قرنهاست زمین انتظار مردانی اینچنین را میکشد تا بیایند وکربلای ایران را عاشقانه بسازند و زمینه ساز ظهور باشند…آن مردان آمدند و رفتند، فقط من و تو ماندیم و از جریان چیزی نفهمیدیم…
_شهید سید مرتضی آوینی
علامهی مجلسی فرمود یک شب جمعه این دعا را خواندم: «الحمدُلله مِن اوّلِ الدُنیا إلى فَنائِها و مِنَ الآخرة إلى بقائِها اَلحمدلله على کُلِّ نِعمَة أستغفرالله مِن کُلّ ذَنبٍ و أتوب إلیه یا أرحم الراحمین»
{ستایش سزاوار خداوند است از ابتدای دنیا تا انتهای آن و از آخرت تا هر زمانی که (تا بینهایت) باقی است. خداوند را ستایش میکنم به دلیل تمام نعمتهایش! از هر گناهی به درگاه او پوزش طلبیده و توبه میکنم. ای دلسوزترین دلسوزان.}
وقتی در شب جمعهی هفتهی بعد خواستم دوباره آنرا بخوانم، صدایی از طرف بالا و یا پشت خانه شنیدم که میگفت: هنوز ملائکه از کار نوشتن ثواب دفعه قبلی که این دعا را خواندهای فارغ نشدهاند.