چهار از چهار
📌 پیروزی در لاهه، شکست در خیابان
۳۱ تیر ۱۳۳۱، بعد از قیام مردمی ۳۰ تیر با رهبری آیتالله کاشانی و همزمان با بازگشت مصدق به نخستوزیری، خبر مهمی در ایران پیچید:«ایران در دادگاه لاهه پیروز شد!»
برای مردم، این فقط یک برد حقوقی نبود؛ اثبات این بود که حتی یک ملت تحت شدیدترین فشارها هم میتواند جلوی بزرگترین قدرت جهان بایستد.
انگلیس همه راهها را امتحان کرده بود؛ فشار سیاسی، حمله نظامی، تحریم اقتصادی و شکایت بینالمللی. اما در لاهه شکست خورد و دادگاه اعلام کرد بریتانیا حق دخالت در تصمیم ملی ایران را ندارد.
اما ماجرا آنجا تمام نشد.
وقتی انگلیس از همه این راهها به نتیجه نرسید با همکاری قدرت تازه به دوران رسیده -یعنی آمریکا- سراغ راه دیگری رفت؛ کودتا.
♾ در قسمت دهم #پینوشت داستان تلخ کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ را بررسی خواهیم کرد...
• @peyrang • پیرنگ •
دیروز با استاد انصاری یه قهوهفروشی جدید کشف کردیم که البته چون برقشون قطع بود نتونستیم قهوه بخوریم.
ولی یه سوالی ذهنمون درگیر کرد، که توی قهوهفروشی، خود قهوه مهمتره یا حال و هوای قهوهفروشی؟ اساسا تو زندگی، اصالت یک تجربه مهمتر است یا کیفیت ظاهریش؟!
ما چند بار گول لوگوی شیک، ویترین براق و تعریفهای دیگران را خوردهایم و جایی رفتهایم که «بینقص» به نظر میرسید، اما چند دقیقه بعد، حوصلهمان سر رفته و حس کردهایم اینجا جای ما نیست؟
و در مقابل، چند بار از کنار آدمها، موقعیتها و جاهایی به سادگی عبور کردهایم، فقط چون در نگاه اول ساده، بیادعا یا شلوغ به نظر میرسیدند؟ جاها و کسانی که شاید میتوانستند «مال ما» باشند، اگر فقط یک بار امتحانشان میکردیم.
شما همچین جایی رو دارید؟ آدمی، جایی، شغلی، یا حتی یک سرگرمی ساده. اون چیزی که یه چیزی توش هست که نمیذاره ترکش کنی؟
ممنون میشم اگه نظرتون رو بهم بگید:
@mj_moghaddasi
• @peyrang • پیرنگ •
هرچیزی که تا حالا در مورد نفت گفتیم رو یه نگاهی بهش بیاندازید؛ امروز که ایشالا قسمت دهم پینوشت منتشر میشه یادتون بیاد که میخوایم در مورد چی صحبت کنیم 👇🏻
♾ پیوند | چاه شماره یک
داستان شروع نفت در ایران
♾ پینوشت | حمله به اختاپوس
داستان ملی شدن صنعت نفت
♾ پیوند | داوود در برابر جالوت
شکایت نفتی در دادگاه لاهه
♾ یادداشت | دو فصل از کتاب ایستادگی
تنگه هرمز و نهضت نفت
• @peyrang • پیرنگ •
🎙 قسمت دهم | اختلاف در خیابان کاخ
📍تو این قسمت چی گفتیم؟
🔸 نخستوزیری مصدق
🔹 حمایت تمام و کمال کاشانی از مصدق
🔹 نخستوزیری قوام
🔸 قیام مردمی ۳۰ تیر ۱۳۳۱
🔹 دوره دوم نخستوزیری مصدق
🔸 اختلاف در ائتلاف مصدق و کاشانی
🔹 بوجود آمدن زمینههای کودتا
🔸 ورود سازمان سیا به کودتا
🔹 کودتای ۲۸ مرداد و پایان رویای نهضت
♾️ پادکست #پینوشت | هر خبر داستانی دارد...
• @peyrang • پیرنگ •
@peyrangPeynevesht - Episode 10.mp3
زمان:
حجم:
37.1M
🎙 #پینوشت | هر خبر داستانی دارد...
📌 دنبال داستان باش!
🩸قسمت دهم: اختلاف در خیابان کاخ
👈🏻 پایان رویای نهضت ملی شدن صنعت نفت با کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲
🔸 محمدجواد مقدسی
🔹 محمدجواد فرهادزاده
نظرت رو برامون بنویس:
@mj_moghaddasi
• @peyrang • پیرنگ •
محمدجواد مقدسی • پیرنگ
هرچیزی که تا حالا در مورد نفت گفتیم رو یه نگاهی بهش بیاندازید؛ امروز که ایشالا قسمت دهم پینوشت منتش
کتاب: تاریخ تحولات سیاسی ایران
نویسندهگان: دکتر موسی نجفی و دکتر موسی حقانی
موضوع: بررسی مؤلفههای دین، حاکمیت، مدنیت و سیاست در گستره هویت ملی ایران
#معرفی_کتاب
• @peyrang • پیرنگ •
📝 وارثان ترس و امید
اولینباری که خیلی جدی به تاریخ فکر کردم، نه وسط کلاس درس بود و نه لابهلای جزوههای شب امتحان و نه وسط سریال مختارنامه! یک روز خیلی معمولی بود که با مادرم در ایستگاه اتوبوس سر خیابان نشسته بودیم.
اتوبوس دیر کرده بود. مردم کلافه بودند. یکی زیر لب غر میزد، یکی هر چند ثانیه ساعتش را نگاه میکرد، یکی با عصبانیت قدم میزد و خیلی ریز فحش میداد و پیرمردی آن گوشه، آرام نشسته بود؛ آنقدر آرام که انگار اصلاً چیزی به اسم عجله در جهان وجود ندارد.
یادم هست همانجا با خودم فکر کردم چطور ممکن است آدمها در یک وضعیت مشترک، اینهمه متفاوت باشند؟ تجربه؟ تربیت؟ ترس؟ امید؟
بعدها فهمیدم بخشی از جواب این سؤال را باید در گذشته جستوجو کرد. آدمها فقط محصول امروزِ خودشان نیستند. هر جامعهای، تکههایی از گذشتهاش را با خودش حمل میکند؛ ترسهایش را، امیدهایش را، بیاعتمادیهایش را، حتی مدل سکوت کردن و اعتراض کردنش را. تاریخ، فقط قصههای پایانیافته نیست؛ تاریخ روایت داستانهایی است که هنوز تمام نشدهاند و هنوز در گوشهای از حافظه جمعی ما نفس میکشند.
• @peyrang • پیرنگ •
محمدجواد مقدسی • پیرنگ
📝 وارثان ترس و امید اولینباری که خیلی جدی به تاریخ فکر کردم، نه وسط کلاس درس بود و نه لابهلای جزو
شاید برای همین است که هر وقت اسم «تاریخ» میآید، نباید فقط یاد شاهها و جنگها و قراردادها افتاد. تاریخ، حافظه جمعیِ یک ملت است؛ چیزی است که تهنشین میشود در اخلاق، در تصمیمها، در واکنشها، حتی در ترسهایی که نسل به نسل منتقل میشوند؛ بیآنکه کسی دقیقا بداند ریشهشان کجاست.
فرق زیادی هست میان اینکه فقط بدانی ترکمانچای امضا شد، یا بفهمی یک کشور چطور آرامآرام به جایی میرسد که ناچار میشود زیر بار چنین قراردادی برود. فرق زیادی هست میان اینکه فقط اسم مشروطه را بلد باشی یا بفهمی پشت آن، چه حجم از امید، ترس، اختلاف، آرزو و سوءتفاهم خوابیده بود.
تاریخ، وقتی جذاب میشود که از سطحِ اتفاقات عبور کند و برود سراغ ریشهها و این کتاب دقیقاً همین کار را میکند. حوادث را جدا از هم نمیبیند؛ انگار نخی نامرئی میان فصلهای مختلف کشیده شده و تو کمکم میفهمی شکستها و پیروزیها، ناگهانی و بیمقدمه از آسمان نیفتادهاند.
«تاریخ تحولات سیاسی ایران» از آن کتابهایی است که اگر با حوصله خوانده شود، فقط اطلاعات به آدم نمیدهد؛ زاویه دید میدهد. بعد از خواندنش، اتفاقات امروز را معلق و بیریشه نمیبینی. حس میکنی ما وسطِ داستانی ایستادهایم که فصلهای قبلیاش هنوز تمام نشدهاند و شاید مهمترین فایده خواندن تاریخ همین باشد؛ اینکه آدم بفهمد هیچ جامعهای یکشبه ساخته یا ویران نمیشود.
✍🏻 محمدجواد مقدسی
• @peyrang • پیرنگ •