رو عبام ریختی لبریز شدی
شبیه برگهای پاییز شدی
حسودا ی جور تو رو چشم زدن
پسرم!
خوش قد و بالا بودی ریز شدی!
چند خط روضه:
میگن اباعبدالله خودشونو چهاردست و پا پیش پیکر اربا اربا علی اکبرش رسونده بودن سر بر بالین علی گذاشتن تکون نمیخورد حسین(ع)
دیدن ی دستی روی شونه هاشونه
هی داره صداش میزنه پاشو داداش..
پاشو داداش پاشو ببین لشکر دارن میخندن برای تو بده...پاشو عزیز دل زهرا
اینجا بود که...
زینب بین مردم آمده💔
سر از سینه علی اکبر برداشت اربابمون
رو به عمه سادات کرد و گفت زینب من تا برسم اینجا لشکر پخش کردم شمشیر زدم
تو چجور اومدی بین اینهمه نامحرم...🥀
چه ڪنم با تو و این ریخت و پاشے ڪه شده
چه ڪنم با تو و با بردن این پیڪرها
آیهات بخش شده، آینهات پخش شده
علیِ اڪبر من شد علیِ اڪبرها
خونِ دل خوردم علی !
تا که تو آقا شدهای ،
پدرت پیر شده
تا که تو رعنا شدهای ،
لشگر امروز ،
به قَدِّ خَمِ من میخندد ،
مَردَکی داد زد و گفت :
حسین! تا شدهای . . .
بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ
بِسْمِ اللّٰهِ النُّورِ، بِسْمِ اللّٰهِ نُورِ النُّورِ، بِسْمِ اللّٰهِ نُورٌ عَلىٰ نُورٍ، بِسْمِ اللّٰهِ الَّذِى هُوَ مُدَبِّرُ الْأُمُورِ، بِسْمِ اللّٰهِ الَّذِى خَلَقَ النُّورَ مِنَ النُّورِ . الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِى خَلَقَ النُّورَ مِنَ النُّورِ، وَأَنْزَلَ النُّورَ عَلَى الطُّورِ، فِى كِتابٍ مَسْطُورٍ، فِى رَقٍّ مَنْشُورٍ، بِقَدَرٍ مَقْدُورٍ، عَلىٰ نَبِيٍّ مَحْبُورٍ . الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِي هُوَ بِالْعِزِّ مَذْكُورٌ، وَبِالْفَخْرِ مَشْهُورٌ، وَعَلَى السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ مَشْكُورٌ . وَصَلَّى اللّٰهُ عَلىٰ سَيِّدِنا مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرِينَ .✨
_دعای نور
وَ أَمِنَ مَنْ لَجَأَ إِلَيْكُم
هر که به شما پناه آورد امان یافت . .
یااباعبدالله♥️
هدایت شده از یاایُّهـاالَذینَءامَنُــو! .