ابن سینا و راز سلامتی
🔰روزی روزگاری، در دوران شکوفایی تمدن ایرانی، طبیب حاذق و فیلسوف بزرگ، ابن سینا نه تنها در علم پزشکی تبحر داشت، بلکه در فلسفه، ریاضیات و نجوم نیز دستی توانا داشت.
در آن زمان، بیماری ناشناختهای در میان مردم شهر شیوع پیدا کرده بود. افراد زیادی بیمار میشدند و طب سنتی و داروهای موجود نیز اثربخشی چندانی نداشت. مردم شهر در نگرانی و ترس به سر میبردند و هر روز بیماران بیشتری به دربار ابن سینا مراجعه میکردند.
🔸ابن سینا با دقت فراوان بیماران را معاینه میکرد، نبضشان را میگرفت و علائم بیماری را جویا میشد. او ساعتها در کتابخانهاش به مطالعه و تحقیق میپرداخت و در جستجوی راهی برای درمان این بیماری بود. او به این نتیجه رسید که این بیماری تنها یک علت فیزیکی ندارد، بلکه عوامل روحی و روانی نیز در آن دخیل هستند.
روزی، ابن سینا در حالی که در باغ بزرگی قدم میزد، متوجه شد که باغبان پیری با شور و نشاط فراوان در حال رسیدگی به گلها و گیاهان است. پیرمرد با وجود سن بالا، سرزنده و شاداب به نظر میرسید. ابن سینا به سراغش رفت و از راز شادابی و سلامتیاش پرسید.
باغبان لبخندی زد و گفت: «ای حکیم بزرگوار، راز من در سادگی است. من هر روز صبح زود از خواب برمیخیزم، چند دقیقهای در هوای پاک تنفس میکنم، غذای ساده و سالم میخورم و با عشق و علاقه به باغ و گلهایم رسیدگی میکنم. من از پرخوری، تنبلی و اندیشههای بیهوده دوری میکنم و سعی میکنم همیشه شاد و راضی باشم.»
ابن سینا با شنیدن سخنان باغبان، متوجه نکته مهمی شد. او دریافت که سلامتی تنها در گرو دارو و درمان نیست، بلکه سبک زندگی سالم، تغذیه مناسب، فعالیت بدنی، آرامش روحی و شادی نیز نقش اساسی در حفظ تندرستی دارند.
🔹ابن سینا به شهر بازگشت و در میان مردم اعلام کرد: «ای مردم! این بیماری تنها با دارو درمان نمیشود. شما باید سبک زندگی خود را تغییر دهید. از پرخوری و غذاهای ناسالم دوری کنید، هر روز صبح ورزش کنید، به اندازه کافی بخوابید، از اندیشههای منفی فاصله بگیرید و سعی کنید همیشه شاد باشید. طبیعت بهترین داروخانه است، پس با آن آشتی کنید.»
💠مردم شهر که از درمانهای قبلی ناامید شده بودند، سخنان ابن سینا را جدی گرفتند و شروع به تغییر عادات خود کردند. آنها غذای سالمتری خوردند، ورزش کردند، به طبیعت رفتند و سعی کردند روحیهای شاداب داشته باشند. به تدریج، بیماری از میان مردم رخت بربست و شهر دوباره رنگ سلامتی و شادابی به خود گرفت.
@pasokh0👈👈👈 عضویت
🔴 محبّت اهل بیت از آسمان و به اندازهٔ ظرفیت ها نازل میشود
🟢 از دیگر برکات ایمان به ولایت اهل بیت علیهم السلام این است که هر کسی به اندازهٔ ظرف و سعهٔ وجودی خودش، محبّت اهل بیت نصیبش میشود. در روایات آمده که ابری بالای شکم مادر باردار میآید و به اندازهٔ سعه و ظرف وجودی آن جنین، باران محبّت و ولایت اهل بیت شروع به باریدن کرده و در ذات و نهاد آن شخص قرار میگیرد. بعد از این معنا، خدای متعال عنایات خاصهٔ خودش را به برکت ایمان به ولایت اهل بیت ادامه میدهد و آن آثار فقهی را بر فرزند انسان مؤمن بار میکند.
🌕 امام صادق عليه السلام فرمودند:
همانا خداوند محبّت ما اهل بيت را از آسمان از گنجينههای زير عرش همچون گنجينههای طلا و نقره فرو فرستد، و جز به اندازهٔ معیّن نازل نكند، و آن را جز به بهترين آفریدگانش عطا نكند.
🌕 و به راستی خداوند را ابریست همچو ابر باران؛ پس هرگاه بخواهد يكی از افراد محبوب خلقش را بدان مخصوص سازد، به آن ابر فرمان دهد تا به نطفه يا جنين (آن فرد) در شكم مادرش ببارد.
📗تحف العقول، ص ۳۱۳
✾@pasokh0👈👈👈 عضویت
📚سوال_و_جواب_هارون_و_بهلول
آورده اند موقعی که هارون الرشید از سفر حج مراجعت می کرد . بهلول در سرراه اوایستاد و منتظر بـود
و همینکه چشمش به هارون افتاد سه مرتبه به آواز بلند صدا زد هارون خلیفه پرسید صاحب صدا کیست
گفتند بهلول مجنون است
هارون بهلول را صدا زد و چون به نزد هارون رسید خلیفه گفت من کیستم ؟
تو آن کسی هستی که اگر به ضعیفی در مـشرق ظلـم کننـد تـو را بازخواسـت خواهنـد کـرد . هـارون از
شنیدن این سخن به گریه افتاد و گفت : راست گفتی الحال از من حاجتی بخواه . بهلول گفت :
حاجت من این است که گناهان مرا بخشیده و مرا داخل بهشت کنی . هارون گفت این کار از عهده مـن
خارج است ولی من می توانم قرضهاي تو را ادا نمایم . بهلول گفت :
قرض به قرض ادا نمی شود که تو خود مقروض مردمی . پس شما اموال مردم را به خودشان برگردانید و
سزاوار نیست که مال مردم را به من بدهی . گفت دستور می دهم که براي تامین معاش تو حقوقی بدهند
تا مادام العمر براحتی زندگی کنی .
بهلول گفت : ما همه بندگان وظیفه خوار خدا هستیم آیـا ممکـن اسـت کـه خداونـد رزق تـو را در نظـر
بگیرد و مرا فراموش نماید؟
✾@pasokh0👈👈👈 عضویت
در يک شب زمستاني سرد ، ملانصرالدین در رختخواش خوابيده بود که يکباره صداي غوغا از کوچه بلند شد
زن ملانصرالدین به او گفت که بيرون برود و ببيند که چه خبر است
ملا گفت : به ما چه ، بگير بخواب. زنش گفت : يعني چه که به ما چه ؟ پس همسايگي به چه درد مي خورد .
سرو صدا ادامه يافت و ملا که مي دانست بگو مگو کردن با زنش فايده اي ندارد . با بي ميلي لحاف را روي خودش انداخت و به کوچه رفت .
گويا دزدي به خانه يکي از همسايه ها رفته بود ولي صاحبخانه متوجه شده بود و دزد موفق نشده بود که چيزي بردارد. دزد در کوچه قايم شده بود همين که ديد کم کم همسايه ها به خانه اشان برگشتند و کوچه خلوت شد ، چشمش به ملا و لحافش افتاد و پيش خود فکر کرد که از هيچي بهتر است . بطرف ملا دويد ، لحافش را کشيد و به سرعت دويد و در تاريکي گم شد.
وقتي ملا به خانه برگشت . زنش از او پرسيد : چه خبر بود ؟
ملا جواب داد : هيچي ، دعوا سر لحاف من بود . و زنش متوجه شد که لحافي که ملا رويش انداخته بود ديگر نيست .
اين ضرب المثل را هنگامي استفاده مي شود که فردي در دعوائي که به او مربوط نبوده ضرر ديده يا در يک دعواي ساختگي مالي را از دست داده است .
✾@pasokh0👈👈👈 عضویت
🔎قاب_زندگی | روایتهایی از زندگی رهبر معظم انقلاب
📖 خرسندی رهبر شهید از شاگردی فرزندشان نزد آیتالله شبیری
💬 آیتالله سیدجعفر شبیری زنجانی برادر مرحوم آیتالله سیدموسی شبیری زنجانی نقل میکنند:
▪️«یک بار که ناهار خدمت آقای شهید بودیم و آقاسیدموسی نیز آنجا بودند، آقازادههایشان هم سر سفره بودند. آقا به اخوی فرمودند: پسرهای من که طلبه شدند، خودشان انتخاب کردند و من به آنها نگفته بودم طلبه بشوند؛ البته من از انتخابشان خوشحال شدم.
▪️زمانی که یکی از آنها به قم آمد، من نگفتم بیاید درس شما؛ خودش درس شما را انتخاب کرد و من از این انتخاب هم خوشحال شدم.»
🍃 اَللّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ🌺
🔸پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله: أدِّبوا أولادَكُم عَلى ثَلاثِ خِصالٍ : حُبِّ نَبِيِّكُم ، وحُبِّ أهلِ بَيتِهِ ، وعَلى قِراءَةِ القُرآنِ .
🔹فرزندان خود را بر سه خصلت ، تربيت كنيد : دوست داشتن پيامبرتان ، دوست داشتن اهل بيت او ، و خواندن قرآن .
📚الصواعق المحرقة : ص ١٧٢
🍃 اَللّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ🍃
⬅️ گزیدهای از رویدادهای مهم تاریخی امروز پنجشنبه
☀️ 16 مهر ماه 1405 شمسی
🌙 26 ربيع الثانی 1448 قمری
❄️ 08 اکتبر 2026 میلادی
☀️ شمسی
➕ صدور بيانيه "امام خميني" به سران دول اسلامي براي بسيج عليه رژيم صهيونيستي (1352 ش)
➕ صدور قطعنامه 588 شوراي امنيت درباره جنگ ايران و عراق (1365 ش)
➕ حمله چرخ بال هاي آمريكايي به قايق هاي گشتي سپاه در خليج فارس (1366 ش)
➕ بمباران شيميايي شهر سومار توسط رژيم بعث عراق در جريان جنگ تحميلي (1366 ش)
➕ دستگيري و تبعيد شبانه آيتاللَّه "سيد حسن مدرس" به خواف به دستور "رضاخان" (1307 ش)
🌙 قمری
➕ درگذشت نويسنده و عالم زاهد آقانجفي قوچاني(1363 ق)
➕ تولد "عين الزمان قطان مروَزی" رياضیدان، طبيب و فيلسوف مسلمان (465 م)
❄️ میلادی
عقب نشيني سپاه "ناپلئون بُناپارت" از روسيه به علت سرماي شديد منطقه (1812م)
کاملتر و ادامه ⬇️⬇️⬇️⬇️
@pasokh0👈👈👈 عضویت
◼️ دستگيري و تبعيد شبانه آيت اللَّه "سيد حسن مدرس" به خواف به دستور "رضاخان" (1307 ش)
✍ در پي مخالفت هاي مكرر آيت اللَّه مدرس با ديكتاتوري رضاخان پهلوي، به دستور رضاخان، رييس شهرباني تهران به همراه تعدادي از نيروهاي نظامي به منزل آيت اللَّه مدرس هجوم بردند. پس از ضرب و شتم، ايشان را بدون عمامه، عبا و كفش، از خانه بيرون برده و به مأموران شهرباني مشهد تحويل دادند. آيت اللَّه مدرس، پس از آن به شهر خواف تبعيد شد، تا آنكه پس از نه سال تبعيد، در دهم آذر 1316، توسط دژخيمان رضاخاني به شهادت رسید.
✅ نقل از فرزند شهید مدرس:
🔹یک روز وقتی پدرم از مجلس بازگشت، عدهای از مردم به خانه آمدند و با سر و صدای زیاد گفتند آقا این چه لایحهای بود که امروز تصویب شد؟! خلاف مصلحت است.
💦آقا فرمود اگر بیست رأس الاغ و یک آدم را در مجلسی جمع کنند و از آنها بپرسند ناهار چه میخورید، چه جواب میدهند؟! همه گفتند جو؛ آقا فرمود: آن یک نفر هم مجبور است سکوت کند، این وکلایی که شما انتخاب کردید، شعورشان همین اندازه است، بروید آدم انتخاب کنید.
@pasokh0👈👈👈 عضویت
▪️رحلت حكيم، اديب و فقيه فرزانه "آقا نجفي قوچاني" (1323 ش)
✍ سيد محمد حسن بن سيد محمد، معروف به آقانجفي قوچاني در حدود سال 1256 ش (1295 ق) در روستاي خسرويه از توابع قوچان به دنيا آمد. تحصيلات مقدماتي را در قوچان، سبزوار و مشهد به پايان رساند و در بيست سالگي راهي اصفهان شد.
✅ او پس از اقامت چهار ساله در اصفهان و استفاده از محضر استادان آن ديار از قبيل آخوند كاشاني، ميرزاجهانگير خان قشقايي، شيخ عبدالكريم گزي و سيد محمد باقر درچه اي، به نجف رفت و نزد آخوند خراساني و شيخ الشريعه اصفهاني شاگردي كرد.
✅ وي در سي سالگي به درجه اجتهاد رسيد و پس از بيست سال توقف در نجف اشرف، به زادگاه خود بازگشت. آقانجفي، از آن پس متجاوز از بيست و پنج سال از عمر خود را در مقام فقاهت و حاكميت شرع در قوچان گذراند و به اداره حوزه علوم ديني شهر پرداخت.
✅ از اين شخصيت دانشمند، آثار برجسته اي به جاي مانده كه سياحت غرب در كيفيت عالم برزخ و سير ارواح پس از مرگ؛ سياحت شرق كه مهمترين اثر او و در شرح حال خود او از كودكي تا مقام اجتهاد است، اثبات رجعت و نيز شرح و ترجمه رساله تُفّاحيه ارسطو از آن جمله است.
✅ اين عالم رباني سرانجام در 31 فروردين 1323 ش (26 ربيع الثاني 1363ق) در 67 سالگي درگذشت و در حسينيه خود به خاك سپرده شد. آرامگاه او اكنون زيارتگاه مردم است.
@pasokh0👈👈👈 عضویت