هدایت شده از مسجدانه
حاجی زندیه جایگزین دکتر مشفق، قائم مقام معاون دانشجویی فرهنگی #دانشگاه_امام_صادق شد.
جا دارد به سهم خودم از تلاشهای چندساله دکتر مشفق تشکر کنم؛ خدا قوت برادر.
از خدا میخواهم #رئیس زندیه در جایگاه جدید، همچون گذشته، محبوب، مردمی و موفق باشد.
www.PavaraQi.ir | @PavaraQi
تازه بمانید:
👉 ble.im/join/NzBiYmQwYT
در آن لحظه شرایط سخت بود. همه داشتند مرا نگاه میکردند. من در صدر جدول بودم و همه شگفتزده شده بودند و اصلا انتظار نداشتند. باورشان نمیشد. یک لحظه سالن را سکوت فرا گرفته بود. تا اینکه همهمه و پچ پچها شروع شد. میدانستم دارند درباره من حرف میزنند. ساعت را میدیدم که دارد تند تند حرکت میکند اما من در یکی دو دقیقه تصمیمی که باید را گرفتم. من پیروی کردم از راه خودمان و حرف حضرت آقا. نرفتن پشت میز مسابقه برای من که صدرنشین بودم و فاصله زیادی تا قهرمانی نداشتم سخت بود، اما انتخاب خودم بود و بهترین تصمیم را گرفتم.
☑️دیشب بچههای بسیج دانشگاه امام صادق رفتند #فرودگاه به استقبال یک قهرمان. قدر قهرمانان را بدانیم.
#آرین_غلامی
www.PavaraQi.ir | @PavaraQi
تازه بمانید:
👉 ble.im/join/NzBiYmQwYT
یَا أَیَّتُها النَّفسُ المُطمَئِنَّة إِرجعی إِلی ربِّک راضیةً مَرضیة
فَادخلی فِی عِبادی
وَادخلی جَنََّتی
مرد خدا به خدا پیوست. شادی روح مؤمن صادق مرحوم حاج محمدرضا #اعتمادیان فاتحه مع الصلوات.
مبارز انقلاب اسلامی
عضو مؤتلفه
معاون نخستوزیر (شهید رجایی) و سرپرست سازمان اوقاف
قائم مقام آستان قدس
عضو جامعه امام صادق و یار دیرین مرحوم مهدوی کنی
ساده و متواضع و دست به خیر
گاهی میگفتند دانشگاه با پول اوست که سر پاست ولی او تکذیب میکرد.
www.PavaraQi.ir | @PavaraQi
تازه بمانید:
👉 ble.im/join/NzBiYmQwYT
دیروز کتاب جدید آبنبات دارچینی که #سوره_مهر پیشفروش کرده بود، در یک بستهبندی زیبا و خلاقانه به انضمام چوب دارچین (!) رسید.
#مهرداد_صدقی در این مجموعه #داستان_طنز بخشهای کمتر دیدهشده جامعه ایران را روایت میکند.
جلد اول این کتاب با عنوان آبنبات هلدار جزو کتب منتخب مسابقه خنداونه قرار گرفته بود.
www.Qafase.ir | @Qafase
با #کتاب، تازه بمانید:
👉 ble.im/join/ZTk3NGIyNT
www.PavaraQi.ir | @PavaraQi
تازه بمانید:
👉 ble.im/join/NzBiYmQwYT
#یک_پیشنهاد
#آزمایش
#چالش_اسم_بردن_از_۱۰_شهید_فلسطینی!
🔹۱۰ شهید فلسطینی نام ببرید!
🔺_عزالدین قسام؟
🔹آفرین!
🔺_...ئه...
🔹دیگه؟
🔺_اون بچهه... محمد الدوره!
🔹خب، مثل اینکه شما هم بلد نیستید. اینجوری نمیشه دم از انقلاب اسلامی زد و از مسئله اول جهان اسلام اینقدر غافل بود!
✅بگردید و اسم ۱۰ شهید فلسطینی را حفظ کنید! بعد یادتون باشه از اسم اونا تو جاهای مختلف استفاده کنید؛ از نامگذاری ساختمان و دورهها بگیرید تا اسم تیمهای بازیهای دورهمیتان.
✋تا پیشنهادی دیگر:
ble.im/join/YTdkMDA1Yj
شهید قربان بابکی #گچکار بود. شهید پرویز بازدار #حلبکوب بود. شهید محمد دیوسالار #گلگیرساز بود. شهید صادق مهدوی #بنایی میکرد. شهید علیرضا رنجبر #نجار بود. شهید فضلالله سلیمانی #کارگر بود. شهید محمد ذوالفقاری هم کار میکرد و هم درس میخواند تا اینکه به لباس #پاسداری در آمد. شهید محمد گلچین #کارگری میکرد. شهید نادر رسولی #کشاورزی میکرد تا توانست یک دستگاه وانت خریداری کند و با آن به امرار معاش بپردازد...
اینها تعدادی از شهدای یوم الله ششم بهمن #آمل هستند که به مصاف با مهاجمان شتافتند. قاتلان این شهدا مدعی بودند که برای نجات محرومان و مستضعفان و مقابله با سرمایهداران قیام کردهاند!
#منافقین
متن: #سیدحمیدمشتاقینیا
www.PavaraQi.ir | @PavaraQi
تازه بمانید:
👉 ble.im/join/NzBiYmQwYT
دکتر باقری به شوخی گفتند که نسل آقای دکتر مهرمحمدی در حال منسوخ شدن است، اما اجازه دهید که بر اساس تحقیقات نشان دهم که این گفته شوخی نیست...
pavaraqi.ir/post/682 | @PavaraQi
تازه بمانید:
👉 ble.im/join/NzBiYmQwYT
پاورقی؛ حمید درویشی شاهکلائی
دکتر باقری به شوخی گفتند که نسل آقای دکتر مهرمحمدی در حال منسوخ شدن است، اما اجازه دهید که بر اساس ت
دکتر فاضلی:
دکتر باقری به شوخی گفتند که نسل آقای دکتر مهرمحمدی در حال منسوخ شدن است، اما اجازه دهید که بر اساس تحقیقات نشان دهم که این گفته شوخی نیست...
کتابی در مورد استادان منتشر شده است با عنوان «مطالعه دگرگونی فرهنگی در سه نسل دانشگاهی» در این پژوهش، سه نسل از اساتید دانشگاههایی مثل تهران، علامه طباطبایی، شهید بهشتی، تربیت مدرس و مانند آن مطالعه شدهاند. خلاصه این پژوهش این است که هر چقدر به امروز نزدیک میشویم، جنبههای اخلاقی، منشی و اخلاقی استادان از جهات گوناگون بدتر میشود. میزان سرمایههای فرهنگی، اخلاقی و منش استادان روز به روز در حال کاهش است.
خوب دقت بکنید! استادان جدید و جوانتر از لحاظ شناختی وضعشان بهتر است. بیشتر زبان انگلیسی میدانند، بیشتر نرم افزار میشناسند، بیشتر به قوانین و قواعد و فوت و فنهای استاد شدن آشنا هستند. هنوز چهل سالشان نشده است استاد تمام میشوند، روزمههای بزرگ دارند! پر از کتاب و مقاله! آت و آشغالها را ریختهاند در رزومههایشان! به هر کس نگاه میکنید رزومهای دارد به طول پنجاه متر، پانصد مقاله دارد، هفتصد مقاله دارد و هنوز چهل و پنج سالش نشده استاد تمام میشود. خیلی از شاگردان من استاد شدهاند در حالی که من پارسال دانشیار شدم! این فاجعه است این ابتذال است! باید گریه کنیم! صادقانه میگویم باید گریه کنیم!
دیروز گزارش فرهنگی سال از خانم فاطمه جواهری استاد دانشگاه خوارزمی، به نام «سیاست فرهنگی در وزارت علوم» به دستم رسید. اوضاع دانشگاهها بخصوص استادان و دانشجویان بهویژه تحصیلات تکمیلی، به لحاظ منش، قابلیتها و عادتهای تفکر انتقادی، گوش دادن، شنیدن، صحبت کردن، صداقت، و ارزشهای وجودی که انسان دانشگاهی باید داشته باشد بسیار اسفبار است. بسیار اسفبار! امیدوارم این کتاب منتشر شود تا اساتید بدانند در دانشگاهها و آموزش عالی کشور چه اتفاقی افتاده است. مقالهای خودم نوشته ام که به زودی منتشر میشود، در زمینه «سواد آکادمیک». متاسفانه باید بگویم که بیش از ۵۰% از اساتید ما سواد خواندن و نوشتن ندارند. این طبیعی است. وقتی آزمون بینالمللی پرلز نشان میدهد که در «درک مطلب» ما از افغانستان نیز عقب تریم، همینها کرور کرور دکترا میگیرند. از ۵۰ کشور در ۲۰۱۶ ما چهل و پنجمی هستیم.
بروید بخوانید و ببینید این ایین نامه ارتقا و این سیستم پاداش دهی و کنترل کیفیتی که ایجاد کرده ایم چه جور استاد و معلمی را پرورش میدهد. اگر از بسیاری از اساتیدی که کتاب نوشتهاند بخواهیم یک صفحه خلاقانه بنویسند، توانش را ندارند. توان و آمادگی خواندن یک فصل از یک رمان را ندارند. اگر بگوییم یک ساعت بنشین، گوش کن، تمرکز کن، دقت کن، آمادگیاش را ندارد. چرا لقب استاد و دکتر را رایگان به این و آن اهدا میکنیم؟ این ظلم به مقام علم و دانش است که به بسیاری از اساتید دانشگاه میگوییم استاد و دکتر. این بیاحترامی و ظلم است به ناموس علم و اخلاق و بشریت. آنهایی که این القاب را گرفتهاند مقصر نیستند. سیستمی باید پاسخگو باشد که کرور کرور دکتر و استاد تربیت میکند. آیین نامه ارتقاء، سیستم پاداش دهی و نظام کنترل کیفیت باید پاسخگو باشد! سیستم سیاسی و مدیریتی باید پاسخگو باشد!
دانشگاه فقط متن نیست، منش هم هست! کتاب «دانشگاه به سوی فضیلتِ» جان نیکسون را بخوانید. استدعا میکنم بخوانید! گزارش خانم دکتر جواهری را بخوانید تا ببینید چه اتفاقی در دانشگاههای کشور افتاده است. علما، روحانیون، استادان بیدار شوید! دزدی کردن هنجار دانشگاه است! استثمار دانشجو هنجار دانشگاه است! قانون است! استادی که هیچ سهمی در نوشتن مقاله ندارد در نهایت بیشرمی نام خودش را بر روی مقاله و کتاب میآورد! هزار نوع ناهنجاری در دانشگاهها به نام قانون اعمال میشود!
pavaraqi.ir/post/682 | @PavaraQi
تازه بمانید:
👉 ble.im/join/NzBiYmQwYT
موضوعاتی جذاب و واقعی برای فیلم ساختن و کتاب نوشتن
محمد تورانی، طلبه و پاسدار اهل یکی از روستاهای شهرستان ساری بود. توانایی رزمی، قدرت استدلال و نفوذ کلام، رفتار محبتآمیز و... محبتش را در دل همه میگستراند. معلومات و فن بیانش آنقدری بود که مغزهای متفکر منافقین هم از رودررویی و مناظره با او طفره بروند. با توجه به هممرز بودن مازندران با شوروی سابق و همجواری با پایتخت، نفوذ گروهکهای چپ هر روز گستردهتر از قبل میشد. جنگلها و کوهستانهای استان به مأمنی برای مارکسیستها و چریکها و منافقین و... تبدیل شده بود. سپاه هم در آن زمان نیرویی تازهتأسیس و کمتجربه بود. هر روز ترور، هر روز انحراف و فریب تعدادی از جوانان بر دغدغههای نیروهای انقلاب میافزود.
محمد تورانی اما به مرور تغییر عقیده داد و هر بار به نقد و نفی بعضی از شخصیتهای محوری انقلاب میپرداخت. همرزمانش به او مشکوک شدند، منافقش خواندند و کمی بغد او را از سپاه اخراج کردند. خبر آمد محمد عضو کادر مرکزی منافقین در مازندران شده و کتب ایدئولوژیک آنها را تدریس میکند. چندبار دستگیرش کردند، کتکش زدند و خلاصه بیآبرویش کردند. هرکس او را میشناخت، بد و بیراه نثارش میکرد. حتی همسرش حاضر به دیدار او نبود و میخواست طلاق بگیرد!
مدتی بعد در جریان یکی از درگیریهای سپاه با منافقین در جنگل آمل، مشخص شد که محمد نفوذی سپاه بوده و با هماهنگی شهید طوسی – فرمانده وقت اطلاعات سپاه استان – با اتکا به تواناییهای فردی خود تا عمق منافقین نفوذ کرده است. او در مهر ۱۳۶۰ با انجام موفقیتآمیز مأموریتهایش به سپاه باز میگردد و دوباره لباس پرافتخار سبز را میپوشد و دوستانش را شرمنده میکند. محمد یک ماه بعد در درگیری توسط منافقین دستگیر شد و دیگر خبری از او به دست نیامد. مدتها بعد با اعترافات منافقین مهاجم به آمل مشخص شد در حالی که او مجروح شده بود، پوستش را زنده زنده کندند و بدنش را به آتش کشیدند. چند استخوان از او به دست آمد و جنازه ۲ کیلویی این شهید باشکوه تشییع شد.
او با اهدای آبرو و جانش، امنیت را به شمال کشور بازگرداند.
بر اساس فاشنیوز و وبلاگ اشک آتش: خاطرهای از ماهنامه حاشیه، شماره ۶، ص۶۵
www.PavaraQi.ir | @PavaraQi
تازه بمانید:
👉 ble.im/join/NzBiYmQwYT