eitaa logo
پلاک ۱۳
101 دنبال‌کننده
709 عکس
141 ویدیو
7 فایل
من خود آن سیزدهم کز همه عالم به درَم... ✨❤️ + اگر نکته‌ای هست: @ftm_omt
مشاهده در ایتا
دانلود
📌 جهت اطلاع 🖤 @pelak13
پلاک ۱۳
نکند باز شده ماه محرم؟! که چنین می‌زند آتش به دل فاطمه (س) آهَت... به فدای نخ آن شال سیاهت... + پیش
عطش بر لب تب‌دار لغات است و صدای تپش سطر به سطرش همگی موج مزن آب فرات است... و ارباب همه سینه‌زنان کشتی آرامِ نجات است... کاش اینو حتماً گوش بدید 🙃💔
هدایت شده از توییتر فارسی
5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هر انسانی قلمرویی به عرض شانه های خویش دارد پادشاه خودت باش برده نباشیم در این سیستم برده داری نوین @OfficialPersianTwitter
یابن شبیب، گریه کن از غربت حسین (ع) در کربلا شکسته شد حرمت حسین (ع) ...
هدایت شده از تأملات | تولايى
19M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سلام ما رو رقیه ببر به محضر بابا... 🆔eitaa.com/m_a_tavallaie
ما را به سخت‌جانیِ خود این گمان نبود 🙂💔
هدایت شده از تأملات | تولايى
واسه همینه روضه حبیب، روضه ما نیست
پلاک ۱۳
واسه همینه روضه حبیب، روضه ما نیست
می‌گفت روضهٔ حبیب بن مظاهر روضهٔ ما نیست... روضهٔ حبیب، برای کسیه که شتابان دعوت امام زمانشو لبیک گفته باشه! ما اومدیم برای روضهٔ حر... ...
من ضرر کردم و تو معتمد بازاری بار ما را نخریدند، تو برمی‌داری....؟ مثل طفلی که زمین خورده دویدم سویت آمدم گریه کنم، حوصله‌ام را داری؟
آن شب که چارچوب غزل در غزل شکست مست مدام شیشه می در بغل شکست یک بیت ناب خواند که نرخ عسل شکست فرزند آن بزرگ که پشت جمل شکست پروانهٔ رها شده از پیرهن شده است او بی قرار لحظهٔ فردا شدن شده است بر لب گلایه داشت که افتادم از نفس بی تاب و بی قرار، سراسیمه چون جرس سهم من از بهار فقط دیدن است و بس؟ بگذار تا رها شوم از بند این قفس جز دست خط یار به دستم بهانه نیست خطی که کوفی است ولی کوفیانه نیست گویی سپرده‌اند به یعقوب، جامه را پر کرد از آن معطر یکریز، شامه را می‌خواند از نگاه تَرَش آن چکامه را هفت آسمان قریب به مضمون نامه را این چند سطر را ننوشتم، گریستم باشد برای آن لحظاتی که نیستم آورده است نامه برایت، کبوترم اینک کبوترم به فدایت، برادرم دلواپسم برای تو ای نیم دیگرم جز پاره‌های دل چه دلیلی بیاورم آهنگ واژه‌ها دل از او برد ناگهان برگشت چند صفحه به ماقبل داستان یادش به خیر، دست کریمانه‌ای که داشت... سر می‌گذاشتیم به آن شانه ای که داشت... یک شهر بود در صف پیمانه‌ای که داشت همواره باز بود درِ خانه‌ای که داشت... هرچند خانه بود برایش صف مصاف جز او کدام امام زره بسته در طواف اینک دلم به یاد برادر گرفته است شاعر از او بخوان که دلم پر گرفته است آن شعر را که قیمتِ دیگر گرفته است شعری که چشم حضرت مادر گرفته است «از تاب رفت و تشت طلب کرد و ناله کرد وآن تشت را ز خون جگر باغ لاله کرد» اینک برو که در دل تنگت قرار نیست خورشید هم چنان که تویی آشکار نیست راهی برای لشکر شب جز فرار نیست پس چیست ابروانت اگر ذوالفقار نیست؟ مبهوت گام‌هاش، مقدس‌ترین ذوات می‌رفت و رفتنش متشابه به محکمات بغض عمو درون گلو بی صدا شكست باران سنگ بود و سبو بی صدا شكست او سنگ خورد سنگ، عمو بی صدا شکست در ازدحام هلهله او... بی صدا شكست اين شعر ادامه داشت اگر گريه می گذاشت....... + سید حمیدرضا برقعی @pelak13
15.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- اول می‌خواستم فقط بخش خود مداحی رو بذارم، ولی دیدم آرزوهای اول کلیپ هم خیلی لازممون بود... 🌱 | هان! اگر لازم باشد، ما شهیدِ قرآنیم... | @pelak13