بیشتر از ۱۰ سالِ پیش، یه روز یه دفترچه با عکس شازده کوچولو واسم خرید و اولش نوشت: «هر زمان حرفی، کسی، چیزی آزردهات کرد، بدان که در قلب ما یک شاهزادهای؛ بسیار عزیز...».
بعد از اون، مثل هرکسی، روزهایی توی زندگی بود که آزردهخاطر بودم... بارها به این دستخط رجوع کردم و دلِ شکستهم رو با کمکش بند زدم، یا اعتماد به نفس مخدوشم رو... در حالی که به هیچکس چیزی نگفته بودم.
میخوام بگم اگر کسی رو دوست داریم، اگر برامون ارزشمنده، اگر عزیزه، اینو بهش بگیم. شاید لازمش داشته باشه. شاید توی روزهای ناملایم زندگی، بتونه از حرف ما بهعنوان مرهم زخمهاش استفاده کنه... ❤️
@pelak13
باید بگم که اگر عاشق ادبیات هستید، اون بخش از روحتون، با صِرف شعرخوندن آروم نمیشه. با خوندن برشهای کوتاه از کتابهای ادبی آروم نمیشه، با خوندن کتابهای علمیای که ابداً جنبهٔ ادبی ندارند هم.
اون بخش از روح، فقط با خوندن یک اثر ادبی فاخر، حالش خوب میشه. این رو امروز کشف کردم. و اگر حوصله ندارید بخونید، میتونید به صوتش گوش بدید! این رو هم تازگی کشف کردم.
چه احساسی دارید که کشفیاتم رو باهاتون در میون میذارم؟! :))
/ ولی اگر عاشق ادبیات نیستید، با این نوشتهٔ من فکر نکنید باید عاشق ادبیات باشید! در واقع منظورم اینه که روح رو نمیشه گول زد. حتی اگر سکوت کنه و چیزی نگه. ولی میدونه که این، اون نیست. بله. /
@pelak13