ازهرکارپنهانیکهازآشکارشدنش
شرمداریبپرهیز..!
"نهجالبلاغهنامه۶۹"
نمیدانم روزی که مادرت در آغوشت گرفت میدانست تو کیستی ؟!
یا نمیدانست که خواهی شد؟!
حتما میدانست که روح معبودش را بر تو نام نهاد.
روزی هم که رفتی من نبودم....
اصلا نمیدانم آن موقع خدا به فکر خلقتم افتاده بود یا نه.
فقط میدانم روزی که کلمه سیاست را شنیدم تصویری جز تلفیق لبخند روحبخشت و چروک پیشانی مبارکت در ذهنم نقش نبست:)
تو آمدی تا به جهان بفهمانی می شود مبارز بود حتی زمانی که همه مخالفت باشند.
تو روحِ الله را در ایران دمیدی و رفتی!
تو با رفتنت قیامی جدید شروع کردی و سربازانت ز گهواره تربیت شدند....
پـــــــِــتوس🌱
نمیدانم روزی که مادرت در آغوشت گرفت میدانست تو کیستی ؟! یا نمیدانست که خواهی شد؟! حتما میدانست که ر
پیروِ راهی که رفتی هستیم
آرام بخواب مرد:)
بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ
بِسْمِ اللّٰهِ النُّورِ، بِسْمِ اللّٰهِ نُورِ النُّورِ، بِسْمِ اللّٰهِ نُورٌ عَلىٰ نُورٍ، بِسْمِ اللّٰهِ الَّذِى هُوَ مُدَبِّرُ الْأُمُورِ، بِسْمِ اللّٰهِ الَّذِى خَلَقَ النُّورَ مِنَ النُّورِ . الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِى خَلَقَ النُّورَ مِنَ النُّورِ، وَأَنْزَلَ النُّورَ عَلَى الطُّورِ، فِى كِتابٍ مَسْطُورٍ، فِى رَقٍّ مَنْشُورٍ، بِقَدَرٍ مَقْدُورٍ، عَلىٰ نَبِيٍّ مَحْبُورٍ . الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِي هُوَ بِالْعِزِّ مَذْكُورٌ، وَبِالْفَخْرِ مَشْهُورٌ، وَعَلَى السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ مَشْكُورٌ . وَصَلَّى اللّٰهُ عَلىٰ سَيِّدِنا مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرِينَ .✨
_دعای نور
تصدقت شوم؛ الهی قربانت بروم، در این مدت که مبتلای به جدایی از آن نور چشم عزیز و قوّت قلبم گردیدم متذکر شما هستم و صورت زیبایت در آئینه قلبم منقوش است. عزیزم امیدوارم خداوند شما را بسلامت و خوش در پناه خودش حفظ کند. [حالِ] من با هر شدتی باشد می گذرد ولی بحمدالله تاکنون هر چه پیش آمد خوش بوده و الآن در شهر زیبای بیروت هستم؛ حقیقتاً جای شما خالی است فقط برای تماشای شهر و دریا خیلی منظره خوش دارد. صد حیف که محبوب عزیزم همراه نیست که این منظره عالی به دل بچسبد.
در هر حال امشب شب دوم است که منتظر کشتی هستیم، از قرار معلوم و معروف یک کشتی فردا حرکت می کند ولی ماها که قدری دیر رسیدیم، باید منتظر کشتی دیگر باشیم. عجالتاً تکلیف معلوم نیست امید است خداوند به عزت اجداد طاهرینم که همه حجاج را موفق کند به اتمام عمل، از این حیث قدری نگران هستیم ولی از حیث مزاج بحمدالله به سلامت، بلکه مزاجم بحمدالله مستقیم تر و بهتر است. خیلی سفر خوبی است جای شما خیلی خیلی خالیست.
_آن گونه که از خاطرات خانم ثقفی و سایر اعضای خانواده امام برمی آید این ازدواج، زندگی عاشقانه ای را در پی داشت و امام خمینی در جایگاه یک روحانی بلندپایه و مبارز سیاسی در زندگی شخصی اش با عشق و احترام ویژه ای به پیمان زناشویی اش با خانم ثقفی وفادار ماند. امام خمینی در سال 1312 عازم سفر حج شد و در بین راه نامه عاشقانه ای برای همسرش نوشته است که تصویر دیگری از بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران را مقابل چشم مخاطب قرار می دهد.
زمان: فروردین 1312 / ذی القعده 1351.
مکان: لبنان، بیروت.
مخاطب: ثقفی، خدیجه
پـــــــِــتوس🌱
تصدقت شوم؛ الهی قربانت بروم، در این مدت که مبتلای به جدایی از آن نور چشم عزیز و قوّت قلبم گردیدم متذ
یادی کنیم از این نامه امام به خدیجه خاتون همسرشون:))))))♥️
در من چیزى کم بود و
در این زندگانى هم چیزى کج بود.
میان ما و این زندگانى یک چیزى گنگ ماند.
ما دیر آمدیم، یا زود.
هرچه بود به موقع نیامدیم.
از کتاب “ کلیدر “
[ محمود دولت آبادى]...