eitaa logo
پلاک ۱۳
101 دنبال‌کننده
709 عکس
141 ویدیو
7 فایل
من خود آن سیزدهم کز همه عالم به درَم... ✨❤️ + اگر نکته‌ای هست: @ftm_omt
مشاهده در ایتا
دانلود
اعداد رُند همیشه هم خوب و جالب نیست، مثل وقتی که ۲۳۴ مین روزی باشه که به غزه حمله شده...
می‌گفت به این فکر کنید که شاید رمز عاقبت به خیری آقای رئیسی اونم در این سطح و اندازه، دوری‌کردن از دنیا بوده باشه / ... می‌گفت اون دنیایی که در نهج‌البلاغه مذمت شده خیلی وقت ها دنیای حرام نیست، دنیای حلاله، نباید استفاده کنی؟ چرا، اما به قدر نیاز، بیشتر از اون رو اگر با نگاه توحیدی ببینیش، وباله / ... خطبهٔ ۱۶۰ نهج‌البلاغه اینطور پیامبر رو به تصویر می‌کشه که از دنیا «گرسنه» رفت؛ یعنی بهره‌نچشیده / ... اما نه به زور، دنیا بهشون عرضه شد و خودشون نخواستند، چون میدونستند چقدر وباله / ...
راست می‌گوید، تحمل اینطور چیزها وقتی داغ داری سخت‌تر است! کلیک @pelak13
🤍و خدا و قرآنش مدیون کسی نمی‌مانند... 🏴🛑‍@Mojahedoun
بگذار تا بگریم، چون ابر در بهاران ...
پلاک ۱۳
بگذار تا بگریم، چون ابر در بهاران ...
فرق بارون بهار با بارون پاییز اینه که خیلی وقتا توی پاییز می‌بینی آسمون ابریه، هوا سرده، و میدونی که الآناست بارون بیاد. اما توی بهار، هوا آفتابیه، همه چی روتین و معمولیه، یک دفعه بی‌خبر بارون می‌باره و شدید میشه و می‌گذره و چند وقت بعد دوباره ... دلتنگی اینطوریه!
راستی، یه چیز جالب یاد گرفتم البته ربطی به مطالب قبلیم نداره چون من شهادت آیت‌الله رئیسی رو نعمت نمیدونم و خسران میدونم، البته همیشه ممکنه خدا از فضل خودش همراه خسران، نعمت هم قرار بده.
ما معمولاً اتفاقاتی رو که خوشحالمون می‌کنه نعمت میدونیم و حس میکنیم باید بابتش شکر کنیم و اتفاقاتی رو که ناراحتمون می‌کنه بلا میدونیم و رویکردمون نسبت بهش در بهترین حالت صبره. امااا می‌گفت که نعمت همیشه قرار نیست خوشحالتون کنه، گاهی دقیقاً دقیقاً همون چیزی که حسابی ناراحتتون کرده نعمته و شکر بابتش واجبه! خیلی برام جالب بود که در اتفاقات ناراحت‌کننده، جُدا از صبر، جا داره شکر هم بکنیم! و این چقدر یقین زیاد و نگاه روشنی می‌خواد که نعمت‌بودن اتفاقات تلخ رو بفهمیم...
وقتی دنبال یک نفر می‌گردیم که قلبمونو آروم کنه، باز یاد شما میفتیم، امام حسین جان ... ❤️‍🩹
تپسی گرفتیم. کار کوتاهی پیش اومد و بهم گفت تو به راننده بگو چند لحظه صبر کنه هزینهٔ توقف رو حساب می‌کنم. گفتم باشه. ماشین اومد و اینو به خانم راننده گفتم، با خوش‌اخلاقی گفت چشم، بعد هم خیلی زود یه جای خوب پیدا کرد و نگه داشت. وقتی که اومد، از ماشین اومدم بیرون تا پیدامون کنه. منو که دید با نگرانی ازم پرسید راننده عصبانیه؟ گفتم نه. چهره‌ش آروم شد و توی ماشین نشست. با خودم مرور کردم، یادم اومد که خود من هم قبل از این که با راننده حرف بزنم، ته دلم یکم نگران بودم که نکنه عصبانی بشه. بعدش به این فکر کردم که خب، اگر ما می‌خواستیم به روی خودمون نیاریم و هزینهٔ توقف رو حساب نکنیم، حق داشت عصبانی بشه. یا اگر توقف انقدر طولانی بود که حساب و کتاب زمانیش خیلی تغییر می‌کرد. ولی حالا که توقفش کمه و هزینه‌شم باهاش حساب میشه چرا باید عصبانی باشه؟ متأسفانه‌ خیلی از آدم‌ها طوری رفتار کردند که ما انتظار عصبانیت یا ناراحت‌شدنِ اضافه بر سازمان اون‌ها رو داشته باشیم. متوجهید؟ آدمیزاد باید تعجب کنه از این که شخصی در این موقعیت عصبانی میشه، نه این که انتظارش رو از قبل داشته باشه و بابتش نگران هم باشه. به نظرم وقتی ناراحت یا عصبانی میشیم، اول باید از خودمون بپرسیم حق دارم این حس رو داشته باشم؟ حالا به فرض این که حق داشتیم، سؤال مهم بعدی اینه: «چقدر؟!» ... ما گاهی حق ناراحت یا عصبانی شدن رو داریم اما اندازه‌ش رو رعایت نمی‌کنیم. وقتی دیگران در حقمون این کارو می‌کنن، هزینه‌ش رو با اضطراب و موی سفید و دردهای بدنمون می‌پردازیم... اما بیشتر باید مراقب باشیم خودمون چنین کاری رو با دیگران نکنیم... چون پرداخت هزینهٔ این یکی به‌مراتب سنگین‌تره. و راستی چقدر خوبه که با خدایی طرفیم که عادله و مجازات هر اشتباهی رو به اندازهٔ خودش میده... اگر نبخشیده باشه. @pelak13
عوض کوه طلاهای معاویه اگر خاک نعلین علی(ع) را بدهم بی‌شرفم...