مثلا پرایوت
منم همینطور سزار... منم همینطور
وارد استبلشون شدم
هشتا اسب بود توش
اولین اسبی که چشمم رو گرفت این بود
یه اسب مشکی خیلی هیکلی داشت اونجا که عرب بود ژنش و همه مشغول اون بودن
و این تنها اسبی بود که از دور داشتم میدیدمش
هرکس میرفت سمتش
گوشاشو میداد عقب و نمیذاشت هیچکس بهش دست بزنه با اینکه اسبا معمولا خیلی دوست دارن نوازش رو
مثلا پرایوت
وارد استبلشون شدم هشتا اسب بود توش اولین اسبی که چشمم رو گرفت این بود یه اسب مشکی خیلی هیکلی داشت ا
رفتم از صاحب اونجا راجبش پرسیدم
گفت اسب ها وقتی عصبی میشن گوشاشون رو میدن سمت عقب
و گفتم این اسب چیه
اسمش سزار بود
یه اسب اصیل کُرد بودش و کلاسیک کار میکرد نه پرشی
و کل سوارکارای اون باشگاه آرزوشون بود ازش سواری بگیرن
از تمام مسئولای اونجا پرسیدم
همشون آرزوشون بود بشینن روی این اسب
و یکیشون گفت من حتی امتحان هم کردم و نشستم روش و منو زمین زد و پام شکست و سه سال مسابقات اسب سواری رو از دست دادم
مثلا پرایوت
رفتم از صاحب اونجا راجبش پرسیدم گفت اسب ها وقتی عصبی میشن گوشاشون رو میدن سمت عقب و گفتم این اسب چی
همشون گفتن این اسب فقط به یه نفر سواری میده
اونم رییس مجموعه است
هیچکس دیگه ای رو نمیذاره سوارش بشه و زمینش میزنه
مثلا پرایوت
منم همینطور سزار... منم همینطور
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اکتش رو فقط وقتی که یه نفر به بدنش دست میزنه ببینید
مثلا پرایوت
هر گربه ای را که در خیابان میدید، قربان صدقه اش میرفت! نه برای اینکه گربه ها تصدق برانگیزند ؛ زیرا م
نزدیک ۲۰ نفر رفتیم سوارکاری و به هممون سواری داد خیلی هم اسب خفنی بود و خیلی خوب سواری میداد و جز اسب های گرون اونجا محسوب میشد
از دور هم خیلی با ابهت به نظر میرسید ولی گذاشت همه سوارش بشن
مثلا پرایوت
نزدیک ۲۰ نفر رفتیم سوارکاری و به هممون سواری داد خیلی هم اسب خفنی بود و خیلی خوب سواری میداد و جز اس
اینم بگم
که رعد فقط وقتی زین میشد که رییس مجموعه میخواست سوارکاری کنه
و این اسب هروقتی که هرکسی میومد برای سوارکاری زین میشد
https://eitaa.com/perayvet/644
چه داستان قشنگی بود
کاش همه مثل این اسبه ارزش خودشونو بدونن..
#سردیار
+
+
داستان نگفتم
این اتفاقات واقعا افتاد و واسم جالب بود و گفتم حیفه ننویسم