مثلا پرایوت
با آنکه حرام بود آغوش کشیدم دست دادم و دل دادم و دزدید لبم را....
در مکتب ما لمس تو حرام است اما
میبوسمت این بار توکلت الله...
مثلا پرایوت
چقدر تعبیر جذابی....
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چقدر این جمله درسته👌
پسر بچه زن رو یا مادر میبینه یا اسباب بازی!!!
مثلا پرایوت
همه حق را به تو دادند ولی نکته اینجاست که من راز نگه دار ترم.... #شعر
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برای ماندن خود آدمی که میخواهد
بهانه هم نباشد، بهانه میسازد
#شعر
مثلا پرایوت
برای ماندن خود آدمی که میخواهد بهانه هم نباشد، بهانه میسازد #شعر
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
محرمی نیست وگرنه که خبر بسیار است....
#شعر
مثلا پرایوت
محرمی نیست وگرنه که خبر بسیار است.... #شعر
ای ملائک که به سنجیدن ما مشغولید
بنویسید که اندوه بشر بسیار است...
مثلا پرایوت
منم همینطور سزار... منم همینطور
وارد استبلشون شدم
هشتا اسب بود توش
اولین اسبی که چشمم رو گرفت این بود
یه اسب مشکی خیلی هیکلی داشت اونجا که عرب بود ژنش و همه مشغول اون بودن
و این تنها اسبی بود که از دور داشتم میدیدمش
هرکس میرفت سمتش
گوشاشو میداد عقب و نمیذاشت هیچکس بهش دست بزنه با اینکه اسبا معمولا خیلی دوست دارن نوازش رو
مثلا پرایوت
وارد استبلشون شدم هشتا اسب بود توش اولین اسبی که چشمم رو گرفت این بود یه اسب مشکی خیلی هیکلی داشت ا
رفتم از صاحب اونجا راجبش پرسیدم
گفت اسب ها وقتی عصبی میشن گوشاشون رو میدن سمت عقب
و گفتم این اسب چیه
اسمش سزار بود
یه اسب اصیل کُرد بودش و کلاسیک کار میکرد نه پرشی
و کل سوارکارای اون باشگاه آرزوشون بود ازش سواری بگیرن
از تمام مسئولای اونجا پرسیدم
همشون آرزوشون بود بشینن روی این اسب
و یکیشون گفت من حتی امتحان هم کردم و نشستم روش و منو زمین زد و پام شکست و سه سال مسابقات اسب سواری رو از دست دادم