دوستان فیلمی که انقدر روت تاثیر بزاره که بخندی، گریه کنی، حرص بخوری و فحاشی کنی یعنی کار خودشو کرده و فیلم خوبیه. چون اگه این تاثیرات رو، روت نمیذاشت یعنی نتونسته با مخاطب ش ارتباطی برقرار کنه که حالا بخواد تاثیری هم بزاره. ما نسبت به یچیز سطحی و فیک خنثی ایم. برای چیزی اشک مون در میاد که بتونیم حسش کنیم. اگه نتونه اون کار هارو کنه یعنی ضعیف بوده. تو شخصیت پردازی تو فیلمنامه. مریض نیستیم که بشینیم برای یچیزی که ته دلمون میدونیم الکی و واقعی نیست گریه کنیم. یا به چیزی که برامون مهم نیست فحش بدیم یا برای چیزی که ارتباط برقرار نکردیم حرص بخوریم. اینا نظرات شخصی منه البته میتونه درست هم نباشه.
داشتم فکر میکردم منو راپونزل خیلی شبیه همدیگه هستیم.تو یه اتاقی هستیم که ازش نمیریم بیرون، نقاشی و آشپزی میکنیم فقط فرقمون اینکه من شمع نمیسازم و از قضا پدرمادرم شاه و ملکه یک مملکت نیستن. من تو یه برج ناز وسط کوه هم نیستم. موهامم طلایی و نیست. پرنسس هم نیستم. فرق مون بیشتر از یکی شد.
وقتی که غم به سراغتون میاد چی ارومتون میکنه؟ کدوم موسیقی اشکتون رو در میاره و بغض دلتونو خالی میکنه؟ کدوم سکانس فیلم سنگینی سینه تون رو درون خودش جا میده ؟ چه کتابی رد اشکتونو با صفحاتش خشک میکنه؟