هروقت دستم رو جلو میآرم تا فقط یکم از تو رو به انگشتهای تشنهام برسونم، جلوی چشمهام محو میشی و دست من هرگز به مقصد موردعلاقهاش نمیرسه؛ نمیتونم ردی روی تو بذارم. تنها چیزی که از تو برای این وجود آبی مونده، رد سبزت توی کلماته.
ʬʬ 𝖯𝖧𝖮𝖤-𝖭𝗅𝖷
ماه درحالی که به کمدم خیره شدم، داشتم به این موضوع فکر میکردم: برای اینکه خودم رو برای خونه رفتن تر
ماه امروز فهمیدم چیزهایی که من رو خوشحال میکرد برای من تموم شدن. دیگه صبحهای زود وقتی همه خوابن و صدایی جز پرندهها نمیاد دلنشین نیست. کتابها صرفا کلماتین که پشت هم چیده شدن. آهنگها سراسر صدا و تنش هستن و من سکوت میخوام. سکوت مطلق. بدون ذرهای نشان از انسانها. من و سکوت. و در آخر هم راوی نامرئی زندگی لب خوانی کنه، "ما به خوبی و خوشی تا آخر عمر زندگی کردیم."
100 on the dash get me close to God
We don′t pray for love, we just pray for cars, house so empty, need a centerpiece
20 racks a table cut from ebony..