هدایت شده از - شهید امیرمحمد علیمحمدی ؛
ختم صلوات گرفتیم به نیت
پیروزی عزیزانِ فلسطینی 🌱
تعداد صلوات رو بفرستید . .
@mashty110
ما به تروریسم متهم هستیم،
اگر بنویسیم از باقیماندههای وطنی
ناتوان، گسسته، فروریخته
که اندامش پوسیده و پراکنده گشته
از وطنی که نشانی خود را میجوید
و از امتی که نامی ندارد!
وطنی که از اشعار قدیمش، چیزی نمانده
جز قصیدههای خنساء
از وطنی که در افقهایش
آزادی سرخ، یا آبی و یا زردی نمانده...
از وطنی که تمام گنجشکانش
برای همیشه از خواندن منع شدهاند
از وطنی که نویسندگانش
از شدت هراس، عادت کردهاند
بر هوا بنویسند!!
از وطنی که میرود سوی مذاکرات صلح
تهی از کرامت
و پا برهنه
ما به تروریسم متهم هستیم
اگر نخواهیم بمیریم
زیر بلدوزرهای اسرائیلی
که خاک ما را زیر رو رو میکند
تاریخ ما را زیر و رو میکند
انجیل ما را زیر و رو میکند
قرآن ما را زیر و رو میکند
خاک پیمبران را زیر و رو میکند
اگر گناه ما این است
چه زیباست تروریسم!
پـــــــِــتوس🌱
ما به تروریسم متهم هستیم، اگر بنویسیم از باقیماندههای وطنی ناتوان، گسسته، فروریخته که اندامش پوسیده
این تیکه از شعر نزار قبانی چقدر وصف حاله این روزای فلسطینه:)
بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ
بِسْمِ اللّٰهِ النُّورِ، بِسْمِ اللّٰهِ نُورِ النُّورِ، بِسْمِ اللّٰهِ نُورٌ عَلىٰ نُورٍ، بِسْمِ اللّٰهِ الَّذِى هُوَ مُدَبِّرُ الْأُمُورِ، بِسْمِ اللّٰهِ الَّذِى خَلَقَ النُّورَ مِنَ النُّورِ . الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِى خَلَقَ النُّورَ مِنَ النُّورِ، وَأَنْزَلَ النُّورَ عَلَى الطُّورِ، فِى كِتابٍ مَسْطُورٍ، فِى رَقٍّ مَنْشُورٍ، بِقَدَرٍ مَقْدُورٍ، عَلىٰ نَبِيٍّ مَحْبُورٍ . الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِي هُوَ بِالْعِزِّ مَذْكُورٌ، وَبِالْفَخْرِ مَشْهُورٌ، وَعَلَى السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ مَشْكُورٌ . وَصَلَّى اللّٰهُ عَلىٰ سَيِّدِنا مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرِينَ .✨
_دعای نور
بارانی آرام در پاییزی دور
وَ گنجشکها آبیاند… آبی
وَ زمین، ضیافتی.
به من مگو که من ابرِ فرودگاهام
چون من هیچ نمیخواهم
از سرزمینی که افتاد از پنجرهی قطاری بیرون
جز دستمالِ مادرم
وَ دلایلی برای مرگی نو.
بارانی آرام در پاییزی غریب
وَ پنجرهها سفیدند…سفید
ترسم که اشک در غمِ ما پردهدر شود
وین رازِ سر به مُهر به عالَم سَمَر شود
گویند سنگ لَعل شود در مَقامِ صبر
آری شود، ولیک به خونِ جگر شود
خواهم شدن به میکده گریان و دادخواه
کز دستِ غم خلاصِ من آن جا مگر شود
از هر کرانه تیرِ دعا کردهام روان
باشد کز آن میانه یکی کارگر شود
ای جان حدیثِ ما بَرِ دلدار بازگو
لیکن چنان مگو که صبا را خبر شود
از کیمیایِ مِهر تو زر گشت رویِ من
آری به یُمْنِ لطفِ شما خاک زر شود
در تنگنایِ حیرتم از نخوت رقیب
یا رب مباد آن که گدا معتبر شود
بس نکته غیرِ حُسن بِباید که تا کسی
مقبولِ طبعِ مردم صاحب نظر شود
این سرکشی که کنگره کاخِ وصل راست
سرها بر آستانهٔ او خاک در شود
حافظ چو نافهٔ سرِ زلفش به دستِ توست
دم درکش ار نه بادِ صبا را خبر شود🍃
علامهی مجلسی فرمود یک شب جمعه این دعا را خواندم: «الحمدُلله مِن اوّلِ الدُنیا إلى فَنائِها و مِنَ الآخرة إلى بقائِها اَلحمدلله على کُلِّ نِعمَة أستغفرالله مِن کُلّ ذَنبٍ و أتوب إلیه یا أرحم الراحمین»
{ستایش سزاوار خداوند است از ابتدای دنیا تا انتهای آن و از آخرت تا هر زمانی که (تا بینهایت) باقی است. خداوند را ستایش میکنم به دلیل تمام نعمتهایش! از هر گناهی به درگاه او پوزش طلبیده و توبه میکنم. ای دلسوزترین دلسوزان.}
وقتی در شب جمعهی هفتهی بعد خواستم دوباره آنرا بخوانم، صدایی از طرف بالا و یا پشت خانه شنیدم که میگفت: هنوز ملائکه از کار نوشتن ثواب دفعه قبلی که این دعا را خواندهای فارغ نشدهاند.