اخرین باری که این استرس رو داشتم چهارسال پیش جام جهانی بین آرژانتین و فرانسه بود .
گاهی اوقات که زندگینامهی افراد مهم را میخوانم؛ نویسنده، دانشمند یا فیلسوف، میبینم اشخاصی بودهاند که با وجود شرایط سخت و دشوار، برای رسیدن به رویاهایشان جنگیدهاند. وقتی شرایط آن دوران را با امروز مقایسه میکنی، ناخودآگاه از خودت میپرسی که نکند بخشی از کمکاری از خودت بوده است. حتی اگر به گذشته هم نگاه نکنیم، همین امروز هم در بسیاری از نقاط دنیا امکانات برای همه یکسان نیست.همین جاست که جملههایی مثل (خواستن توانستن است) در ذهن آدم جان میگیرند. گاهی ما کمبود امکانات را بهانه میکنیم تا کمکاری خودمان پشت آن پنهان بماند؛ درحالیکه امکانات فقط مسیر را هموارتر میکنند، نه اینکه مقصد را تضمین کنند. آنچه سرنوشت را رقم میزند، بیش از هر چیز عزم راسخ، پشتکار و ادامه دادن است.تاریخ بارها نشان داده است که انسانهایی با دستان خالی، افقهایی را ساختهاند که بسیاری با همهی امکانات از ساختنش ناتوان بودهاند. این نه به معنای بیاهمیت بودن شرایط، بلکه یادآوری این حقیقت است که گاهی بزرگترین مانع، کمبود امکانات نیست؛ لحظهای است که آن را بهانهای برای دست کشیدن از تلاش میکنیم.