هدایت شده از 🎧𝐿𝑒𝓈𝓈𝑜𝓃 𝓋𝓁𝑜𝑔♡
https://eitaa.com/ZZFFXf
کیوتا اینجآ جمع هستن عضو نشی تا آخرت عمرت ضرر کردیا🧸
هدایت شده از 🎧𝐿𝑒𝓈𝓈𝑜𝓃 𝓋𝓁𝑜𝑔♡
💗
https://eitaa.com/mor_vared
خوشگلای ادایی اینجا جمع هستن تو هم بیـا⬫
🎀🍓 مسابقه خفن و ترند ایتا شروع شد! 🍓🎀
🏆 جوایز فوقالعاده و میلیونی در انتظارته! 💸✨
💖 فقط کافیه عضو کانالها بشی، شات عضویت بگیری و برای ادمین بفرستی! 📩
فاطمه :: یسنا :: فاطمه :: الورا :: فاطیما :: ایده فونت :: دنیای دستبند :: نگار :: کرنسیا :: سارینا :: حضرتآقا :: مبهم :: آوین :: سودا :: سارا :: کیتی جات
🎟️ کد اختصاصی خودتو بگیر و وارد قرعهکشی شو! 🥹👑
آیدی ادمین مسابقه👩🏻💻:
@Fatemh_613
🧸🍫 شاید برنده خوششانس بعدی تو باشی!
🌸 پس فرصت رو از دست نده و همین الان شرکت کن! 💗✨
هدایت شده از عضو شو خوشگلهه🍨
عــضو شــدی بیـــــا پــی بهــت 20 تومــن ایــنترنـــت بــدم🌱👧🏻💗
➥ 𝚑𝚝𝚝𝚙𝚜://𝚎𝚒𝚝𝚊𝚊.𝚌𝚘𝚖/𝚓𝚘𝚒𝚗𝚌𝚑𝚊𝚝/𝟷𝟻𝟾𝟽𝟺𝟶𝟶𝟻𝟻𝙲𝚎𝟼𝟷𝟶𝚋𝟶d𝟼𝟷𝟸
جــــج پــی وی فوروی توروخدا رگباریییی 🌱😭
آیــدیــم برای جــج👩🏼💻: @Admin_tab1045
هدایت شده از گسترده④ساعته 💛
«بخشیازپارتواقعیرمان»
مهتاب سعی میکرد ذهنش را با مدیتیشن آرام کند.
دوست نداشت اعصاب خوردی های کارش سر خانوادهاش خالی کند.
تمام با تمرکز کامل به صدای ضبط شده گوش میداد که ناگهان سکوت اتاقش با صدای بغضآلود میلاد شکست.
- آبجی ازت نمیگذرم این چیه تو دفتر خاطرات نوشتی من کی به حریم شخصیت احترام نذاشتم.
مهتاب چشمانش را باز کرد همان دفترچهای یک هفته دنبالش میگشت دست برادر خودش بود.
آهی کشید و گفت:
- خدایا خودت شاهدی من میخواستم خودمو کنترل کنم این میلاد کرم داره.🤣🤦♀
خوندن ادامه در چنل زیر
https://eitaa.com/joinchat/2027882021C125ee90b4b