eitaa logo
پـــــــِــتوس🌱
193 دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
770 ویدیو
40 فایل
اللّهُــــــمَّ عَجِّــــــلْ لِوَلِیِّکَــــــ الْفَـــــــــرَجْ✨ وقف بقیة الله«عج» کپی؟ حلالت مومن با لبخند قشنگ تری:) آیدی: @Hani128eh بگوشم؛بفرمایید... https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_km5u093&btn
مشاهده در ایتا
دانلود
حسین ستودهنماهنگ سنگ کربلا.mp3
زمان: حجم: 5.1M
سایه ات به به سرم کاری کن که یه خونه کنار حرم بخرم
همه جا گشتیم جز تو مرهم نیافتیم اباعبدالله...
هدایت شده از برگ زیتون🌿
روضه‌ی عبدالله‌بن‌حسن(ع)، در واقع روضه‌ی خود امام حسین علیه‌السلامه؛ 🤍عبدالله خیلی کوچیک‌ بود که امام حسن(ع) شهید شدن، رسماً ایشون رو امام حسین(ع) بزرگ کردن! 🤍بچه‌ی کوچیک شیرخواری که بهت امانت میدن و باید از کوچیکی بزرگش کنی، امانت بودنش خیلی حساس‌ترش می‌کنه؛ 🤍اونم نه امانت دستِ من و شما، امانتِ امام معصوم(ع) برای امام معصوم(ع)! 🤍۱۱سال بزرگش می‌کنی، راه رفتنش، حرف زدنش، دینش، نماز خوندنش رو یادش میدی؛ مراقبشی از خودت جداش نمی‌کنی! 🖤دم آخر، لحظه‌ای که «بلندمرتبه‌شاهی‌زصدرزین‌افتاد»؛ لحظه‌ای که در گودال دیگه هیچ توانی برای محافظت از امانت برادر نیست، 🖤دستش رو از دست عمه‌ش‌ جدا می‌کنه، به سمتت میدوه در حالی که دیگه هیچ توانی در بدن برای مراقبت ازش نداری، دستش رو جلوی ضرب شمشیر میگیره؛ 🖤آخرین لحظاتِ امانت برادر معصوم، فقط توان آرام کردنش در حسین(ع) هست؛ -صبر کن عموجان، به زودی به پدر شهیدت ملحق می‌شی... 🖤وقتی تیر حرمله کار رو تمام می‌کنه، شاهد آخرین نفس‌های پاره‌ی تنِ حسن(ع) در آغوش خودتی، تا جایی که دیگه صدا و گرمای نفسش نیاد... 🤍نازك آرای تن ساق گلی؛ كه به جانش كشتم؛ و به جان دادمش آب؛ اي دريغا به برم می شكند... صل الله علیک یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام
هر عشقی می‌میرد جز عشق حسین...❤️
به قول آقای سعدی؛ هر آن کَست که ببیند روا بود که بگوید که من بهشت بدیدم به راستی و درستی گرت کسی بپرستد ملامتش نکنم من تو هم در آینه بنگر که خویشتن بپرستی عجب مدار که سعدی به یاد دوست بنالد که عشق موجب شوق است و خَمر علت مستی
ده‌ شبِ‌ عاشورا «دهۀ اول‌ محرم‌» همه‌ چی‌ به‌ آدم‌ میدن؛ دهۀ حُره‌، می‌خواید توبه‌ کنید؛ دهۀ تحوله‌، می‌خواید متحول‌ شید؛ استفاده‌ کنید، ادب‌ نجاتتون‌ می‌ده.. _حاج‌آقا فاطمی‌نیا
شهید سید حسن نصرالله می‌گفت زمانیکه دشمن به لبنان حمله کرد، حاج‌قاسم در تهران بود. آمد و به ما ملحق شد در بیروت. در اتاق عملیات با ما بود. من بخاطر خطرات این کار با او بحث می‌کردم. به من می‌گفت سید یا با شما زنده می‌مانم، یا با شما شهید می‌شوم. لَن نَترُکها وَحیداً حواسمون به لبنان هست حاجی فقط میتونیم براش دعا کنیم:)
در مسیرِ نَفَسَت چیست مزاحم شده است قاسمی داشتم اما دو سه قاسم شده است
خواستی تا که بگویی به عمویت بابا گفتگویِ تو بِهَم ریخت مرا ریخت بِهَم
سنگ بر رویِ تو خورد اَبرویِ من درد گرفت تا به پهلوی تو زد پهلویِ من درد گرفت
همه گفتند که از کوچه سهیم است زدند هرچه گفتیم یتیم است یتیم است زدند
تیغشان برتو نه بر سینه‌ی پیغمبر خورد دستِ من بود که با دیدنِ تو بر سر خورد