💕 امام صادق علیهالسلام:
💕 لا تَكونُ الصَّداقَةُ إلاّ بِحُدُودِها، فَمَن كانَت فيهِ هذهِ الحُدودُ أو شَيءٌ مِنهُ، و إلاّ فلا تَنسِبْهُ إلى شَيءٍ مِن الصَّداقَةِ. فَأوَّلُها أن تكونَ سَرِيرَتُهُ و عَلانِيَتُهُ لكَ واحِدَةً. و الثانيةُ أن يَرى زَينَكَ زَينَهُ، و شَينَكَ شَينَهُ. و الثالثةُ وَ اَلثَّالِثَةُ أَنْ لاَ تُغَيِّرَهُ عَلَيْكَ وِلاَيَةٌ. و اَلرَّابِعَةُ لاَ يَمْنَعُكَ شَيْئاً تَنَالُهُ مَقْدُرَتُهُ. و الخامسةُ و هي تَجمَعُ هذهِ الخِصالَ أن لا يُسلِمَكَ عِندَ النَّكَباتِ.
💕 دوستى مرزهايى دارد كه هر كس همه يا برخى از آنها را داشته باشد، دوست است وگرنه او را اصلاً دوست مشمار.
نخست اينكه ظاهر و باطنش با تو يكى باشد.
دوم اينكه آبروى تو را آبروى خودش داند و عيب و بى آبرويى تو را عيب و بى آبرويى خودش.
سوم اينكه مقام و مال، او را نسبت به تو عوض نكند.
چهارم اينكه هر كمكى از دستش برمىآيد از تو دريغ نكند.
و پنجم كه دربردارندهٔ همهٔ اين خصلتهاست، اينكه در هنگام گرفتاریها تو را تنها نگذارد.
💕 بحار الأنوار: 78/249/90
@pelak13
- هم میتونیم دوستهای واقعی رو بشناسیم
- هم اینکه متوجه بشیم خودمون چقدر دوست واقعیای هستیم 🚶♀
برام تعریف کرد که جعبهٔ تقسیم خونهشون دود کرده ولی نسوخته. برقکار اومده و گفته میلیمتری فاصله بوده تا آتشسوزی! 🙂
داشتم فکر میکردم که کاش میشد توی موارد دیگه هم یه متخصص میومد و اینو میگفت! مثلاً لحظاتی که یه ماشین با سرعت از کنارمون رد میشه و ما فقط به راننده زیر لب بد و بیراه میگیم، یه پلیس فیلمشو میدید و بهمون میگفت حواست هست که میلیمتری فاصله داشتی تا تصادف؟ یا مثلاً یه متخصص از مجرای تنفسیمون فیلم داشت و میگفت اون لحظه که آب یکمی پرید تو گلوت، میلیمتری فاصله داشتی تا خفگی!
یا چیزهایی که متخصص هم تشخیص نمیده؛ مثلاً برامون sms میومد! که سلام! شما الآن از کنار یک دزد رد شدی ولی خب بهخاطر اینکه صبح مادرتو خوشحال کردی، اجازه ندادیم کیفتو بزنه!
سلام! الآن که پات پیچ خورد، اگر این میلهٔ کنارتو نمیگرفتی و میخوردی زمین، مرگ مغزی میشدی! :))
یکم عجیب و غریب به نظر میاد! :)) ولی همینه... بلاهایی که به قول اون برقکار، فاصلهمون باهاشون میلیمتری بوده و گذشته... یاد این جمله از دعای کمیل افتادم که: «و كَمْ مِنْ فادِحٍ مِنَ الْبَلاءِ اَقَلْتَهُ» (و چه بسيار بلاهاى سنگين و بزرگى كه از من برگرداندى).
میدونی خدا، ما برامون sms نمیاد که چی شده، حسابشو نداریم! اونقدرم زرنگ نیستیم خودمون حواسمون به همهش باشه. ببخشید نمیتونیم تکبهتک تشکر کنیم! اجمالاً میشه گفت «چه بسیار ...» 🙂❤️ بعد از اینم هوامونو داشته باش لطفاً، چون اگر نداشته باشی، کلاهمون پس معرکهست.
@pelak13
هدایت شده از کلمات معجزه میکنند.
چو خدا بود پناهت، چه خطر بود ز راهت؟ به فلک رسد کلاهت که سرِ همه سرانی!
نذر قربانی گروه جهادی سائحات
✔️ گروه جهادی سائحات در نظر دارد با کمک های عموم شما خیرین عزیز قربانی انجام و گوشت آن را بین نیازمندان حاشیه شهر تقسیم کند💚
شماره کارت واریز مومنانه شما عزیزان :
📍6219861907801293
📍به نام سیّدمحمّدسجّادی
لینک گروه خیرین سائحات برای اطلاع رسانی برنامه ها و گزارش فعالیت ها در ایتا:
https://eitaa.com/joinchat/2873557323Ca4263eb8b4
پلاک ۱۳
نذر قربانی گروه جهادی سائحات ✔️ گروه جهادی سائحات در نظر دارد با کمک های عموم شما خیرین عزیز قربا
قیمت گوشت رو که میدونید...
خیلی از افراد نیازمند، منتظر عید قربان هستند...
حالا که مقدور نیست نفری یه گوسفند بکشیم :)) برای جاهایی که گوسفند رو مشارکتی میکشن، هرچقدر توانشو داریم کم نذاریم ❤️
لطفاً این پیام رو نشر بدید :)
[بله دین ما هم آیین کمک به نیازمند داره و هم آیین زیارت و حج! :)) ]
❤️🔥 ابوبکر جامۀ خلافت را بر تن كرد، در حالى كه مىدانست جايگاه من نسبت به حكومت اسلامى، چون محور آسياب است به آسياب كه دور آن حركت مىكند.
او مىدانست كه سيل علوم از دامن كوهسار من جارى است، و مرغان دورپرواز انديشهها به بلنداى ارزش من نتوانند پرواز كرد.
پس من رداى خلافت رها كرده و دامن جمع نموده از آن كنارهگيرى كردم و در اين انديشه بودم كه آيا با دست تنها براى گرفتن حق خود به پا خيزم؟
يا در اين محيط خفقانزا و تاريكى كه به وجود آوردند، صبر پيشه سازم؟
كه پيران را فرسوده، جوانان را پير، و مردان با ايمان را تا قيامت و ملاقات پروردگار اندوهگين نگه مىدارد!
پس از ارزيابى درست، صبر و بردبارى را خردمندانهتر ديدم. پس صبر كردم در حالى كه گويا خار در چشم و استخوان در گلوى من مانده بود.
+ بخشی از خطبهٔ سوم نهجالبلاغه
@pelak13
دیروز باد زد و یه چیزی رفت توی چشمم. وقتی یه بطری آب خریدیم که چشمم رو باهاش بشورم، وقتی دنبال درمانگاه و بعدشم داروخونهٔ شبانهروزی میگشتیم، به همهٔ این کارهایی که میکردم فکر میکردم اما مسألهای که بیشتر از همه تو ذهنم بود همون چیزی بود که تو چشمم بود!
یاد این خطبه افتادم، و خب، میخوام بگم خاری در چشم یعنی هر لحظه عذاب. یعنی زندگی رو میگذرونی به هر حال؛ ولی با اندوهی رأس همهٔ مسائل. اندوهی که اونقدر اذیتکنندهست؛ که یک لحظه هم نمیتونی فراموشش کنی.
و ما میدونیم که امام علی علیهالسلام شیفتهٔ قدرت نبودند که درد، این باشه. درد، اسلامی بود که برپا داشته نمیشد و تحریف میشد. درد، دردِ تکتک مسلمونها بود، دردِ ما بود...
حالا ماییم و غدیر و آخرین خلیفه از نسل امیرالمؤمنین علیهالسلام...
❤️🩹🥲
@pelak13