دست داد و با پارچه‌ای که از مادرش گرفته بود (بِجاد)، به سوی پیامبر (صلی الله علیه وآله و سلم) رهسپار شد. پیامبر (ص) نام او را از «عبدالعزی» به «عبدالله ذوالبجادین» تغییر داد. 📙[۱] ابن اسحاق، *السيرة النبویة*، روایت یونس بن بکیر، ص ۲۹۴. [۲] ابن اثیر، *أسد الغابة فی معرفة الصحابة*، ج ۳، ص ۱۲۳. [۳] ابونعیم اصفهانی، *دلائل النبوة*، ج ۱، ص ۵۲۵. [۴] علامه مجلسی، *بحار الأنوار*، ج ۲۱، ص ۲۵۰. @pasokh0👈👈👈عضویت
📗حکایت آموزنده برو کلاه خودت و قاضی کن شخصی سرو کارش به دیوان قضاوت کشید و هر وقت پیش از آنکه به محکمه قاضی برود در خانه ابتدا کلاهش را جلوی خود می گذاشت و کلاه را قاضی فرض کرده و آنچه که میخواست در محکمه بگوید به کلاه میگفت و راست و دروغ آن را میسنجید و بعد نزد قاضی میرفت تا سخنی به ضرر خود نگوید. چون پرسیدند این سخنان محکمه پسند را چطور اینطور درست و بی غلط در محضر قاضی میگوئی تا به نفع تو حکم میدهد جواب داد: اول کلاه خودم را قاضی میکنم ... @pasokh0👈👈👈عضویت
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🐴 انگلیسی ها این طوری سوار زنهای هندی ها می شدند! 👈این است نگاه غرب وحشی به زن، زندگی، آزادی. داری فیلم را میبینی یه صلوات نثار روح امام خمینی وشهید امام خامنه ای وکلیه شهدا بفرس که نگذاشتند .... @pasokh0👈👈👈عضویت
https://fa.shafaqna.com/?p=2362061 حضرت آیت الله شبیری آغاز راه استدلالی و اخلاق مداری بی نظیر از خود بر جای گذاشتند
آیت‌الله العظمی شبیری زنجانی؛ فقیهی که فقه را با رجال و حدیث پیوند زد https://hawzahnews.com/xg8tz
11.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢نمیدونی که همین خواب سبک چه بلایی به سرم آورده 🔻روایتی از حضور و غیاب ۱۶۸ فرشته، همزمان با آغاز سال تحصیلی جدید @pasokh0👈👈👈عضویت
🌱 چند خاطره کوتاه از آیت‌الله‌العظمی شبیری زنجانی (قدّس‌سرّه) 1️⃣ نقد با متانت تمام و احترام وافر: از ویژگی‌های برجسته ایشان نقد مطالب سخنران بود، در عین احترام وافر با متانت تمام، اشکال یا اشکالات سخنران را بلافاصله بعد از منبر تذکر می‌دادند، سیره‌ای که در دیگر بزرگان کمتر شاهد بودم و ای کاش همه چنین می‌کردند. در این زمینه خاطرات فراوانی دارم اما به یک مورد اشاره می‌کنم. در محضرشان این شعر زیبای نیّر تبریزی را خواندم: (گفت ای گروه هر که ندارد هوای ما سرگیرد و برون رود از کربلای ما) از نیر تبریزی، تعبیر به مرحوم کرده بودم، بلافاصله بعد از منبر فرمودند: «شعر زیبائی بود، باز هم بخوانید ولی از کلمه (مرحوم) برای شاعر آن استفاده نکنید زیرا وی از شیخیه بود». 2️⃣ تواضع در وجودشان موج میزد واقعا پاره‌ای نور بودند، برای مصالح  اسلام و حوزه، از حقوق خود چشم پوشی می‌کردند، فقط به یک مورد اشاره می‌کنم: در سال‌های اخیر که مورد بی مهری یکی از روحانیون سرشناس قرار گرفتند، سکوت فرمودند، آن روزها در دفتر ایشان جهت سخنرانی دعوت شده بودم، آیت الله زاده معظمشان فرمودند: حضرت والد مخصوصا تأکید داشتند به شما بگویم؛ در این موضوع در منبر مطلبی مطرح نکنید و در دفاع از ایشان سخنی نگوئید. 3️⃣همگان را تشویق می‌فرمودند همیشه بعد از منبر در محضر شریفشان که برایم افتخاری بود و بیش از سی سال مفتخر بودم، از محضرشان تقاضا می‌کردم اشکالات منبر را بفرمائید، چون سکوت جنابعالی را حمل بر صحت کلام خود می‌دانم و اگر نفرمائید اغراء به جهل می‌شود، با بزرگواری تمام ابتداء تعریف می‌فرمودند و سپس خیلی آرام به نقدها می‌پرداختند و گاهی می‌فرمودند شاید من درست نشنیده‌ام. هنوز پس از سالها از شرمندگی کلام ایشان خجلت زده‌ام که گاهی می‌فرمودند: منبر شما به اندازه یک کتاب چهارصد صفحه‌ای مطلب داشت. این همه بزرگی و دستگیری از  طلبه‌ای کوچک و بی‌مایه؛ فقط نشان از روح بلند او می‌کرد. 4️⃣خدمت به مردم: در سال‌های دور که به حج خانه خدا مشرف می‌شدند، شبهای مکه، ساعت‌های طولانی پشت حجر اسماعیل که وعده‌گاه ایرانی‌ها و روحانیون کاروان‌ها بود، به پاسخگوئی به پرسش حجاج و روحانیون می‌گذراند و با تسلطی که بر احکام حج داشتند (و بلکه به نظر برخی، اعلم در مسائل حج از دیگران بودند) خدا می‌داند، حضورشان چقدر مشکل گشا بود. شلوغ ترین جمع در آن مکان مقدس، حلقه اطراف ایشان بود، آری ساعت‌ها با حوصله پاسخ پیر و جوان، روحانی و غیر روحانی را می‌داد و آن را بر طواف مستحبی مقدم می‌داشت. 5️⃣ استفاده از فرصت: خاطرات فراوانی در این زمینه دارم ولی فقط به یک خاطره اکتفا می‌کنم: سالهائی که نماز مغرب و عشاء را در شبستان امام خمینی در حرم مطهر اقامه می‌فرمودند، گاهی چند لحظه زودتر می‌رسیدند، قرآن مخصوصی داشتند بلافاصله به تلاوت مشغول می‌شدند، فراموش نمی‌کنم، شبی وقتی  وارد اطاق پشت محراب شدند، موذن، اذان می‌گفت و به کلمه (حی علی خیر العمل)‌ رسیده بود، من هم توفیق داشتم جهت سخنرانی، زودتر مشرف شده بودم، با کمال تواضع و ادب به من فرمودند: (با اجازه شما)، و بعد قرآن را بازکرده و فاصله (حی علی خیر العمل) موذن تا پایان اذان را به تلاوت یکی دو صفحه قرآن گذراندند. 6️⃣ عجیب به نوافل مقید بودند  دوستانی که سالها نماز جماعت ظهر و عصر این بزرگوار در مدرسه فیضیه، یا مغرب و عشاء؛ حرم مطهر را دیده بودند، تقید ایشان به نوافل را شاهد بودند، شانزده رکعت نافله ظهر و عصر و نوافل مغرب و عشاء، از ایشان ترک نمی‌شد. ✍️ از حسینی قمی @pasokh0👈👈👈عضویت
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
گزیده‌ای از رویدادهای مهم تاریخی امروز چهارشنبه ☀️ 01 مهر ماه 1405 شمسی 🌙 11 ربيع الثانی 1448 قمری ❄️ 23 سپتامبر 2026 میلادی ☀️ شمسی ➕ تولد "حضرت امام خميني" رهبر انقلاب و بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران در خُمين (1281 ش) ➕  آغاز ثبت احوال و صدور شناسنامه به تصويب هيأت وزيران (1297 ش) ➕ حمله نيروي هوايي ارتش به خاك دشمن متجاوز يك روز پس از آغاز جنگ (1359 ش) ➕ رحلت فقيه جليل آيت‏اللَّه "محسن حرم پناهي" (1381 ش) ➕ روز بازگشايي مدارس و روز دهقان 🌙 قمری ➕ درگذشت ابوعلي خياط، دانشمند و رياضيدان مسلمان(220 ق) ❄️ میلادی ➕ كشف سياره "نپتون" توسط دو دانشمند فرانسوي (1846م) کاملتر و ادامه ⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️ @pasokh0👈👈👈عضویت