2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 لحظه ترور فرعون مصر به دست یک انقلابی
به مناسبت سالگرد ترور انورسادات توسط خالد_اسلامبولی در ۶ اکتبر سال ۱۹۸۱ میلادی
@pasokh0👈👈👈 عضویت
⬅️⬅️ گزیدهای از رویدادهای مهم تاریخی امروز چهارشنبه
☀️ 15 مهر ماه 1405 شمسی
🌙 25 ربيع الثانی 1448 قمری
❄️ 07 اکتبر 2026 میلادی
☀️ شمسی
➕ آغاز اعتصاب سراسري معلمان در اعتراض عليه رژيم سفاك پهلوی (1357 ش)
➕ تعيين رنگ پرچم كشور ايران (1286 ش)
➕رحلت فقيه جليل آيتاللَّه "حسين محمدي لائيني" (1372 ش)
➕ رحلت فقيه مجاهد و عالم بزرگوار آيتاللَّه "مجتبي حاج آخوند" روحاني شهير كرمانشاه (1380 ش)
🌙 قمری
➕ درگذشت "ابن سيده" دانشمند و اديب(458 ق)
➕ وفات "امام الحرمين جويني" دانشمند نامدار و آگاه به علوم زمان(478 ق)
❄️ میلادی
➕ عملیات طوفان الاقصی( اکتبر 2023م)
➕ درگذشت "ادگار آلن پو" اديب و داستان سراي امريكايي (1849م)
➕ به قدرت رسيدن "حُسني مبارك" در مصر پس از ترور "محمدانور سادات" (1981م)
@pasokh0👈👈👈 عضویت
💠 پاره ای از دستورات اسلام درباره عیب پوشی از دیگران
✍ پیامبر عظیم الشأن اسلام که خود انسانی کامل، و مظهر عیب پوشی از دیگران است در روایتی می فرمایند:
🌺 مَنْ سَتَرَ اَخاهُ الْمُسْلِمَ فِی الدُّنْیا فَلَمْ یفْضَحْهُ سَتَرَهُ اللّهُ یوْم الْقِیامَه (۱)
هر که بر عیب برادر مسلمانش در دنیا پرده پوشد و او را رسوا نسازد، خداوند در قیامت، عیب او را بپوشاند.
همچنین حضرت در کلامی دیگر خطاب به مسلمانان می فرماید:
🌷 «اُسْتُرُوا عَلی اِخْوانِکمْ؛(۲) عیوب برادران خود را بپوشانید».
✅ گروهی از انسان ها، بی خبر از همه ی عیب هایی که خود گرفتار آنند، همواره به تجسس در لغزش ها و عیب های دیگران سرگرمند، در حالی که به فرموده حضرت علی علیه السلام:
🌸«بزرگ ترین عیب آن است که به عیب دیگران مشغول شوی، حال آنکه همان عیب در تو نیز وجود دارد».(۳)
✅ انسان های بزرگ و پارسا، به جای عیب جویی از دیگران، در جست وجوی عیب خویش و رفع آن هستند و به خود جرئت عیب جویی از مردم را نمی دهند. از حضرت علی علیه السلام روایت است:
🌹«خوشا به حال آن کس که عیب خودش، او را از پرداختن به عیب های مردم باز دارد.» در جایی دیگر نیز می فرماید: «کسی که عیب جویی می کند، باید از خودش آغاز کند».(۴)
پی نوشت ها:
(۱) جامع الصغیر، ج۲، ص۶۰۹.
(۲) وسائل الشیعه، باب۳۲ امر به معروف و نهی از منکر، ح۷.
(۳) نهج البلاغه، حکمت ۳۵۳.
(۴) غررالحکم، ح۸۴۸۹
@pasokh0👈👈👈 عضویت
حکایتی پندآموز
مردی می خواست کاملا خدا را بشناسد .
ابتدا به سراغ افراد و کتابهای مذهبی
رفت ، اما هر چه جلوتر رفت گیج تر شد .
افراد و کتاب های نوع دیگر را نیز
امتحان کرد اما به جایی نرسید .
خسته و نا امید راه دریا را در پیش
گرفت کنار ساحل کودکی را دید که
مشغول پر کردن سطل آب کوچکی
از آب دریا بود . سطل پر و سر ریز
می شد اما کودک همچنان آب می ریخت
مرد پرسید : چه می کنی؟
کودک جواب داد : به دوستم قول
دادم همه آب دریا را در این سطل
بریزم و برایش ببرم
تصمیم گرفت پسر را نصیحت کند
و اشتباهش را به او بگوید
اما ناگهان به اشتباه خود هم پی برد که می خواست با ذهن کوچکش خدا را بشناسد و کل جهان را در آن جا دهد فهمید که با دلش باید به سراغ خدا برود
به کودک گفت : من و تو
در واقع یک اشتباه را مرتکب شده ایم...