💡 چطور برای کودکان قصه بگوئیم؟
#رصا (روایت صالحین ایران)
#راوی_شو
🆔 ••✾@peickesaba✾••
••✾پاتوقِصالحینِبصیرِایران✾••
🔰پاتوقِ هفتگی
🗃 منتخب پیکِ صبا در هفتهای که گذشت...
🔰مربی مامانبزرگها
🔰مربی حاضر جواب
🔰بوی کتاب
💠 تصاویر/ آغاز اجلاسیه استادیاران در مشهد
💠 عصر روزِ اول اجلاسیه استادیاران چگونه گذشت؟ + تصاویر
🔰هُمایِ سعادت
🔰فرماندهی حواسجمع
🔰در دبیرستان هم میشود یادوارهی شهدا برگزار کرد
🔰الوعده وفا
💠 اختتامیه چهارمين اجلاسیه استادیاران شبکهی تربیتی صالحین بسیج با حضور نماینده ولیفقیه در سپاه
🔰قراره اینکاره بشن
🔰۶۹ گل خورده!
🔰«لبوبو» بو داره!
🔰پنالتی تلخ!
🔰هر سیزده نفرمون...
🔰بهترین روز عمرم
🔰اَجرِ آجرچینی
🔰کمردردِ حاج کریم!
🔰مثل بلبل
🔰کار درستِ مامان
🔰کار بزرگ لرستان برای توانمندسازی ۳۵۰۰ نفر از ارکان صالحین
#پاتوق_هفتگی
🆔 ••✾@peickesaba✾••
••✾پاتوقِصالحینِبصیرِایران✾••
🌺 بیپولی آیت الله بهجت
🔻پدرم، حضرت آیتالله شیخ عباس قوچانی، نقل میکرد که در ایام طلبگی در نجف، با آقای بهجت بسیار صمیمی بودیم. با هم به درس میرفتیم، با هم منزل حضرت آیتالله قاضی (قدسسره) میرفتیم و خلاصه اغلب اوقات با هم بودیم.
🔸شب که از درس بر میگشتند، پدر من میرفت و مشغول مطالعه و ترتیب دادن دروس آن روز میشد و بعد شام میخورد و میخوابید، ولی حضرت آیت الله بهجت (قدسسره) همین که از درس برمیگشتند، رختخواب را پهن میکردند و میخوابیدند.
🔹پدرم، میفرمود: «من با خود میگفتم که شاید ایشان میخواهد سحر، زودتر بیدار شود، به همین دلیل چراغ را روشن نمیکند و زودتر میخوابد. با اینکه رفاقت ما بسیار صمیمانه بود، پس از شش ماه متوجه شدم که ایشان اصلاً نفت ندارد که بتواند چراغ حجره را روشن کند؛ چون آقای بهجت با خواروبار فروش، حساب نسیه نداشت و نمیتوانست نفت بخرد».
🍃آن قدر مشکلاتش را پنهان میکرد که حتی رفیق صمیمیاش هم متوجه مشکل او نشده بود.
📚به نقل از شیخ محمود قوچانی
#شاه_کلید
🆔 ••✾@peickesaba✾••
••✾پاتوقِصالحینِبصیرِایران✾••