من امشب ناشناس جواب میدم و بعدش باز هم (مثل همیشه) ناپدید میشم. اگه حرفی چیزی هست در خدمتم
و یه چیز کوچولو خطاب به مشکی*
توی فیلم Past Lives دختری که با خانوادهش قصد مهاجرت از کرهجنوبی به امریکا رو داشتن، یه دیالوگی داشت که میگفت ما مهاجرت میکنیم چون من میخوام نوبل ادبیات رو ببرم و هیچوقت نوبل رو به یک کرهای نمیدن.
این دیالوگ رو نوشته بودم تا بدونم پوچی توی هدف در عین تلاش کردن همزمان امکان پذیره.
[امسال به صورت واقعی نوبل ادبیات رو یک نویسنده کره ای برد]
اما چیزی که میخوام بگم اینه که
سردرگمی و اشوب صرفا یه بخشی از برهه گذشتن از نوجوونی و ورود به دوره ی جوونیه. فقط به خودت زمان بده بعد میبینی همه چیز از جمله خودت و افکارت عوض شدن