پایان.
امروز یکی از معلمامون گفت: «این اوضاع که بلاخره یه روزی تموم میشه اما مشکل اون نیست، مشکل فقط تصویر
توی این چند روز اخیر همش تلاشم بر این بوده که خوشحال بمونم. خوشحال بودن و خوشحال موندن برای هممون چند وقتی هست که سخت شده. شایدم فقط برای من اینطوریه. توی این شرایط بازم حرفای این ادم به زندگی برم میگردونه. یادمه اخر بحث هایی که به ناامیدی و غم ختم میشد میگفت:
- باشد که ز صبر ما خجل شود روزگار
پایان.
توی این چند روز اخیر همش تلاشم بر این بوده که خوشحال بمونم. خوشحال بودن و خوشحال موندن برای هممون چن
خوشحال بودن منظورم اینکه صرفا شاد باشی نیست. تعریفش برای من حال خوب و حال حوصله کاری رو داشتنه، اهمیت دادن به ادم توی اینه است، موهای مرتبه ، خواب منظمه، گریه نکردن زیاده، تیک عصبی نداشتنه، اروم و راحت و ریلکس بودنه.
رابین ویلیامز نتونست خوشحال بمونه ، جیم کری هم همینطور ، ونثورث میلر، لیام پین و متیو پری هم همینطور
یه نقطه کوچولو توی یه سیاره کوچولو توی یه منظومه کوچولو توی یه کهکشان کوچولو و در نهایت یه هیچ هستیم که فکر میکنه مرکز ثقل جهانه
پایان.
حس لیوای رو دارم وقتی راز شیگانشینا رو فهمید
حس ویلسون رو دارم وقتی جواب ازمایش دومشو گرفت و باز هم منفی بود