در تو دیدم حسنم را که دوباره میخواند
روضهی سیلیِ دستی که به نیلوفر خورد:)💔
شعر از حسن لطفی
امسال تو خیابون
لعنت به شمر و مرگ بر آمریکا همزمان شعارمون شده
تاریخ باید بنویسه همه آنچه این شب ها داره رخ میده رو.
شاید سوال امتحانی، عوامل زمینه ساز
ظهور را توضیح دهید.
پاسخ: همه چیز از دهم اسفند ۱۴۰۴ شروع شد...
مانده بودم چه بگویم به تو از درد دلم ؛
اشکم از دیده روان گشت خودت فهمیدی...
یا اباعبدالله❤️
میبینی؟ طوری در رنجکشیدن ماهر شدهای،
که گاهی خودت هم زخمهایت را از یاد میبری.
و اما عزیزم دیدی؟
دیشب هم صبح شد!
-حمید سلیمی
گاهی وقتا میگم خیلی خوابم میاد
ولی در واقع خیلی غمگینم:)
میخوابم یادم بره...
هدایت شده از محبین
به قول شیخ شوشتری که میفرمودن ؛
شما فکر میکنید مصیبت، خوردن تیر
به حلقوم حضرت علی اصغر است؟
اصلِ مصیبت طفل به میدان آوردن است ...
@ir_mohebin
دیدم اعضای تنت را جگرم سوخت علی
پاره های بدنت را جگرم سوخت علی
ناگهان زانویم افتاد زمین چون دیدم
طرز چانه زدنت را جگرم سوخت علی
چه کنم عمه نبیند بدن حمزه ای اَت
مُثله دیدم بدنت را جگرم سوخت علی
لخته خونی که برون از گلویت آوردم
ریخت خون دهنت را جگرم سوخت علی
باورم نیست که جسمت ز نظر پنهان است
نیزه بینم کفنت را جگرم سوخت علی
یوسفم ،کاش که می شد به میان حرمت
ببرم پیرهنت را جگرم سوخت علی
آن لبانی که اذان گفت، بهم ریخته است
خُرد بینم دهنت را جگرم سوخت علی
داغ پرپر شدنت جای خود، امّا بینم
داغ بی سر شدنت را جگرم سوخت علی
این همه نیزه میان بدنت گم شده است
با که گویم محنت را جگرم سوخت علی
از همان دور شنیدم رجزت را پسرم
این حسین و حسنت را جگرم سوخت علی
نعرة حیدری و نالة یا زهرایت
می شنیدم سخنت را جگرم سوخت علی
نشد آخر لب عطشان تو را آب دهم
چه کنم سوختنت را جگرم سوخت علی
گر نیایند جوانان حرم یاری من
که بَرَد خیمه تنت را جگرم سوخت علی
محمود ژولیده
پـــــــِــتوس🌱
دیدم اعضای تنت را جگرم سوخت علی پاره های بدنت را جگرم سوخت علی ناگهان زانویم افتاد زمین چون دیدم طر
گاهی یه بیت شعر در حد یه روضه اکتفا میکنه:)💔