📝تأملی در دو نحوه مواجهه با مفاهیم غربی با تأکید بر مفهوم نظام سرمایه داری
به طور عمده برای مواجهه با پدیده ها و مفاهیم غربی یک رویکرد به دنبال تهذیب آن پدیده یا مفهوم است و در نهایت با قواعد فقهی به دنبال تصرف در آن حقایق است و یک رویکرد به دنبال آن است تا با تامل بر ابعاد هستی شناسانه آن امر، ذات و جوهره آن مفهوم یا امر برآمده از تمدن غربی را نمایان کند و سپس در مواجهه ای انتقادی و مبتنی بر بنیان های هستی شناسی حکمت اسلامی به تآسیس و تکوین صورت جدیدی که با جهان اجتماعی اسلامی و خودی هماهنگ باشد بپردازد. رویکرد اول(تهذیب) هر چند در مقام عمل و رفع حیرت از وضعیت فعلی مفید و بلکه ضروری است لکن اگر چنانچه بخواهد بار رویکرد دوم را به دوش بکشد منجر به ساده سازی بسیاری از مسائل خواهد شد و اتفاقا به دلیل عدم درک درست از غرب و محصولات آن آورده ای جز اسارت و سخت تر و تنگ تر شدن خروج از مصائب تمدن مدرن را ندارد. در اینجا به صورت گذرا و مختصر مفهوم نظام سرمایه داری را مورد تأمل قرار می دهیم.
نظام سرمایهداری نظامی است که در آن، حاکمیت با سرمایه است. اما منظور از حاکمیت چیست؟ حاکمیت یعنی اینکه در تمام تئوریهای اقتصادی محور اصلی، سرمایه است و نه انسان. اگر از انسان نیز صحبت می شود بالعرض است. در واقع انسان هم به صورت «سرمایهی انسانی» تعین دارد؛ پس انسان هم در واقع مثل آچار و پیچ و مهره یک سرمایه است. به بیانی دیگر انسانها موجودیت شان به حیث تقییدیه سرمایه است. و در این مسئله تفاوتی میان کارگری ساده با تکنسین متخصص نیست. زیرا همه به مثابه ابزار هستند. حال اگر انسان ابزار است بنابراین میتوان او را تولید کرد کما اینکه مدرسه و آنچه ما آموزش و پرورش می خوانیم و معادل(education) است برای این منظور تاسیس می شود و بعد این انسان به مثابه ابزار مانند هر ابزار دیگری مستهلک شده و اسقاط و جایگزین می شود. مفهوم سرمایهی انسانی نیز در بستر این بنیان شکل می گیرد. لذا در جامعه ای سرمایه داری ممکن و محقق است که حاکمیت و مبنابودن سرمایه در تمامی تنظیمات امور انسانی تحقق یابد. بنابراین می توان گفت نظام سرمایهداری یعنی نظامی که حاکمیت و بقای این نظام با سرمایه است و به تعبیری دیگر «سرمایه» فصل مقوم آن است.
حال اگر در مواجهه با سرمایه داری آن را به روابط عقلایی میان بایع و مشتری و لوازم آن فروبکاهیم و اختلاف را صرفا در برخی ارزش های حاکم جستجو کنیم، تصور می کنیم می توانیم با چند اصل و اماره چالش های برآمده از الگوی نطام سرمایه داری را حل و فصل کنیم. یکی از مثال های این مسئله در داستان بانک نمودار است. هر چند احکام فقهی در شرایط فعلی برای تهذیب نظام بانکی از حیث «اکل میته» مناسب است اما نباید فراموش کنیم نزاع اصلی انقلاب اسلامی صرفا بحث سود بانکی یا مسئله دیرکرد نیست و مسئله را در «فلسفه پول» tشیوه خلق پول و در سطحی کلان تر در بنیان های هستی شناسانه نظام سرمایه داری جستجو می کنیم. در نهایت باید به این موضوع توجه کرد که این تفاوت دو رویکرد به مسائل می تواند دو فهم مختلف از وضعیت اکنون جامعه ایرانی را به همراه داشته باشد و دو روند متمایز را به همراه می آورد. ✍️محمد وحید سهیلی
هدایت شده از جامعهشناسی انتقادی
نقش فلسفه و حکمت در برونرفت بحرانهای انسانی معاصر، حمید پارسانیا.mp3
45.86M
نقش فلسفه و حکمت در برونرفت بحرانهای انسانی معاصر
حمید پارسانیا
۲۲اسفند۱۳۹۹
هفتمین دورهٔ علمیپژوهشی مشکات، انجمن علمی دانشجویی الهیات دانشگاه امام صادق(علیهالسلام)
#صوت
@hparsania
🔻#سید_حسین_شهرستانی
🔹پیش از دوران مدرن، کل حیات اجتماعی، هستی یکپارچه داشته و تفکیک دو #حوزهی_عمومی و خصوصی بلاوجه بود. کل حیات اجتماعی بهطور عمومی در خدمت دین و حیات دینی قرار داشت و ساحتهای عرفی زندگی هم دستنخورده باقی مانده بود. البته به یک معنا بیان تفکیک حوزهی عمومی و خصوصی در دوآلیسم پاپ و قیصر در قرون وسطای مسیحی وجود دارد و به این معنا، پیشتاریخ سکولاریسم و ظهور حوزههای عمومی و بعدها حوزهی خصوصی، این دوآلیسم مسیحی است. لیکن این دوآلیسم در قرون وسطا پررنگ نبود: پادشاه مشروعیت خود را از کلیسا کسب میکرد و فارغ و مستقل از آن نبود. حتی دولت انگلیس هم که خود را از کلیسای روم جدا کرد، به کل فارغ از مشروعیت مذهبی نبود و با تشکیل کلیسای سلطنتی انگلستان خلأ مشروعیت دینی خود را پر کرد.
🔸در دوران #رنسانس بود که حوزهی عمومی بهعنوان منطقهی گریز از قدرت دین ظهور کرد که عرصهی عمل دولت ملی مدرن بود. این همزمان است با ظهور دولت-ملتها و همزمان است با رشد سرمایهداری. سرمایهداری در نظام فئودال مبتنی بر کلیسا و بازارهای محلی آن عقیم میماند. سرمایهداری مستلزم شکست قدرت کلیسا و شکلگیری بازار مصرف بزرگتری از بازارهای محلی است. دولت ملی، بازار ملی را برای سرمایهداری به ارمغان میآورد. پس حوزهی عمومی عرصهی ظهور سرمایهداری ملی است و ضامن بقای چارچوبها و مناسبات آن هم دولت مقتدر ملی است.
🔹در مرحلهی بعد که مصادف با عصر #روشنگری است، دولت مدرن خود مانع شکوفایی فردیت انسان مدرن و همچنین مانع توسعهی سرمایهداری میگردد. در این مرحله است که حوزهی خصوصی در برابر حوزهی عمومی در عرصهی عمل دولت مدرن قد علم میکند و بدین ترتیب آن را محدود میسازد. همچنین در این دوره است که «فرد مدرن» به معنی دقیق کلمه تولد مییابد. نطفهی این فردیت در #توماس_هابز موجود است: دولت مدرن محصول قرارداد اجتماعی فردی است. لیکن در هابز ظهور دولت بهکلی فرد را به محاق میبرد. همچنین این فردیت در کوژیتو دکارت نیز موجود است. اما آنجا هنوز به مرحلهی فعلیت و تحقق تاریخی نرسیده است. در عصر روشنگری، انقلابهای فردگرایانه و آزادیخواهانه فرد مدرن و حوزهی خصوصی متناسب با آن را شکل میدهد و دولت مدرن را که خود سد شکوفایی فردیت انسان مدرن شده، محدود میسازد؛ لذا تفکیک حوزهی عمومی و حوزهی خصوصی بهطور عمده مربوط به این دوره است. حتما ظهور فرد مدرن بینسبت با توسعهی سرمایهداری نیست. انسان ایدهآل سرمایهداری همان انسان فردگرایی است که سود شخصیاش و نه عقاید و هنجارهای اخلاقی و دینیاش مبنای عمل اجتماعی و فردی اوست. این همان انسان گزلشافتی یا انسان دورکیمی است که وجدان فردی فربهتری نسبت به انسانهای سنتی دارد؛ همان انسان وبری است که عقلانیت ابزاری، منطق عمل اوست. او همان تولیدکننده و مصرفکنندهی ایدهآل سرمایهداری است. این همان انسانی است که واحد اصلی تحلیل در اقتصاد کلاسیک مدرن قرار میگیرد و منطق سرمایهداری را موجه میسازد.
🔸گسترش مناسبات سرمایهداری زمانی که به شکلگیری یک قشر اجتماعی با این خصوصیات منجر شد و طبقهی متوسط شهری مدرن به وجود آمد، زمینه برای انقلاب سیاسی مدرن و ظهور نظام سیاسی دموکراسی که در تناسب کامل با چنین انسانی است فراهم شد و بدین ترتیب تجدد از مرحلهی واسط قبلی، که آن را از عصر سلطهی کلیسا رهایی بخشیده بود، عبور کرد و دموکراسیهای مدرن جایگزین دولتهای مقتدر مدرن گردیدند و همزمان حوزهی خصوصی در برابر حوزهی عمومی برجسته میشود. این همان مرحلهای است که فوکویاما آن را پایان تاریخ میداند: در این دوره، نظم و آزادی هر دو با هم به ارمغان میآید. چون مسئلهی اساسی تجدد مسئلهی پارادوکس نظم اجتماعی و فردیت و آزادی فردی است. گویی تا پیش از ظهور لیبرال دموکراسی این دو همواره از هم گریزان بودهاند و با ظهور دموکراسیهای لیبرال این دو در یک سامان گرد هم میآیند. در اینجا #دولت_حداقلی که ضامن بقای نظم اجتماعی و همچنین ضامن حفظ آزادیهای فردی است و حوزههای خصوصی گستردهای که تا حدود زیادی از دستاندازی دولت و قدرت مصوناند، وجود دارد.
#تکوین_دولت_مدرن
#نسبت_سوژه_مدرن_و_سرمایهداری
https://t.me/parvayenaghd
جمهوریت یعنی محملی برای ظهور خواست و اراده جمعی.
آیا مطلق جمهوریت ملاک است، اگر قیدی آن را همراهی کند، این قید، نحوه ی خاصی از اراده و خواست جمعی را متعین می سازد.
وقتی اسلامیت با جمهوریت قرین می شود، آن خواست و اراده ای تعین دارد که با اسلامیت همراه باشد.
انسانها می توانند خواستهای متعدد و متنوعی را از خود بروز دهند، حداقل به لحاظ فلسفی این امکان وجود دارد. لذا وقتی از جمهوریت همراه با اسلامیت سخن به میان می آید، دلالتمند به مطلق خواست نخواهد شد، به عبارت دیگر، چنانچه اسلامیت را مفهومی بیرونی نگیریم، بلکه امری ناظر به من متعالی یا خود متعالی نوع انسان و جمهور درنظر بگیریم، جمهوری اسلامی عبارت خواهد بود از ظهور من متعالی انسان یا جمهور.
هرچند این عرض در سطح مفهومی و فلسفی است، وقتی که در سطح انضمام دنبال شود، باید ملاحظه کرد که در چه نحوه از ساختار اجتماعی، بسط و برون داد این من متعالی جمعی ممکن خواهد شد.
در اکنون انسان ایرانی اسلامی، ساختاری از برون داد این من متعالی جمعی تکوین یافته است.
لکن باید توجه داشت، همان طور که در بیانیه گام دوم انقلاب آمده است، می توان به صورت آگاهانه، این ساختارهای اجتماعی تکوین یافته را بازسازی کرد و اشکالات آن را مرتفع ساخت.
هر انتخاباتی، امکانهایی از بازسازی ساختارهای اجتماعی را ممکن می سازد.
لذا ضرورت دارد که در انتخابات حضور داشت تا در بازسازی ساختارهای موجود حضور فعالی داشته باشیم.
از جمله دلالتهای توضیح فوق، عبور از دوگانه سازی جمهوری اسلامی / حکومت اسلامی است.
@philosophyofsocialscience
اتکاء به داخل یک اتوپیاست. در برابر این ایدئولوژی؛ یعنی اتکاء به دیگری، تکوین یافته است.
اتوپیا برای واسازی ایدئولوژی شکل میگیرد. منتها باری که هر اتوپیا توانایی کشیدن آن را دارد، به عوامل زیادی وابسته است.
ترکیب عوامل فوق و نحوه ی فعال کردن آنها، در درجه و کیفیت واسازی، نقش بسیار زیادی را ایفا می کند.
میزان آگاهی کنش گر از نحوه ی واسازی وضعیت مستقر بر طبق اتوپیا، فرصتها و تهدیدهایی که ایدئولوژی مستقر برای اتوپیا قرار می دهد، از جمله عواملی است که در تبدیل اتوپیا به وضعیتی مستقر در آینده نقش به سزایی را ایفا می کند.
مانهایم جامعه شناسی شناخت را برای توضیح نحوه مناسبات ایدئولوژی و اتوپیا نوشته است.
مناسبات ایدئولوژی و اتوپیا، دلالتها و ظرفیتهای زیادی درباب جامعه شناسی امید دارد.
@philosophyofsocialscience
noormags-رویکرد_ارگانیک_در_ایدئالیسم_آلمانی_به_مثابه_شرط_امکان_علم_اجتماعی_پوزیتیویستی_در-1610848_2064306-1.pdf
714.2K
عنوان مقاله:
رویکرد ارگانیک در ایدئالیسم آلمانی به مثابه شرط امکان علم اجتماعی پوزیتیویستی در اندیشه دورکیم
چکیده:
ارتقای بستر معرفتی علم مدرن از مکانیسم به ارگانیسم در ایدئالیسم آلمانی، امکان تأسیس علم اجتماعی آکادمیک در فرانسه توسط امیل دورکیم را فراهم می کند. صورت بندی فلسفی نسبت ضرورت و آزادی )از دوگانه انگاری کانت تا فلسفۀ طبیعت شلینگ و هگل( به گونه ای
در ایدئالیسم آلمانی به تکامل می رسد که امکان قانونمندی امر اجتماعی در ساحت ضروری علم پوزیتیویستی را محقق می کند. مفاهیم و ایده های اساسی جامعه شناسی دورکیم مثل همبستگی ارگانیک و تقسیم کار اجتماعی، با ویژگی های رویکرد ارگانیک چون وحدت پیشینی، غایتمندی درونی و ضرورت و قانونمندی امر ارگانیک، امکان تحقق می یابند،
به گونه ای که شرط درک تفاوت بنیادین نظام فکری دورکیم با علم اجتماعی انگلیسی، که به کرات دورکیم به آن تصریح می کند، فهم کیفیت ابتنای تفکر وی بر سنت آلمانی است.
همچنین اخلاق که تا قبل از دورکیم عرصه ای مستقل ازعلم محسوب می گردد، مبتنی بر رویکرد ارگانیک به گسترۀ علم پوزیتیویستی وارد می شود و بدین ترتیب علم اخلاق با دورکیم تأسیس می گردد.
@philosophyofsocialscience
🔻تزهایی درباب #نوجوانی
به بهانه گفتگوها درباره "دهه هشتادیها"
🔸نوجوانی نقطه عطف در چرخه حیات آدمی است که ویژگی اساسی آن "کشف و بازیابی خود" است. این امر هم نیرو و هم بحران نوجوانی است.
در قرآن کریم، نوجوانی با #بلوغ و #استواء طرح میشود، که این دو شرط امکان شکوفایی علمی و عملی انسان است:
و لمّا بلغ اشدّه و استوی آتیناه حکما و علما
این "استواء ثانی" است پس از استواء اولی که تسویهی خلقت است. (خلق فسوّی)
بلوغ و استواء همزمان در ساحت غریزه و فطرت به بار مینشیند و بدین ترتیب آدمی همچون سروِ آزاد، برپا شده و راست و استوار به نیروی خود قیام میکند.
🔸بلوغ بهمثابه آزادی، جوهری است که بهسبب آن آدمی - که راستقامت ایستاده است- شایسته حمل بار امانت الهی در متن هستی میشود. پس نوجوانی، لحظهی خطیری است که آدمی در آن زیر بار امانتی میرود که آسمانها و کوهها از تحمل آن عاجزاند. بار مسئولیت "ساختن خود" و بهعهده گرفتن سرنوشت خویش. پس جشن بلوغ یا جشن "تکلیف" بزرگترین جشن آدمی در چرخه زندگانی است. چون آیین ازدواج جشن بهعهده گرفتن مسئولیت در قبال دیگری است و جشن تکلیف جشن عهدهدار شدن مسئولیت خود.
🔸نوجوانی بهوجهی کشف و بلکه اختراع عصر جدید است.
بحران نوجوانی بحران "گذار" است از کودکی به بزرگسالی. در عصر سرمایهداری صنعتی، این دوره دورهی تبدیل کودک مصرفکننده به نیروی کار ارزان است. در عصر سرمایهداری مصرفی اما، نوجوان مادهی خامی است که اشکال متنوع #مصرف، او را صورت میبخشد.
🔸در دوره اخیر، نوجوانی ایماژی نمایشی و متعلق به جهان بازی و فانتزی و فراغت است. فراغت از هر نوع مسئولیت. ایدهای که در تقابل با معیارهای بزرگسالی و عصیان علیه آن شکوفا میشود. سکسوآلیته، شعله این عصیان را در تمامیتاش فروزان میکند. پس ما در وضع تجدد متاخر با ایده نوجوانی سکچوآل روبروییم.
🔸در ایران ما اما، نوجوانی نه با بلوغ و استواء و مسئولیت و نه با تولید و سکسوآلیته و غیره که عمدتا با مقولهی تهی و پوک #کنکور معنی [بیمعنی] میشود. کنکور، این بلیط بخت و گارانتی موفقیتی نرمال که در آن، پیروزی نه دستآوردی بیهمتا که تقلیدی ناگزیر از حرکتی تودهوار است.
🔸ما بیش از هر زمان به طرح مجدد نوجوانی محتاجیم. اما در این مقام، نوجوان موجود غریبی است: نه چون کودک ابژهی مفهومسازی است و نه چون بزرگسال خود مستقلا سوژهی خودآگاهی است که طرحی از خود درمیافکند.
قطعا ما بزرگسالان هستیم که به نوجوانی به مثابه ایده میاندیشیم اما باید دانست که نوجوان برخلاف کودک، مستعد شورش بر طرحی است که در غیاب او درافکنده باشند. بهویژه در عصر نوجوانان مسلح به سلاح رسانههای نوظهور.
پس بخشی از این طرح، تدبیر برای تمهید امکان مشارکت نوجوان است در طرح مجدد مفهوم نوجوانی و بازتعریف آن متناسب با شرایط عصر...
#سید_حسین_شهرستانی
@parvayenaghd
هدایت شده از جامعهشناسی انتقادی
حکمت متعالیه و انقلاب اسلامی و فرهنگ، حمید پارسانیا.mp3
44.44M
حکمت متعالیه و انقلاب اسلامی و فرهنگ
حمید پارسانیا
۲۴شهریور۱۴۰۰
پژوهشکدهی علوم و اندیشهی سیاسی و مرکز همکاریهای بینالملل
#صوت #حکمت_متعالیه #انقلاب_اسلامی #فرهنگ
@isca24
@hparsania
هدایت شده از جامعهشناسی انتقادی
بسمهتعالی
هویت فرهنگی مناسک اربعین
بریدهای از گزارش:
زمانی که دربارهی فرهنگ یا هویت فرهنگی سخن میگوییم، واحد تحلیلمان فردی نیست؛ زیرا فرهنگ خصلتی جمعی دارد. اربعین دارای ابعاد مختلفی است و فرهنگ نیز یکی از ابعاد آن است. بنابراین، زمانی که از هویت فرهنگی اربعین سخن میگوییم، حقیقت آن را به بُعد فردی تقلیل نمیدهیم. همچنین باید بدانیم که عاملان فرهنگ (افراد) چه نسبتی با فرهنگ دارند. برخی از رویکردها، عاملان فرهنگ و افراد را مستهلک در فرهنگ میدانند. از سوی دیگر، گروهی فرهنگ را به کنشهای فردی تقلیل میدهند.
تدین برای تحققیافتن، هم جنبهی فردی و هم جنبهی فرهنگی دارد. بعد فرهنگیاش با مناسک جمعی بروز و ظهور مییابد. در برخی از آیات قرآن درباره تفاوتهای بعد فردی و جمعی صحبت شده است. گاه ایمانآوردن صورت فردی دارد یا دعوت فردی است و گاه دعوت چهرهای اجتماعی پیدا میکند؛ مانند: «إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ(آنگاه که نصرت الهی و پیروزی فراز آید)، وَ رَأَیْتَ النَّاسَ یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللَّهِ أَفْوَاجًا(و مردم را بینی که گروهگروه به دین الهی درآیند).»
پس از فتح مکه بروز اجتماعی دین را شاهد هستیم. کسانی به اسلام ایمان میآورند؛ اما از سوی دیگر عادات شبهجزیرهی عربستان مبتنی بر عصبیت قومی و قبیلهای است و کسانی که تا پیش از این ایمان نیاوردهاند، حین مشاهده قدرت دینداری، مجبور میشوند راه دیگری را در پیش بگیرند. در واقع، کافران در موضع ضعف جمعی قرار میگیرند و در زیر پوشش نفاق، دین را در حوزهی اجتماعی میپذیرند؛ اگرچه در بعد فردی نپذیرفتهاند.
دین ساحتهای گوناگونی دارد که برخی از آنها خصلت جمعی ندارند. حافظ میفرماید:
«در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود
کاین شاهد بازاری وان پردهنشین باشد»
به عبارت دیگر، گل پردهنشین است و گلاب در محیط پخش میشود و همهجا را فرامیگیرد. برخی از لایههای دین نیز بسان راز است و بروز نمییابد و برخی لایههای آن به صورت جمعی ظهور میکند. برخی از پدیدههای دینی، در یک لایه مستقر است و برخی به تنهایی، در چند لایه قرار میگیرد؛ برای مثال، تقوا یک امر درونی است و تا بخواهد ظهور و بروز یابد، امکان دارد به ریا تبدیل شود. اگرچه تقوا هویت جمعی نیز دارد، اما بیشتر یک امر فردی است. نماز هم به صورت فردی و هم به طور جمعی بروز مییابد که در هر شرایط نیز احکام خاص خود را دارد. حج بعد جمعی بسیار پررنگی دارد و بعد فردی کمی در آن دیده میشود.
در دین ابعاد خرد و کلان و هم تعامل بین کل و جزء وجود دارد؛ برای مثال، نبوت در انبیای صاحب شریعت یا اولوالعزم از هویتی جمعی و فرهنگی و بینالاذهانی برخوردار بوده و بر رسیدن پیام و اتمام حجت به همگان استوار است و این مهم بدون اعجاز، واقعیت تاریخی و فرهنگی پیدا نمیکند.
اربعین کاملاً از بعد فرهنگی برخوردار است و پدیدهای کلان و واقعشده در تاریخ است و حضور و تداوم آن با صرف عوامل فردی و خرد قابل تبیین نیست.
جریر بن عبدالحمید از راویان اهلسنت است که شیعیان هم از ایشان نقل کردهاند. شخصی میگوید نزد او بوده که فردی از عراق به آنجا میآید. جریر میپرسد: «از عراق چه خبر؟» او خبر میدهد که هارونالرشید را ترک کرده در حالی که سختگیریهایی با زائران امام حسین(علیهالسلام) داشته است. آنها قبر امام حسین(علیهالسلام) را تخریب کرده بودند. در آنجا درخت سدری وجود داشت که زائران آن را نشانه قبر امام حسین(علیهالسلام) میدانستند و هارون دستور قطع آن را داده بود. جریر بعد از شنیدن این ماجرا، الله اکبر میگوید و حدیثی را از پیامبر[صلیاللهعلیهوآله] نقل میکند که پیامبر[صلیاللهعلیهوآله] در آن، قطعکنندهی درخت سدر را سه بار لعنت کرده است (لعن الله قاطع السدرة). جریر میگوید تاکنون معنای این حدیث برای ما مبهم بوده است و الان معنای آن را دانستیم.
میدانیم اگر قرار است حسین(علیهالسلام) مصباح هدایت و سفینهی نجات برای همگان باشد، نباید در طول تاریخ فراموش و محو شود. شهادت امام[علیهالسلام] یک عمل اجتماعی بود و نه فردی. مناسک اربعین، تداوم حقیقت عاشورا است. اگر این مناسک نباشند، شهادت امام حسین(علیهالسلام) و قیام در همان صحرای کربلا تمام میشود.
۲۸شهریور۱۴۰۰
نشست «علوم اجتماعی و نهضت حسینی»
متن کامل گزارش
#گزارش #اربعین #فرهنگ
@hparsania
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
درسگفتارهای جامعه شناسی جنسیت
جلسه اول، مباحث مقدماتی و طرح بحث
دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام
@philosophyofsocialscience
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
درسگفتارهای جامعه شناسی جنسیت
جلسه دوم، دورکیم
دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام
منابع برای مطالعه بیشتر:
برای مطالعه بیشتر کتاب درباره تقسیم کار اجتماعی و خودکشی اثر دورکیم.
کتاب پرسش زنانه در نظریه پردازان جامعه شناس کلاسیک از صفحات ۵۷ تا ۸۸ مراجعه بفرمایید.
لینک کتاب پرسش👇
https://ufdc.ufl.edu/AA00020056/00001/158j
لینک فایل، در صورت قابل استفاده نبودن فایل صوتی:
https://bbb02.dte.ir/playback/presentation/2.0/playback.html?meetingId=5f6510b674b86b04591888a45c2aa500d0f54768-1632976005188
@philosophyofsocialscience