هدایت شده از توییت فارسی 🇮🇷
جرم بود
ممنوعیت داشت
پیرمردهای صاحب خانه
دم در می نشستند
همین ساعتها
نزدیک اذان صبح
عزادارها از ترس آژانهای نظمیه رضاخان
پشت در خودشان را به صاحب خانه معرفی میکردند
حاجی رسول قناد هستم
مشهدی رحمان بزاز هستم
در را باز میکرد تا عزاداری کنند.
رضاخان رفت، روضه باقیست
👤 علیرضا زادبر
@farsitweets
پـــــــِــتوس🌱
جرم بود ممنوعیت داشت پیرمردهای صاحب خانه دم در می نشستند همین ساعتها نزدیک اذان صبح عزادارها از ترس
سالها گریه به تو جرم تلقی میشد..
گریه هرشبِ ما برکت روح الله است:)
این ده شبم تموم شد
انگار داریم از خونه میریم
انگار بازم بی پناه شدیم
دیگه خبری از چای هیئت نیس
دیگه باید یه سال صبر کنیم که باز صدای گرفته مداح هیئتمون بپیچه تو بلندگوها:«یادم نمیرود که همه عزتم تویی حسین»
باشه حسین ولی..من امیدم به اربعینته
من بدون روضه هات زنده میمونم..که اربعین برگردم به آغوشت..