📝 این مَرد...
🔻 اولین بار سال هشتادونه دیدمش. حدودا پانزده ساله بودم. بعد از نماز مغرب و عشاء آرام از کنار جمعیت خودم را جلو کشیدم و دست روی شانهاش گذاشتم. حس میکردم تمام دنیا را بدست آوردهام! دست من تازه بسیجی روی شانههای «فرمانده کل قوا» بود! آن زمان یک تازه بسیجی کلهخراب بودم که سرم برای گشت موتوری، بستن خیابان برای بازرسی چهارشنبه سوری، میدان تیر و مانورهای سالانه درد میکرد و خلاصه عقل درست و حسابی نداشتم. تصویر زمینه نوکیا سادهام عکس او بود و یکی از تفریحاتم خریدن برچسبهای عکس او از پاساژ قدس!
🔻چندسال بعد طلبه شدم. دیگر تب و تاب نوجوانی و بسیجیگری از سرم افتاده بود. آرامتر شده بودم و مشغول درس و اجتهاد! هنوز هم عکس پروفایلهایم عکس او بود. اما احساس خوبی نسبت به نظراتش نداشتم. حس میکردم آنقدرها هم که فکر میکردم آدم خاصی نیست. طبیعی هم بود. داشتم مسیر اجتهاد را طی میکردم. نظرات فقهیاش را زیر سوال میبردم و به تصمیمات حکومتیاش خرده میگرفتم. با این حال رابطهام با او قطع نشده بود. هرچه باشد «ولی فقیه»م بود و هنوز هفتاد تومن شهریهاش را میگرفتم و البته تهِ دلم دوستش داشتم...
🔻چندسال که جلو رفتم فهمیدم آدم اجتهاد نیستم. در کنار درس به سراغ ادبیات رفتم. با جلال و گابریلگارسیامارکز شروع کردم و رسیدم به نادر. نادر برایم خدا شده بود و کتابهایش قرآن! به جلد چهارم آتش بدون دود که رسیدم دیدم که کتابش را به فردی ناشناس پیشکش میکند؛ که به گفته خودش او را «به درستی، خلوص، و بزرگی» باورش کرده است. و او را به نوشتن الباقی داستان واداشت. با کمی جستوجو متوجه شدم که آن فرد ناشناس کیست! برایم باورپذیر نبود! مگر میشود؟! او چکار دارد به نادر و آتش بدون دود؟
🔻سراغ خودش رفتم. کتابهایش را خواندم. سخنرانیهایش را گوش دادم. نظرهای دوست و دشمن دربارهاش را خواندم. نظرهایش را بررسی کردم و افکارش را تحلیل. هرچه بیشتر از او خواندم بیشتر محوِ او شدم. بیشتر تشنه صحبتهایش میشدم و هرچه از او مینوشیدم، سیرابم نمیکرد...
🔻فهمیدم که چقدر این مرد عمیق است. فهمیدم این مرد از چهلودو تا الان ذرهای تغییر نکرده. فهمیدم که رهبری نظام اسلامی دست و بالش را برای جابجا کردن مرزهای تفکر اسلامی بسته. فهمیدم که چقدر دریای معرفتش بیساحل است.
🔻فهمیدم که فقط میتوانم برای او لفظ «مَرد» را بکار ببرم و خلاصه کردن او در «فرمانده کل قوا» و «مقام معظم رهبری» ظلم به اوست.
🔻«نامش برای این خاک، مبارک باد و برای همه عاشقان وطن! و ایکاش زمانی برسد که او، همچنان باشد و دیگر درد نباشد. ایرانیِ دردمند هم...»
📌ایکاش میشد نادر، ایکاش...
کاش میشد که با معجزهای برگردد...
#آقای_شهید
#خدا_زنده_است
✍🏻 محمدجواد مقدسی
• @peyrang • پیرنگ •
📁 پرونده ترس
🔰 کارکردهای ترس در سه میدان تمدنی
3⃣ در میدان فرهنگی
در سطح فرهنگی، ترس خودش را به شکل پیچیدهتری نشان میدهد: «خودکوچکبینی هویتی».
این یعنی بهجای مقابله با دشمن، شروع به تحقیر خودمان و شیفتگی نسبت به الگوهای بیرونی میکنیم.
این وضعیت تجلیِ فرهنگیِ بزرگنمایی دشمن است؛ جایی که ترس، ساختارِ ارزشگذاری یک جامعه را دگرگون میکند.
📍«استعمار درونی»
در این فرایند، دشمن دیگر نیازی به حضور فیزیکی ندارد. القای مداوم رسانهای باعث میشود جامعه فرهنگ خود را «کهنه و عقبافتاده» ببیند و فرهنگ سلطهگر را تنها راه «مدرن و پیشرفته» شدن تلقی کند.
در این مرحله، نخبگان یک جامعه خودشان به جادهصافکنِ فرهنگ بیگانه تبدیل میشوند.
📍 یکی از ملموسترین نشانههای این خودکمبینی، استفاده بیمورد از واژگان بیگانه است. وقتی لایه تحصیلکرده برای بیان مفاهیم ساده به کلمات خارجی پناه میبرد، در واقع این پیام را مخابره میکند که: «زبان و هویت من، کشش و ظرفیتِ مدرن شدن را ندارد!» این حسِ «ناقص بودن»، راه را برای تغییر سبک زندگی و ارزشها باز میکند.
📍 و از سوی دیگر جامعهای که در سطح فرهنگی دچار ترس و خودکمبینی شده، توان خلق کردن را از دست میدهد و به یک «جامعه مقلد» تبدیل میشود که در تولید علم، فقط ترجمه و در هنر، فقط تقلید میکند.
📌 خلاصه اینکه:
نوآوری و پیشرفت، فرزندِ «عزتنفس و شجاعت هویتی» است. ترس فرهنگی یعنی باور کنیم که دیگران «برتر» هستند و تا زمانی که این هیمنه ذهنی شکسته نشود، جامعه نمیتواند از الگوهای تحمیلی رها شده و مسیر مستقلِ پیشرفت خود را پیدا کند.
#ترس
✍🏻 محمدجواد مقدسی
• @peyrang • پیرنگ •
هدایت شده از سیاحت غرب | احمد شجاعی
📜تاریخ خواندن و شنیدن برای درس گرفتن است. مطالعه تاریخ درواقع تلاش برای کشف الگوهای تکرارشوندهای هست که در مواقع مختلف برای آدمهای مختلف رخ داده تا ما از تجربه آنان بهرهمند شویم و تجربههای نامطلوب را تکرار نکنیم.
یکی از این الگوهای تکرار شونده تاریخ، اعتماد به قدرت خارجی برای انجام یک حرکت داخلیست. چه این قدرت خارجی فرانسه ناپلئونی باشد که به کمک ایران قجری مقابل روسیه تزاری بیاید، چه انگلستانی که علیه ایالات متحده آمریکا به سرخپوستان سرخورده از هجوم مهاجران سفید کمک کند.
و نتیجهی این الگو هربار یک امر ثابت بود؛ خیانت قدرت اروپایی به متحد مستضعف!
۱/۴
محمدجواد مقدسی • پیرنگ
📜تاریخ خواندن و شنیدن برای درس گرفتن است. مطالعه تاریخ درواقع تلاش برای کشف الگوهای تکرارشوندهای
برای دشمنی با آمریکا باید آمریکا رو فهمید!
کاری که احمد داره تو کانالش انجام میده
من هم افتخار این رو دارم که تو پادکست افول همراهش باشم
پیشنهاد میکنم دنبالش کنید:
https://eitaa.com/joinchat/4161275363Cd5155519ed
🔻تمدن در فلسفهٔ اپستین چیزی جز بدن و لذتهای اسافل مادی و حیوانی نیست، برای همین ممکن است یک شَبه از هم بپاشد (تمدن مادی و فیزیکی).
🔻در فلسفه معنوی ایرانیان، حقیقت تمدن را باید در روح انسانی و اشراقی تمدن جستجو کرد (تمدن انسانی و متافیزیکی).
در این نگاه انسان فاخر ایرانی، مرگ فیزیکی یک تمدن، هرگز موجب مرگ حقیقی و متافیزیکی آن تمدن نمیشود (ببینید تاریخ مغولان و صلیبیان رو).
📌خطای بزرگ غرب، فهم شرق با ذهنیت غربی است.
© دکتر حبیبالله بابائی
• @peyrang • پیرنگ •
محمدجواد مقدسی • پیرنگ
🚩 «هیچ روزی در جنگ ناامید نشدم...» این را یکجایی برای خودتان ذخیره کنید و روزی حداقل سه بار گوش بد
به مناسبت تهدید جدید خوک زرد یک بار دیگه این فیلم رو ببینید 😌
«أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ؟»
خدای متعال، مردمی را که در مسیر حق ایستادهاند -از جمله همین مردم مبعوثشدهای که چهل شبانهروز در میدان پرچمداری کردند- به آزمونهایی دشوار آزمود و باز هم خواهد آموخت...
آیا گمان کردیم که به صرف بیعت با ولی فقیه جدید، آزمونها پایان مییابد؟!
چنین نیست؛ بلکه امتحانها یکی پس از دیگری فرا میرسند، و چهبسا با شدتی افزون.
بسا این آزمونهای دشوار، نه در میدان جنگ، که در استمرار ولایتپذیری و پایبندی همیشگی به ولی فقیه جدید -خصوصا در وضعیت کنونی- باشد.
والعاقبة للمتقین...
• @peyrang • پیرنگ •
هدایت شده از علی خیری ام🙋🏻♂️
◾️بله تضمینی برای اجرای این موارد وجود نداره؛ ما هم میدونیم، همه میدونن،
اما ترامپ رو مجبور به پذیرش کردیم؛ این اوج خفت و تحقیر اون مردک حرامزادس
پیروزی بزرگ تحقیر ابرقدرت دنیاست
♾️علی خیری
https://eitaa.com/joinchat/2285110804Cf18606d29e
از همه عزیزان خواهش میکنم کنترل هیجان داشته باشید.
روزهای آینده چه بسا بیشتر به حفظ وحدت نیاز داشته باشیم
ولایتپذیری خودمون رو دقیقا باید جایی نشون بدیم که پذیرش تصمیم ولی فقیه خیلی برامون دشواره
«وقتی زنده بود گفت: دشمن را به زانو درخواهیم آورد.
و با شهادتش بر صدق آن گواهی داد
ای سرور ما
ما او را به زانو درآوردیم...»
🌱 برایت گریهها خواهیم کرد آقای ما...
@peyrang
📜 سابقه شادی بعد از روضه
🔻 «گرترود بل» ملقب به «مادر عراق» که تو قسمت پنجم پینوشت در موردش صحبت میکنیم، یکی از معروفترین جاسوسهای انگلیسیه که در سال ۱۸۹۳ میلادی (۱۲۷۲شمسی)، اواخر پادشاهی ناصرالدین شاه به ایران میاد تا گزارشی از اوضاع سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ایران تهیه کنه. کتاب سفرنامه گرترود بل با اسم «تصویرهایی از ایران» منتشر شده.
🔻در یکی از بخشهای این کتاب در مورد عزاداری مردم ایران برای امام حسین(ع) نوشته:
«در ابتدا به نظر میرسید که داریم به مردمی مینگریم که در تاریکترین اعماق اندوه فرو رفتهاند ولی بزودی روشن شد که در ارزش اشکها و زاریهای آنان مبالغه بسیار کردهایم.
...میدیدیم مردانی که گونههایشان از اشک خیس و سینههایشان از ضربهها سرخ و مجروح بود، کنار میآمدند و وارد صحبت پرنشاطی با همسایگانشان میشدند، در استکان چای دوستانهای شریک میشدند یا بر مشتی آجیل شور، چانه میزدند گویی که عزاداری برای آنان ناشناس بود!
با دیدن این مناظر به قضاوت افراطی دیگری متمایل میشدیم که این نمایش ماتم، تشریفات محض است؛ نظری که احتمالا به همان نادرستی نظر اول بود.»
🔻این نشون میده که نویسنده نمیتونه این قضیه رو درک کند که یک انسان، چطور میتونه در کمترین زمانی از اوج گریه و ضجه و اندوه، مشغول خنده و زندگی عادی خودش بشه.
در قسمت پنجم پینوشت از گرترود بل بیشتر خواهیم گفت...
♾ پادکست #پینوشت | هر خبر داستانی دارد...
✍🏻 محمدجوادمقدسی
• @peyrang • پیرنگ •