eitaa logo
پلاک ۱۳
101 دنبال‌کننده
708 عکس
141 ویدیو
7 فایل
من خود آن سیزدهم کز همه عالم به درَم... ✨❤️ + اگر نکته‌ای هست: @ftm_omt
مشاهده در ایتا
دانلود
آدم شهودی‌ای نیستم و اهل استدلال و منطقم؛ مسائل رو اغلب به زمان و مکان ربط نمیدم، به هماهنگ شدن اعداد تکیه نمیکنم و خیلی چیزهای دیگه ... ولی نمی‌تونم به هیچ شکلی این شهادت و این ولادت رو امروز بی‌ربط بدونم.
اون سال‌ها هروقت میرفتیم حرم یه ایده و یه طرح جالب جدید توی حرم رونق گرفته بود / ...
هر داغ، داغ‌های قبلی را تازه می‌کند. از شهادت حاج قاسم تا رحلت امامی که ندیدیم و دل بستیم، تا امیرکبیر و تا گودی قتلگاه، تا محراب خونین ... پس ای مرهم دل‌ها، کِی خواهی آمد؟ قلب ما خسته از این همه زخم است.
فُزتُم واللهِ یا لیتني کنت معکم ...
پوتین: من شخصا و از نزدیک آقای رئیسی را می‌شناختم و هم‌اکنون شخصا ایشان را از دست داده‌ام. ...
تشییعِ پیکر رئیسی مانندِ تشییعِ پیکر بهشتی خواهد بود. خیلی‌ها برای عذرخواهی از او خواهند آمد!🌱 | | @najvagraphy | نجوا
این روزها متوجه شده‌ام که آن زخم‌هایی از بدن که عمیق‌ترند، نیاز به مرهم‌گذاشتنِ مداوم دارند، بارها و بارها و بارها... درمانش زمان می‌برد. امروز هم روحمان از آن زخم‌ها برداشت که با دعا و حرف‌های امیدوارکننده، مرهم می‌بیند اما هی می‌سوزد و تا بهبودی مسیر طولانی‌ای مانده، آخر سر هم ردّش از بین نخواهد رفت / ...
✨✨✨
6.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی از منتقد منصف صحبت میکنیم منظورمون چیه :)
جنس غم رئیسی با غم سردار فرق دارد. هردو بسیار عمیق و دردناک‌اند، اما در غم سردار، کمتر شوکه شدم. او نامزد گلوله‌ها بود، میل به شهادتش زبانزد خاص و عام بود، در برابر داعش و هر ظالم دیگری شمشیر کشیده بود، و همیشه، همه جا، بسیار بسیار محبوب بود. به‌جز یک عده معلوم الحالِ همیشگی، اصلاً شنیده‌اید کسی از سردار بد بگوید؟ اما رئیسی... نه در میدان جنگ نظامی بود که انتظار شهادتش را داشته باشیم، نه چندان قدر کارهایش دانسته میشد. به اسم انتقاد تخریب میشد و ساکت بود و ساکت بود و ساکت بود. به‌جز آن معلوم الحال ها، بسیاری با وی سر جنگ داشتند، چون از او «نتیجه»ها را انتظار داشتند، چون «دویدن»هایش را نمی‌دیدند‌. خبر شهادت سردار مثل این بود که خنجری در قلبم فرو کنند و خبر شهادت رئیسی مثل این که پتکی بر سرم بکوبند. که در اولی از لحظهٔ اول اشک‌هایم جاری شد و در دومی پس از گذشت مدتی نسبتاً طولانی که بهت‌زده بودم، بغضم شکست‌. شهادت رئیسی پر از حس حسرت و خسران است، و این خسران مدام مثل باد سرد صورت‌هایمان را سیلی می‌زند. + قصد مقایسهٔ جایگاه افراد را ندارم. فقط از تفاوت حس‌ها می‌گویم. همین. @pelak13
این درسته که همیشه با نگاه به این که کیا دوست شخصی هستند و کیا دشمنش، وضعیتش مشخص میشه. اما تا کی قراره وضعیت آدما رو اینطوری تشخیص بدیم؟ زمان تحلیل خودمون کی میرسه پس؟
من نمی‌دانم... در روانشناسی چنین چیزی داریم که غم‌های روی هم تلنبارشده تبدیل به خشم می‌شود؟ از زمان نشر آن خبر، هربار اسمش را می‌شنوم یا تصویرش را می‌بینم، غمی روی غمم می‌نشیند. امشب اما، وقتی که مجری یک برنامه اعلام کرد و بازپخشی از مصاحبهٔ خود او با رئیسی را نشان دادند، که با همین روسری امشب و همین چادر از رئیسی سؤال می‌پرسید، حسی که بیشتر از غم در خودم پیدا کردم، خشم بود. نمی‌دانم از غم‌های تلنبارشده بود یا دلم می‌خواست بیشتر مراعات عزادار بودنمان را می‌کردند. نمی‌دانم. راستی این دو روز چقدر طولانی بود، انگار که سی سال را به غم گذرانده‌ام. تا کنون تلاش کرده‌اید آتش نسبتاً بزرگی را خاموش کنید؟ هر طرف را خاموش می‌کنی از یک طرف دیگر شعله می‌کشد. حکایت دل ماست. کاش بیشتر از این نگویند که نگران کشور نباشید، چون نیستیم. آن نگرانی‌های همیشگی هست، ولی زیادتر نشده است. کاش نگویند جای او خوب است، چون این را از شیوهٔ رفتنش خودمان فهمیدیم. کاش نگویند او که معصوم نبود که هیچ نقدی به وی وارد نباشد، چون می‌دانیم. کاش فقط بگویند «می‌دانیم دلتنگید»، و بگذارند مثل چهارشنبه و شنبهٔ مشهد، بلند بلند و بسیار، بباریم. آه چقدر این روزها طولانی است...