رفیق!
شب یلدا نزدیکه!
بیا واسه شادی دل بابامهدی و رضای خدا یکاری کنیم!
بیا یه گناهو تو این شب انجام ندیم!
بیا حواسمون باشه از
خریدامون
دورهمیامون
خوراکیامون
غذاهامون
سفره هامون
خنده و شادیامون
بازیامون
تو این شب توی فضای مجازی منتشر نکنیم!
بیا حواسمون باشه که ممکنه خانوادهای با عکس و فیلممون شرمنده بشه!
ممکنه پدرش شرمنده زن و بچش بشه!
ممکنه تو همسایه تو فامیل یکی توان خرید
خوراکی و غذا نداشته باشه
ما شرمندش نکنیم!
مبادا با عکسامون بچۀ همسایه یا فامیل حسرت بکشه!
رفیق!
حواست باشه صدای خنده و شادیات همسایه رو شرمنده نکنه!
حواست باشه اگر دورهمی و خرید خوراکی پیش فامیل یا رفیقات نگی!
حواست باشه که ممکنه خیلیا نتونن دورهم جمع بشن یا شادی کنن یا نتونن چیزی بخرن
مبادا تو با کارات و عکاس و فیلمات کاری کنی اون
خانواده غبطه بخوره ، شرمنده بشه!
اینا همش یه شبه تموم میشه
ولی شرمندگی اون پدر و حسرت بچه هاش یه عمره!
یه شبه ها تموم میشه
ولی ناراحت شدن و غبطۀ همسایه و رفیق و فامیل یه عمره!
به قولی که میگن یه شب هزار شب نمیشه
ولی یه عمر گناهو شرمندگی داره!
عکس اگر گرفتی نشون کسی نده پخشش نکن!
این شب یلدا فقط یه شبه ها
ولی یه عمر شرمندگیو ممکنه داشته باشه!
حواست باشه رفیق مبادا
بخاطر یه شب یه عمر گناه کنی!
#منتشراینمتنباشماست!(:
چند وقته این متن پر شده تو فضای مجازی به خاطر شب یلدا..
نمیدونن خیلی از مذهبیای ما کل کارشون همینه!
به اسم روزمرگی خیلی چیزا منتشر میشه از ته و توی زندگیا...
یکم حواسمون به هم باشه🙂
استاد رائفی پور:
توکربلایهتربتدادنبهمن
دعایتربتروخوندم؛باراولمبود
بهیکجملهرسیدمنابودشدم...
اینبود:قسمبهاینخاککه،
معصومیدرآنحلشدهاست...💔
بیا سطحی به شهادت مادرمون نگاه نکنیم خب ؟(:
مردن عادی میدونی چطوریه ؟
- وی بر اثر سکته قلبی فوت کرد
- وی بر اثر نشتی گاز خفه شد
- وی بر اثر مسمومیت فوت کرد
- وی بر اثر انفجار گاز در خانه فوت کرد
- وی بر اثر تصادف دچار مرگ مغزی شده و فوت کرد .
دیگه چی ؟ هرچی به ذهنت میرسه بگو ..
.
یه وقتی هست ما یه مرگِ طبیعی داریم که جز تقدیر خدا چیزی توش دخیل نیست و ماییم که سطحی نگاهش میکنیم و فکرمیکنیم بخاطر فلان علل این اتفاق رخ داد .
اما علت اصلی اون دست خداست ولاغیر !
یه وقتی هست شما توی خونت نشستی به زور و اجبار میگن یا باید بیای حکومت فلانی رو قبول کنی یا جلوی چشم همه میکشیمت .
یه وقتیه که تورو تهدیدت کردن به کشته شدن .
یه وقتیه که نشستی آروم توی خونت چشم دوختی به چهارتا بچه قدونیم قدت که شاید بزرگترینشون روهم ۱۰ سالشم نشه .
یهو صدایی اسمت رو چنان میگه که دلِ خانوادت میلرزه از این نعرهها . .
تو فکرکنی تو خونه نشستی یهو یه فریادی از پشت در بلند میشه . هرچقدم که عمر کرده باشی این صدارو بشنوی میترسی .. اگر مادرت بود میری بغلش میشینی .. یا میری سفت دست خواهر/برادر بزرگتو میگیری و اونم میگه چیزی نشده عزیزم .. چیزی نشده ..
فکرکن بین همین آشفتگیآ صدا میگه
... اگر بیرون نیای خونه رو با اهلش آتیش میزنم !
انقد بزرگ شدی که نگاه پر از تلاطم بین مادر و پدرت رو حس کنی . ولی بازم میگی چیزی نشده ..
فکرکن مادر جوونت بلند میشه و چادرش رو روی سرش محکم میکنه .
اصلا شاید مادرت شرایطش فرق کنه .
فکرکن پشت در میایسته و اجازه نمیده کسی دلِ بچه.هاشو بلرزونه (:
اجازه نمیده کسی بخواد بی حرمتی کنه به امامزمانش ! یه بانو اینطوری تو تاریخ میشناسی ؟ میشناسی که محکم جلوی هتک حرمت ها بایسته ؟ میشناسی بانویی که بهترین بانوی عالمین باشه ؟ نه الان و قبلا و بعدا . همه وقت !
فکرکن درب این خونه تا دیروز شاهد کی بود ؟
میگفتن پیامبر نه نماز یومیه که نمازشب و نافله رو هم پشت درب خانه حضرتزهرا میخوندن :)
مگه چیز کمیه ؟ مسجد و محراب یه روزایی پیامبر رو نمیدید .
این خونه خونه کیه که اینطور مقام داره ؟
امروز که اینارو برای هم تو تاریکی میگیم ،
مثل مادرمردهها با گوشه آستین اشکامونو پاک میکنیم . راست میگی کسی واسه مرده اینهمه سال گریه نمیکنه:))))
مادری که شهیدش کنن از دردِ پهلو ، از دردِ قفسه سینه و خس خس کردن .. مادری که به دری تکیه بزنه که چهل نفر مرد جنگی با چکمه و قلاف به جونش افتاده باشند ..
اصلا تو فکرکن سن مادر ۱۸ سال باشه .
ماجرای در و دیوار و مسمار و نگفتههاش یه طرف . . تو کوچههای منتهی به خونمون همیشه مادرا میگن نه این کوچه خیلی خلوته .. از اینجا رد نشیم .
کوچههای تنگ و دیدی ؟ دونفر هم بخوان از کنار هم رد شن شونههاشون به هم میخوره از باریک بودن کوچه .
اصلا اینم بزار کنار . . نشسته بودیم دور هم یهو یکی برگشت گفت . بچها اصلا مادر انقد عفیف بود .. کسی نمیدونست مادر کیه ؟
اون روز بین اون کوچه تنگه .. دست اماممجتبی که تو دست مادر بود فهمیدن مادر کیه . گفتن اونی که دست حسن تو دستشه زهرا[س]ست ..
راست میگی .. اصلا بعد یه سال از فوت عزیز معمولا عزادار لباس سیاهشو در میاره ..
ولی تو بگو به من ، با قلاف شمشیر استخون بشکنه ، از فشار در روی قفسه سینه نفس سخت بالا بیاد و از درد همه اینا تو اوج جوونی موهای سر سفید بشه و وداع کنی با بچههای خونه مردنه اسمش ؟(:
چرا گریه میکنیم ؟ اگر برای این بانو گریه نکنیم برای کی کنیم ؟ یه جایی میرسه که هیشکی برات نمونده .. افتادی تو چاه عمیقی که خودت کندیش برای خودت . .
اونجاست که نیاز داری با یکی حرف بزنی که محبتش بی مثال باشه و آغوشش باز و بی قضاوت به حرفات گوش بده .
دقیقا توی همون نقطه سیاهه میبینی بهتر که نگاه کنی نورِ چادرِ مادر رو میبینی :)
همونجاست که میگی مادر:) من هیچی تو دستام ندارم .. دستمو میگیری ؟
و چنان آروم بشی که هیچوقت تو زندگیت اونطور آروم نشدی ..
بیخود نیست همین یه چادر ۷۰ تا یهودی و مسلمون کرد .
مادر جان
دل ما هم مثل پهلوی شما شکسته...
به داد دل شکستگان نمیرسی؟🖤🥀
فاطمیه که میشود دل برای فاطمه میگیرد
تمام که میشود برای علی...
حال علی ماند و ۹ سال خاطره
اواخر خاطراتش مقداری تلخ است...
اواخرش مرور سیلی خوردن دار و ندارش است
اواخرش مرور زیر در ماندن همسرش است
اواخرش مرور چهره کبود و پهلوی شکسته ی فاطمه اش است
اواخرش حسرت اذان گفتن در گوش محسنش است...
اصلاح میکنم اواخرش مقداری نه !
بسیار تلخ است...
در بین سلام های بی جواب مردم...!
السلام علیک یا امیر المومنین علی بن ابیطالب
هر کس به شما خوبی کرد ،
جبران کنید و اگر نتوانستید ؛
آنقدر برایش دعا کنید تا مطمئن
شوید تلافی کردید . . !
-رسولِخدا🌿 .
همیشه گریه رویِ سجاده تو رو بیشتر به
مرادِ دلت نزدیك میکنه تا روی ِبالشت . .