eitaa logo
محمدجواد مقدسی • پی‌رنگ
282 دنبال‌کننده
85 عکس
11 ویدیو
0 فایل
🌱 پی‌رنگ؛ هویت هر روایت ✍🏻 محمدجواد مقدسی دانش‌ آموخته کارشناسی ارشد و دانشجوی دکتری «تاریخ، فرهنگ و تمدن اسلامی» آیدی دریافت سوال، نکته‌، سخن: @mj_moghaddasi
مشاهده در ایتا
دانلود
🔟 زیست گلخانه‌ای زیست گلخانه‌ای وضعیتی بود که طبقه نوکیسه می‌خواست به‌صورت مصنوعی محیطی بسازد تا یک سبک زندگی خاص حفظ شود. این زیست گلخانه‌ای با پروژه‌ اصلاح‌طلبی شروع شد و رؤیای «نرمال‌سازی» به اوج رسید؛ طبقه‌ای که حالا آن‌قدر قدرت و نفوذ داشت که توانست برجام را به عنوان کلیدِ ورود به نظم جهانی امضا کند تا در ویترین‌ها را به روی خود باز نگه دارد. طبقه‌ای که الگویش منوتو و «بفرمایید شام» شده بود، استانداردهای زندگی خود را بازتعریف کرد و کوشید در دل تهران، شبیه‌سازی دقیقی از سبک زندگی غربی راه بیندازند. برای این طبقه، برندگرایی و فرهنگ کافه‌ای صرفا انتخاب نبود، بلکه یک بیانیه هویتی بود تا مرز خود را با «طبقه امّل» مشخص کنند و ثابت کنند بخشی از «دنیای توسعه یافته» هستند. با تمام شدن ماه عسل این طبقه با حاکمیت، تفاوت بنیادین دیگری با بورژوازی اروپا آشکار شد. وقتی ریشه‌ها ضعیف باشند جابه‌جایی آسان‌تر می‌شود. از سال ۹۷ آرام آرام سرمایه‌ها از کشور خارج شد و اندک اندک خودشان هم به دنبال خروج از «این خراب‌شده» بودند و این طبقه که سال‌ها از تولید گریخته بود و نتوانسته بود برای خود هویتی دست و پا کند، حالا در مواجهه با بحران هویتی هیچ ابزار یا مهارتی برای «ساختن» و «بازسازی» در خود نمی‌دید. تنها راهِ باقی‌مانده، خروج بود؛ نه فقط خروجِ پول، بلکه خروج از حس تعلق به سرنوشتِ مشترکِ «ما»@peyrangپی‌رنگ
1️⃣1️⃣ مواجهه‌ای تلخ با واقعیت اما مشکل گیاهان گلخانه‌ای این است که تا وقتی دیواره‌های گلخانه سر جای خود هستند، ریشه‌ها محکم به نظر می‌رسند... پس از شکست این طبقه در براندازی سال ۱۴۰۱، روز ۹ اسفند ۱۴۰۴ تاریخی مهم در تاریخ این طبقه متوسط شهری نوکیسه ایرانی است.طبقه‌ای که خودش را جدا از واقعیتِ جغرافیا تعریف کرده بود و تلاش داشت «بورلی هیلز» در کف خیابان‌های تهران بسازد. تهرانی که در همسایگی طالبان‌ها، احمد الشرع‌ها، نتانیاهوها و بن‌سلمان‌هاست! در این تاریخ، طبقه‌ای که ۲۳ خرداد نفهمیده بود که بالاخره باید بیدار شود، به صورت عریان با صدای بمب و موشک از خواب برخواست و بابحرانی واقعی روبه‌رو شد که دیگر در قابِ رسانه‌ها نبود، بلکه به صورت گسترده، در خودِ شهر و خیابان جریان داشت. طبقه‌ای که چندسال پیش «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» می‌گفت و گزاره «اگر در سوریه نجگیم باید در ایران بجنگیم» را با روش‌های مختلف تمسخر می‌کرد، حالا دچار فروپاشیِ محاسباتی می‌شود. وقتی شیشه‌های گلخانه تَرَک می‌خورد، دیگر باید با واقعیت کنار آمد و این طبقه ناگهان خودش را در دل معادلاتی دید که سال‌ها از آن فاصله گرفته بود. • @peyrangپی‌رنگ
📌 سفر چرا؟ بمان و بساز! در اروپا، طبقه متوسط در دل بحران‌ها متولد شد؛ با واقعیت درگیر شد، هزینه داد و از دلِ ویرانه‌های فئودالیسم، هویت خود را ساخت. آن‌ها آموختند که برای حفظ ثروت، باید «شهر» را حفظ کنند و برای حفظ شهر، باید «قانون» و «مسئولیت» را بپذیرند. اما در ایران، با طبقه‌ای روبرو هستیم که در پناه رانت و سیاست ثروتمند شد. در اروپا، بورژوازی خود را «صاحب‌خانه» کند و برای خود هویت بسازد؛ بنابراین در زمان بحران، غریزه‌اش «ماندن و بازسازی» است. اما در ایران، طبقه متوسط نوکیسه مانند مسافری در یک هتل لوکس است که تا وقتی پولِ نفت و رانت برقرار است، از امکانات لذت می‌برد، اما به محض احساس کوچک‌ترین بحران، هیچ تعلق و حقِ مالکانه‌ای نسبت به آن ساختمان در خود حس نمی‌کند. این طبقه به‌جای آنکه ثروتش را به «مهارت تولیدی» گره بزند، آن را به «سوداگری و مصرف» پیوند داد. مهارتی که باید صرفِ ساختنِ زیرساخت ملی می‌شد، صرفِ یافتنِ حفره‌های رانتی و مسیرهای خروج سرمایه شد. به همین دلیل است که در لحظه برخورد با واقعیتِ عریانِ جغرافیا و سیاست، این طبقه به‌جای ایستادگی، به «خروج» می‌اندیشد؛ خروج از مسئولیت، خروج از اقتصاد مولد و در نهایت خروج از جغرافیایی که دیگر برای زیستِ گلخانه‌ای‌اش امن نیست. در نهایت، بحران‌های پیشِ رو یک پرسش تاریخی را مقابل این طبقه می‌گذارد: آیا این برخوردِ بی‌رحمانه با واقعیت، آن‌ها را به سمتِ ریشه زدن در تولید و مسئولیتِ ملی می‌کشاند، یا اینکه این طبقه همچنان به عنوان یک «مسافرِ غریبه» در تاریخ ایران باقی خواهد ماند؟@peyrangپی‌رنگ
محمدجواد مقدسی • پی‌رنگ
1️⃣ فراتر از یک جنگ مذهبی دو ستون اصلی قدرت در اروپای قرون وسطی وجود داشت: کلیسا و نظام فئودالی که
در نهایت تمام شد! خیلی سعی کردم هم خلاصه بگم و هم همه نکاتی که تو ذهنم هست رو بگم ولی خیلی چیزها جا موند که طلب‌تون باشه تو یه وقت دیگه...
محمدجواد مقدسی • پی‌رنگ
📝 در آستانه پیروزی 🔻در دل این پیروزی‌ها، این نویدها و بشارت‌ها، و این رجزهایی که از زبان فرماندهان
یکی از نعمت‌ها در فهرست نعمت‌هایی که بابت‌شان هر روز زبان به شکر می‌گشایم، شاگردی دکتر دانشکیاست. چهار سالی‌ست از محضرش بهره‌ها می‌برم؛ چه آن روزها که روبرویش می‌نشستم و چه امروز که صدايش از دور می‌آید. • @peyrangپی‌رنگ
🌱 تعدادی از یادداشت‌هایی که در این کانال به اشتراک گذاشتیم، در صفحه «تحریرگران» خبرگزاری فارس منتشر شده 👇🏻 ✍🏻 شایعه از شمشیر خطرناک‌تر می‌شود! https://farsnews.ir/tahrirgaran/1775138247718945532 ✍🏻 نقشی جدید بر نقشه‌های پوسیده https://farsnews.ir/tahrirgaran/1775478273160621823 ✍🏻 آن‌جا که رنج، ایمان را محک می‌زند https://farsnews.ir/tahrirgaran/1775481941531987382 ✍🏻 برده‌های بی‌زنجیر https://farsnews.ir/tahrirgaran/1775483754542668255 ✍🏻 کارکردهای ترس در سه میدان تمدنی https://farsnews.ir/tahrirgaran/1776112869379909525 ✍🏻 رقص بر لبه‌ ابدیت https://farsnews.ir/tahrirgaran/1777486363508941953@peyrangپی‌رنگ
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🎙 قسمت نهم | حمله به اختاپوس 📍تو این قسمت چی گفتیم؟ 🔸 حمله متفقین به ایران 🔹 درخواست شوروی برای امتیاز نفت شمال 🔸 افزایش امتیاز نفت ایران از انگلیس 🔹 قیام‌های کمونیستی آذربایجان 🔸 تلاش مصدق برای نفت 🔹 اتحاد مصدق و کاشانی 🔸 ملی شدن صنعت نفت 🔹 محاصره اقتصادی انگلیس علیه ایران ♾ پادکست | هر خبر داستانی دارد... • @peyrangپی‌رنگ
@peyrangPeynevesht - Episode 09.mp3
زمان: حجم: 17.1M
🎙 | هر خبر داستانی دارد... 📌 دنبال داستان باش! 🩸قسمت نهم: حمله به اختاپوس 👈🏻 این ملت فصل تسلیم ندارد! 🔸 محمدجواد مقدسی 🔹 محمدجواد فرهادزاده نظرت رو برامون بنویس: @mj_moghaddasi@peyrangپی‌رنگ
محمدجواد مقدسی • پی‌رنگ
یک از پنج 📌 چاه شماره یک! ساعت ۴ صبح ۵ خرداد ۱۲۸۷؛ جایی در تپه‌ماهورهای مسجد سلیمان. مته‌ حفاری ب
داستان شروع نفت در ایران رو اینجا گفتم براتون 👆🏻 حالا تو قسمت نهم داستان ملی شدن نفت و محاصره اقتصادی انگلیس علیه ایران رو بشنوید... ♾️ پادکست | هر خبر داستانی دارد... • @peyrangپی‌رنگ
📝 دو فصل از کتاب ایستادگی 🔻کتابِ این ملت را اگر ورق بزنی، می‌فهمی که بعضی صفحه‌ها، نوشته نشده‌اند؛ زیسته شده‌اند... 🔻بعضی‌شان بوی خون می‌دهند، بعضی‌شان مزه‌ گرسنگی دارند و بعضی‌شان از صبر می‌گویند. اما میان همه این فصل‌ها، دو فصل است که عجیب شبیه هم هستند. 🔻فصل اول داستان محاصره بعد از ملی شدن نفت است و فصل دوم محاصره بعد از ملی شدن تنگه 🔻میان این دو فصل، سال‌ها فاصله افتاده. آدم‌ها عوض شده‌اند، ابزارها عوض شده‌اند، اما یک چیز عوض نشده است: اینکه هر بار، از جایی که فکر می‌کردند نقطه‌ ضعف ماست، شروع کرده‌اند و هر بار، ما ایستاده‌ایم... 🔻ایستادن، برای این ملت، نمی‌دانم چیست اما هرچه هست انتخابی لحظه‌ای نیست. عادت هم نیست. چیزی شبیه سرشت است، سرنوشت است... 🔻برای همین است که تهدید، دیگر آن‌قدرها تازه به نظر نمی‌رسد و محاصره، دیگر آن‌قدرها غافلگیرکننده نیست. 📌آخرِ این کتاب هنوز نوشته نشده. اما اگر بخواهی حدس بزنی، کار سختی نیست. این ملت، فصلِ تسلیم ندارد... ✍🏻 محمدجواد مقدسی • @peyrangپی‌رنگ
جنگ دوباره شروع شد؟؟ غمت نباشه! بیا اینو یه بار دیگه گوش کن 👇🏻 https://eitaa.com/peyrang/46