پاسدارشهید حسن درویشی
مزار، بهشت رضا، مشهدمقدس
------✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾----
🌼🌹🌷🌴🌷🌹🌼
برای عضویت روی لینک زیر بزنید👇
✅ کانال پیام شهدا👇
بافشردن انگشت وارد کانال شهدا خواهید شد وپیوستن را کلیک کنید.
╭═━⊰🍂🌺🌺🍂⊱━═╮
https://eitaa.com/joinchat/782041560Cfac174aa59
╰═━⊰🍂🌺🌺🍂⊱━═╯
ما را همراهی کنید.
دعای شهدا همراهتان
#پیامشهدا
نام شهید:حسن درویشی
1335 تولد:مشهد
شهادت:1363/12هورالعظیم
مسئولیت:فرمانده گردان ثارالله
یگان خدمتی:لشکر 5 نصر
فرمانده گردان ثارالله تیپ 18 جوادالائمه (ع)
١٧ تیرسال 1335 در روستای حسن آباد بلهرات شهرستان نیشابور و در خانواده ای متوسط متولد شد. پدر که به کشاورزی و دامداری اشتغال داشت و با وجود سوادکم ازهمان ابتدا شعرهایی دروصف ائمه ی (ع) می سرود.
اسماعیل ازدوران تولد فرزندش نقل می کند: «دو ـ سه ماه بعد از تولدحسن، زن همسایه مان فوت کرد. کودک شیرخواری داشت که او را برای شیر خوردن نزد همسرم می آوردند. حسن هر وقت صدای گریه آن کودک را می شنید، شیر خوردن را تا زمانی که آن طفل سیرشود و بخوابدرها می کرد.»
خصوصیات بارزحسن از کودکی تا بزرگسالی زودجوشی و سازگاری بااطرافیان و دوستان بود و نزدیکان همیشه حسن را آرام و خونگرم به یادمی آوردند.
دوران ابتدایی را دردبستان روستای حسن آبادبه پایان برد. از نظر درس و اخلاق دربین هم سن و سالانش نمونه بود. یکی از دوستانش از پویایی اودراین دوره می گوید«حسن همیشه به دنبال خلق و یادگیری بود، یک بار پنکه ای باچوب های سبک ساخت و به عنوان کاردستی به مدرسه آورده بود.»
از کودکی به پدر درکار کشاورزی و به مادردرکارخانه و روشن کردن تنور کمک می کرد. اوقات فراغت را به مطالعه می گذراند و به کتاب «داستان راستان» علاقه ی خاصی داشت. خیلی زود با تحولات انقلابی آشنا شد و سعی کرد تا آن ها رادرک کند. به طوری که خواهر شهید درخاطره ای نقل می کند: «یک بارکه از مدرسه آمده بود، خوراکی تغذیه خود را دست نخورد وبالای طاقچه گذاشت. من خواستم آن را بردارم و بخورم که اومانع شد و گفت: این تغذیه دولت شاه است و خوردن آن حرام است.»
مدتی به همراه خانواده درشهر مشهد ساکن شد و چندی بعد دوباره به روستا بازگشت. دوره دبستان را درروستا به اتمام رساند و سپس ترک تحصیل نمود و به حرفه بافندگی مشغول شد. به دلیل عشقی که به فراگیری داشت، همیشه با برادر روحانی خود و سایرطلبه ها مباحثه می کرد و پای منبر علما می رفت تا اطلاعات خودش را به خصوص در مسایل مذهبی و اعتقادی گسترش دهد و بیشتر آثار امام خمینی (ره) را مطالعه می کرد. در این میان به تربیت جسم هم بی اهمیت نبود و با برنامه ریزی در کار به ورزش باستانی نیز می پرداخت.
به تدریج وارد فعالیت های سیاسی خط امام شد و در یکی از روزها که مردم در خیابان پراکنده بودند و به دلیل حضور ماموران رژیم شاه برای شروع تظاهرات تردید داشتند، او اولین فریاد «الله اکبر» را سرداد و دیگران که قوت قلبی گرفته بودند، یکی یکی به او پیوستند و او در جلو جمعیت پیش می رفت. از خصوصیات بارز او در دوره ی نوجوانی، راستگویی و خوش خلقی بود و با وجود سن کم سعی می کرد راهی بیابد، تا اگر کینه ای در میان اطرافیان بود از بین برود. با پشتکاری که داشت خیلی زود توانست سه دستگاه چرخ بافندگی تهیه کند و درآمد نسبتاً خوبی از این حرفه داشته باشد.
پس از فراهم شدن شرایط ازدواج، در 17 سالگی به پیشنهاد پدر، با دختر خاله ی خود ( خانم ربابه نیکنام که ساکن روستا بود ) ازدواج نمود و زندگی مشترک را با مراسمی ساده و مهریه ای کم در منزل پدرش آغاز کرد. ثمره این ازدواج سه پسر و یک دختر به نام های علی (متولد 1353)، سمیه (متولد 1358)، محمد (متولد1360) و جواد (متولد 1362)می باشد. حسن سخت تلاش می کرد تا خانواده از لحاظ معیشت مشکلی نداشته باشند، اما تشریفات را در زندگی نمی پسندید و از وجود فاصله طبقاتی بین اقشار جامعه رنج می برد. به همین دلیل بخشی از وقت و درآمد خود را صرف کمک به نیازمندان می نمود.
فعالیت های او در تحولات انقلاب روز به روز گسترده تر می شد و در این جریان تنها نبود. خواهر شهید می گوید: «یک روز یکی از آشنایان از مشهد آمد و گفت: می دانی که پدرت مانند حبیب بن مظاهر کفن به تن می کند و برادرانت در پشت سر او در تمام راهپیمایی ها شرکت می کنند.»
سرانجام حسن که می خواست این تغییرات را با آگاهی عمیق تری دنبال کند، مدت کوتاهی پس از ازدواج، چرخ های بافندگی اش را فروخت و به قم مهاجرت نمود و علت این کارش را چنین توضیح داد: «در قم چیزهایی است که در این جا نمی توان آن ها را به دست آورد.» بنابراین به عنوان کارگر بافنده به کار مشغول شد و در جلسات درس آیت الله مشکینی شرکت می کرد. او که با مبارزان ارتباط داشت به اعلامیه ها و نوارهای سخنرانی امام خمینی (ره) دسترسی پیدا کرد و به تکثیر و توزیع آن ها اقدام نمود و تعدادی از آن ها را توسط پدرش برای توزیع به مشهد می فرستاد.درهمین فعالیت ها بود که توسط مامورین ساواک دستگیرشدو مدت سه روز در بازداشت به سربرد.پس ازمدتی باآگاهی عمیق تر به مشهد بازگشت و همواره سعی
در روشنگری افکاروآشنایی مردم با خط فکری منافقین داشت.
در مجالس قرآن و ادعیه شرکت می کرد وجزوفعالان هیئت جوادالائمه (ع) بود. در جلسات درس رهبر👇ادامه دارد
معظم انقلاب در آن زمان حضور می یافت. به مطالعه کتاب های شهید مطهری، آقای فلسفی، دکتر شریعتی و کتب حوزه علمیه قم و جزوات مکتب اسلام می پرداخت.
حسن درویشی با این که در انجام کارها و مواجه با سختی ها بسیار صبر و حوصله داشت، در مشکلات اقتصادی صرفه جویی را راه مبارزه می دانست و معتقد بود که یک مسلمان با صبر و توکل بر مصایب پیروز می شود. همچنان که هیچ وقت این مصایب را بر دیگران هم نمی توانست تحمل کند.
پدر شهید نمونه ای از این ویژگی او نقل می کند: «در اوایل انقلاب سوخت خیلی کم بود. مقداری زغال آتش کردم و منقل را به اتاق بردم. ساعتی که گذشت، حسن گفت: پدر، هوای خانه گرم شده. این آتش را می برم برای همسایه.»
پس از پیروزی انقلاب حرفه بافندگی را رها کرد و عضو سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شد و از همان ابتدای جنگ داوطلبانه به جبهه اعزام گردید.
در این راه مثل بسیاری از همفکرانش مسایل مادی در آخرین درجه اهمیت برای او قرار داشت، به طوری که فرزندش در قسمتی از خاطرات خود به نقل از پدر می گوید: «چندین ماه پس از تشکیل سپاه و به دلیل نوپا بودن این نهاد، هنوز کسی حقوقی دریافت نکرده بود. تا این که یک روز مسئول سپاه کیسه ای اسکناس را روی میز ریخت و گفت: فعلاً برادران هرچه قدر نیاز دارند از این پول ها بردارند. اما همه فقط به اندازه نیاز همان روزشان برداشت کردند.» حسن در عملیات مختلفی از جمله: میمک، رمضان، والفجر سه و بدر و جبهه الله اکبر سمت فرماندهی نیروها را به عهده داشت و چندین بار مجروح شد. در یکی از عملیات ها سمت راست بدنش از پاشنه تا گیج گاه پر از ترکش های ریز و درشت شده بود که حتی قادر به غذا خوردن هم نبود.
فرزند او به نقل از همرزم ایشان از آن روزها می گوید: «یک روز پدرم فرصت پیدا کرده بود در آبگیری خود را شستشویی بدهد، من و دوستانم کنار آبگیر منتظر بودیم تا برگردد. صدای دو، سه، بسیجی را کمی آن طرف تر شنیدم که می گفتند: آن جا را نگاه کن در بدن حسن آقا یک جای سالم نیست، فکر می کنم ظرفیت بدنش تکمیل باشد و جایی برای ترکش بعدی ندارد.»
اما هربار، مدتی نمی گذشت که دوباره مصرانه به جبهه بازمی گشت و فعالیت خود را از سر می گرفت و هیچ گاه ابراز ناراحتی نمی کرد. همان طور که در یکی از نامه هایش می نویسد: «من یقین دارم پایداری در مقابل این مشکلات بی نتیجه نخواهد ماند و پیروزی و لطف پروردگار شامل حال ما خواهد شد.»
همرزمان شهید او را به عنوان الگوی تقوا و اخلاص می شناختند. بسیار مهربان و یتیم نواز بود و به فرزندان شهدا بسیار سر می زد. معتقد بود که ثواب یتیم نوازی نصیب هرکسی نمی شود و هر دستی که نوازشگرانه بر سر آن ها کشیده شود اجر دارد.
در سال 1361 با خانم عزت گل محمدی ازدواج کرد و ثمره این ازدواج یک پسر به نام کمیل (متولد 1361)است. او با صبر، تدبیر و برقراری عدالت توانسته بود بین دو خانواده خویش آرامش و مودت به وجود بیاورد. با تمام مسئولیت هایی که داشت، به خانواده بسیار اهمیت می داد و در انجام واجبات دینی و تحصیلات فرزندان بسیار مراقبت بود.
به حفظ حجاب تاکید داشت و در این مورد می گفت: «حجاب زن مانند طلایی است که پوشش دارد و زن بی حیا طلائیست که در معرض دید مردم است.» و در ابعاد وسیع تر عقایدش، معتقد به پایداری روابط بین فامیل بود و به اطرافیان توصیه می کرد هرکاری می توانند هر چند کوچک، در پشت جبهه انجام دهند. در نوار مربوط به سخنرانیش می گوید: «فکر نکنید که خدمت فقط در خط مقدم است. اگر شما فقط کیسه شن پر کنید، خدمت است. ما فقط برای اسلام و ناموس به جبهه می رویم.
همسر شهیدمی گوید: «بزرگترین آرزوی او شهادت بود و تغییرات زیادی در او پدید آمده بود. می گفت: دلم می خواهد صدبار شهید شوم و دوبار حیات یابم و بجنگم.» و این روحیه مبارزه را از مادری صبور کسب می کرد که قبلاً یکی دیگر از فرزندانش را در جنگ از دست داده بود.
شهید شبی در خواب می بیند ، مشغول نبرد است و طی حادثه ای خون از دستش فوران می کند. این خواب را برای مادرش تعریف کرد و مادر در جواب او با قاطعیت گفت: « این خون ها در این راه کافی نیست و برای این هدف باید سر نهاد.»
آخرین عملیاتی که شهید درویشی در آن حضور داشت ( سال 1363) عملیات بدر بود که سمت فرماندهی گردان ثارالله تیپ 18 جوادالائمه (ع) را به عهده داشت. در آن عملیات مفقود شد و خانواده اش تا مدت ها از اسارت یا شهادت او مطمئن نبودند.
یکی از همرزمانش آخرین مشاهدات خود را این گونه نقل کرده است: «حسن را دیدم که نارنجک به کمر بسته و از میان انبوه آتش پیش می رفت.
سرانجام ده سال بعد بقایای پیکر او در منطقه طلائیه جزیره مجنون پيدا شد.
------✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾----
🌼🌹🌷🌴🌷🌹🌼
✅ کانال پیام شهدا👇
بافشردن انگشت وارد کانال شهدا خواهید شد وپیوستن را کلیک کنید.
╭═━⊰🍂🌺🌺🍂⊱━═╮
https://eitaa.com/joinchat/782041560Cfac174aa59
╰═━⊰🍂🌺🌺🍂⊱━═╯
#پیامشهدا
شهید آیت الله ترکی
روزهاي جمعه:
شهيدآیت الله همیشه قبل از همه بچه ها در چادری که برای نماز خانه اختصاص داده بودند حاضر می شد.هر روز بعد از اقامه نمازصبح،برنامه نرمش صبحگاهی بود.روزهای جمعه بعد از اقامه نماز، نرمش صبحگاهی برگزار نمی شد.شهید آیت در آخر هفته که بعد از نماز صبح، نرمش نميكرديم بسیار ناراحت می شد.
ایشان جمعه ها بعد از نماز صبح مثل بقیّه روز ها در چادر می ماند و به عبادت می پرداخت.علت را از او پرسیدم و گفتم:" لااقل روز های جمعه بیا استراحت کن!" ایشان فرمود:"من آنقدر نماز قضا دارم که اگر تمام شب را بیداربمانم ونماز قضا بخوانم بازهم احساس می کنم کاری انجام نداده ام!".
------✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾----
🌼🌹🌷🌴🌷🌹🌼
برای عضویت روی لینک زیر بزنید👇
✅ کانال پیام شهدا👇
بافشردن انگشت وارد کانال شهدا خواهید شد وپیوستن را کلیک کنید.
╭═━⊰🍂🌺🌺🍂⊱━═╮
https://eitaa.com/joinchat/782041560Cfac174aa59
╰═━⊰🍂🌺🌺🍂⊱━═╯
ما را همراهی کنید.
دعای شهدا همراهتان
#پیامشهدا
شهید آیت الله ترکی
محل تولد: روستای چوبین شهرستان فارسان
تولد: 1335
گردان: امام سجاد(ع) 1365/10/22
شهادت: شلمچه کربلای 5
اين وصيت نامه ها انسان را مي لرزاند وبيدار مي كند .
امام خميني (ره)
وصيت نامه شهيد آيت الله تركي
بسم الله الرحمن الرحيم
«يا اَيُّهَاالّذينَ امَنوا اَطيعُوا الله واَطيعُوا الرَّسول وَ اُولِي الْاَمْرِ مِنْكُمْ»
اي خواهر و برادر مسلمان ! خداوند در آيه فوق اطاعت از ولايت فقيه را در رديف اطاعت از خود و پيامبرش آورده است. پس بر من و تو و هر فرد مسلمان واجب است رفتن به جبهه و جنگ و شهادت نيز يكي از قوانين اوست كه در اجراي آن بايستي كمر همت براي احياي دين و دفاع از ميهن اسلامي بست و تا پاي جان براي نابودي و اضمحلال باطل و اعتلاي حق كوشيد .ما بايد آنقدر بجنگيم تا براي مخالفين غرب و يا جيره خواران شرق زده شكي باقي نماندكه تا امت حزب الله در صحنه است حناي آنها رنگي ندارد .و اگر كسي بي تفاوت در اين مسائل باشد بگويد : خوب آمدند كه آمدند. بردند كه بردند . كشتند كه كشتند . چنين افرادي مشمول فرمايش
مولا امير المومنين (ع) هستند كه مي فرمايد : كسي كه در برابر منكر حركت نكند جلوي منكر رانگيرد واگر نميتواند لا اقل به دلش خشمگين نباشد نمي شود او را انسان ناميد . كسي كه در برابر صدام جنايتكار ساكت نشسته ( مرده زنده است ) اگر نمي تواند به جبهه برود و جنگ و خط مقدم برود لااقل از كمك هاي پشت جبهه جلوگيري ننمايد.
نگاهي به كردستان بيندازيد و ببينيد كه اين گروهك هاي از خدا بي خبر چه بر سر برادران
جان بر كف ما مي آورند.
چرا بايد سكوت كرد درچنين مواقعي كه سالهاي سال آرزوي آن را مي كرديم چرا نبايد كمي فكر كرد و به فكر كربلاي عراق افتاد كه در روز عاشورا چگونه 72 تن از ياوران دين مبين اسلام به شهادت رسيدند . پس از كوشش فراواني كه براي رفتن به جبهه داشتم و به هر دري مي زدم آن
در بسته شده بود بالاخره دري از درهاي رحمت الهي باز شد و اين بنده رو سياه و گناهكار به آن در روي آوردم و موفق شدم در كنار ديگر برادران با ايمان ومؤمن به انقلاب وامام (ره) جايي را براي خود باز كنم هر چند خودم را شايسته اين راه نمي ديدم. اما پيام من به تو اي پدر عزيزم
علي حسين تركي با خونم به تو پيام مي فرستم كه بايد چون زين العابدين (ع) كه انقلاب حسين (ع) و پيام سرخ حسين (ع) را به گوش تمام مردم رسانيد تو هم بايد پيام مرا به تمام انسان ها برساني.
اما تو اي مادر عزيزم به تو مي گويم اي مادر اگر چه ممكن است براي تو مشكل باشد كه فرزندي را از دست داده اي ولي مگر آنهايي كه بهترين فرزندان خود را فدا كردند مادر نبودند كه مشت هاي خود را گره كردند و مي گفتند : مردم به ما تسليت نگوئيد و به ما تبريك بگوييد .
از همسرم مي خواهم كه زينب وار زندگي كند و بچه ها را طوري تربيت كند كه پشتيبان ولايت فقيه و انقلاب اسلامي باشند و اسلحه افتاده مرا بردارند و به ميادين جنگ بيايند . از تمام اهالي دهستان هرچگان حلاليت مي طلبم.
والسلام آيت ا... تركی
------✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾----
🌼🌹🌷🌴🌷🌹🌼
برای عضویت روی لینک زیر بزنید👇
✅ کانال پیام شهدا👇
بافشردن انگشت وارد کانال شهدا خواهید شد وپیوستن را کلیک کنید.
╭═━⊰🍂🌺🌺🍂⊱━═╮
https://eitaa.com/joinchat/782041560Cfac174aa59
╰═━⊰🍂🌺🌺🍂⊱━═╯
ما را همراهی کنید.
دعای شهدا همراهتان
#پیامشهدا
شهید دلاور،
محمددژله
امام دستوردادند سنگرهانباید خالی بماند.
------✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•----
🌼🌹🌷🌴🌷🌹🌼
برای عضویت روی لینک زیر بزنید👇
✅ کانال پیام شهدا👇
بافشردن انگشت وارد کانال شهدا خواهید شد وپیوستن را کلیک کنید.
╭═━⊰🍂🌺🌺🍂⊱━═╮
https://eitaa.com/joinchat/782041560Cfac174aa59
╰═━⊰🍂🌺🌺🍂⊱━═╯
ما را همراهی کنید.
دعای شهدا همراهتان
#پیامشهدا
👇👇👇👇
درادامه بخوانید
شهيد محمد دژله كه در نخستين روز از فروردين سال 49 در بندرعباس به دنيا آمد، در كودكي «ابراهيم» نام داشت اما مدتي به بعد به «محمد» تغيير نام يافت.
پدرش احمدشغل كشاورزي داشت و خرما و نارنگي را به دبي مي برد و مي فروخت.
شهيد دژله تابستان ها قرآن ياد مي گرفتکلاس راهنمايي را در مدرسه «آيت الله شهيد مدني» گذراند. در نماز جماعت مسجد امام صادق (ع) شركت مي كرد و در پايگاه بسيج آنجا فعاليت داشت و هم زمان نيز در مسجد صاحب الزمان (عج) محله الشهدا نيز حضور داشت.
شهيد محمد دژله علاقه خاصي به خانواده داشت و بسيار عاطفي بود، در سن 12-11 سالگي نماز و روزه و امور ديني واجب را به خوبي انجام مي داد.
وي درحالي كه 13 سال بيشتر نداشت با دست كاري در شناسنامه به همراه شيخ علي مريدي و شهيد حسين مريدي در بسيج ثبت نام كردند و اوايل مهرماه 63 به آموزش اعزام شد؛ 40 روز در بندرعباس و 3 ماه در كرمان آموزش ديد.
شهيد دژله پس از اعزام به جبهه به عنوان تخريب چي در لشكر 41 ثارالله فعاليت كرد و در عمليات هاي «كربلاي4 و 5» و «والفجر 8 »حضور داشت.
اين شهيد دانش آموز ريز نقش، زرنگ و پرانرژي بودتاجايي كه در يكي از عمليات ها با تلاش بسيار خود را به تانك دشمن رساندو نارنجكي را دردرون تانك انداخت.
وي يكباردرجبهه يك كتفش شكست وباردوم عصب پايش قطع شد، زماني كه به خاطر مصدوميت پا در بيمارستان تهران بستري بود به دنبال كفش مناسبي مي گشت تا پايش را محكم كند و در توان رزمي اش مشكلي به وجود نيايد.
مادرشهيد دژله بسيار نگران بود و اصرار داشت محمد براي استراحت به بندرعباس بيايد اما در پاسخ به اصرارهاي مادر گفت: «امام (ره) دستور داده سنگرها نبايدخالي بماند».
پس ازترخيص از بيمارستان به منزل يكي از آشنايان در شيراز رفت و چند روز بعد راهي «اهواز» شد و از آنجا با خانواده تماس گرفت و قول داد كه چند روز ديگر به بندرعباس برگردد، اما اين آخرين تماسش با خانواده بود.
شهيد محمد دژله اين دانش آموز شهيد سرانجام پس از 2 سال و 2 ماه حضور در جبهه در سن 16 سالگي در عمليات كربلاي پنج در «شلمچه» بر اثر اصابت تير مستقيم دشمن به گردن شهيد شد.
------✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾----
🌼🌹🌷🌴🌷🌹🌼
برای عضویت روی لینک زیر بزنید👇
✅ کانال پیام شهدا👇
بافشردن انگشت وارد کانال شهدا خواهید شد وپیوستن را کلیک کنید.
╭═━⊰🍂🌺🌺🍂⊱━═╮
https://eitaa.com/joinchat/782041560Cfac174aa59
╰═━⊰🍂🌺🌺🍂⊱━═╯
ما را همراهی کنید.
دعای شهدا همراهتان
#پیامشهدا
وطن پرست واقعی اینا بودند...نه اونی که از پشت تریبون یا فضای مجازی رجَز میخونه!!!
#یادشهداباصلوات
------✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾----
🌼🌹🌷🌴🌷🌹🌼
برای عضویت روی لینک زیر بزنید👇
✅ کانال پیام شهدا👇
بافشردن انگشت وارد کانال شهدا خواهید شد وپیوستن را کلیک کنید.
╭═━⊰🍂🌺🌺🍂⊱━═╮
https://eitaa.com/joinchat/782041560Cfac174aa59
╰═━⊰🍂🌺🌺🍂⊱━═╯
ما را همراهی کنید.
دعای شهدا همراهتان
#پیامشهدا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
السَّلَامْ علیک یا بقيه الله
------✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾----
🌼🌹🌷🌴🌷🌹🌼
برای عضویت روی لینک زیر بزنید👇
✅ کانال پیام شهدا👇
بافشردن انگشت وارد کانال شهدا خواهید شد وپیوستن را کلیک کنید.
╭═━⊰🍂🌺🌺🍂⊱━═╮
https://eitaa.com/joinchat/782041560Cfac174aa59
╰═━⊰🍂🌺🌺🍂⊱━═╯
ما را همراهی کنید.
دعای شهدا همراهتان
#پیامشهدا
•
#کلامشهیدسیدمحمدعظیمی
«اما شمایی که بعد از من
چند صباحی بیش در این دنیا
نخواهید ماند و دیر یا زود
باید کوله سفر بربندید!
زندگی اندک خود را دریابید
و همانند من بی توشه به سفر نروید!»
[افراد در تصویر از راست به چپ:
حسین گلستانی،
شهید سید محمد عظیمی
و شهید قاسم یار احمد]
------✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾----
🌼🌹🌷🌴🌷🌹🌼
برای عضویت روی لینک زیر بزنید👇
✅ کانال پیام شهدا👇
بافشردن انگشت وارد کانال شهدا خواهید شد وپیوستن را کلیک کنید.
╭═━⊰🍂🌺🌺🍂⊱━═╮
https://eitaa.com/joinchat/782041560Cfac174aa59
╰═━⊰🍂🌺🌺🍂⊱━═╯
ما را همراهی کنید.
دعای شهدا همراهتان
#پیامشهدا