1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چندلحظه #آرامش
صبح شد ...
گنجشک ها آواز می خوانند و من ؛
در سرِ دیوانه ام ، سودایِ خوابی دیگر است ...
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
چیزی که مردم جهان سوم باید نجات دهند ؛
وطنشان نیسـت ...
بلکه ابتدا باید خود را نجات دهند !
زیرا بیشترِ آنها در اعماق نـاآگـاهی ،
توهمِ دانایی دارند !
#وینستون
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
معلم یکی از شاگردان را محکم سیلی زد و گفت:
«چرا کار خانگی ننوشتی؟»
شاگرد با آرامش پاسخ داد:
«استاد! من به آنچه خواندم قانع نشدم تا دربارهاش بنویسم.»
معلم پرسید: «چرا قانع نشدی؟»
شاگرد گفت: «چون در آنچه نوشته شده بود، حقیقتی نیافتم.»
معلم پرسید: «چطور؟»
شاگرد پاسخ داد:
«استاد، در کتاب نوشته بود: “کشور من کشوری ثروتمند است.”
اما خانهی ما از گل ساخته شده، لباسهایم، کیف و تمام لوازم درسیام — حتی کتابهایم — از کمکهای خیریه است.
در کتاب آمده بود: “کشور من سرزمین نفت و گاز است.”
اما ما نه گاز برای پخت و پز داریم و نه نفت؛ مادرم هنوز با هیزم غذا میپزد.
در کتاب نوشته بود: “کشور من سرشار از نعمت است.”
اما من هرگز این نعمتها را ندیدهام؛ برعکس، میبینم که آنها به جیب دیگران میروند.
در کتاب آمده بود: “کشور من گهوارهی تاریخ، قهرمانی و تمدن است.”
اما سؤالی در ذهنم مانده است — چرا کشور من هنوز در گهواره مانده و همیشه از گذشته سخن میگوید، در حالی که دیگران رشد کرده و پیشرفت میکنند؟
کشور من فقیر است اما هنوز از شکوه گذشتهاش آواز میخواند.
و در کتاب نوشته بود: “مردم سرزمین من در حقوق و وظایف برابرند.”
اما من نه حق خود را به عنوان یک انسان یافتهام، و نه به عنوان شهروند این کشور.
استاد! من نمیخواهم به خودم دروغ بگویم، برای همین کار خانگی را ننوشتم.
من کشورم را دوست دارم، اما کشورم دزدیده شده — عدالتش، حقوق مردمش غارت شده است.
حق من از بین رفته، آینده ام نامعلوم است.
کشور من پر از ثروت است، اما پدرم هنوز در کوچهها و خیابانها دنبال نان روزانه مان میگردد!»
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
🔰توصیه غذایی بوعلیسینا
در کتاب اول قانون
⚜️ أضرُّ شيءٍ بِالبدنِ إدخالُ غِذاءٍ عَلی غِذاءٍ لم یَنضُج ولم یَنهَضِم ...
ص۵۸۵| کتاب اول قانون
⚜️زیانبخشترین چیز برای بدن آن است که روی غذایی که هنوز هضم نشده است،
غذا بخوریم.
به انتخاب و ترجمه؛ دکتر نجفقلی حبیبی؛ مصحح کتابالقانون
🪷بنیاد علمیوفرهنگی
بوعلیسینا
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
10.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔍کتابها ما را می سازند
🎙️ : ژاله آموزگار
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چندلحظه #آرامش
بزرگترین تراژدی زندگی مرگ نیس؛
بیهدف زندگی کردنه....
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
یکی دیگه از خطبههای شگفتانگیز در نهجالبلاغه که تجربهی شهودی و مکاشفه را در اوج خودش بیان میکنه، خطبهی اول (خطبهی توحیدیه) هست؛ که در اون، حضرت علی (ع) از توحید، ذات حق و معرفت خداوند با زبانی پر از رمز و شهود سخن میگه.
بخشی از خطبه اول: شهود در برابر تعقل
"لَا تُدْرِكُهُ الْأَبْصَارُ، وَلَا تُحِيطُ بِهِ الْقُصُورُ، وَلَا تَحْجُبُهُ السُّتُورُ، دُونَهُ تَجَلِّي الْحَقَائِقِ، وَعِنْدَهُ مَصَادِرُ الْعُقُولِ."
ترجمه:
«چشمها او را درک نمیکنند، و فهمها به او احاطه نمییابند، و پردهها حائل او نمیشوند؛ پیش از او حقایق تجلی نمیکنند، و منشأ و سرچشمهی عقلها نزد اوست.»
در این بخش، حضرت به این نکته اشاره میکنه که:
عقلها از او سرچشمه میگیرند، نه اینکه بتوانند به کنه ذات او برسند.
شهود حقایق، وابسته به نوری است که از او میتابد، نه از تلاش صرفاً عقلی.
باز هم در خطبه اول، فراعقلیت معرفت خدا:
"مَنْ وَصَفَ اللَّهَ سُبْحَانَهُ فَقَدْ قَرَنَهُ، وَمَنْ قَرَنَهُ فَقَدْ ثَنَّاهُ، وَمَنْ ثَنَّاهُ فَقَدْ جَزَّأَهُ، وَمَنْ جَزَّأَهُ فَقَدْ جَهِلَهُ."
ترجمه:
«هر که خدا را وصف کند، او را محدود کرده؛ و هر که محدود کند، دوگانهاش کرده؛ و هر که او را دوگانه سازد، او را بخشبخش کرده؛ و هر که او را جزء جزء کند، نادان به اوست.»
اینجا بهشدت فلسفی و عرفانیه. حضرت علی (ع) میفرماید:
عقل مفهومی، ذات خدا را نمیتونه وصف کنه.
هر توصیفی، حجاب و فاصلهست.
این یعنی معرفت حقیقی، در تجرد قلبی و شهود باطنی ممکنه، نه در مفاهیم عقلانی
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
در پنج قرن گذشته از زمانی که دستگاه چاپ گوتنبرگ خواندن کتاب را به یک سرگرمی عمومی تبدیل کرد، ذهن خطی ادبی در کانون هنر، علم و جامعه قرار داشته است. این ذهن نکتهبین و انعطافپذیر در واقع ذهن خلاق در رنسانس، ذهن خردگرای روشنگری، ذهن مبتکر انقلاب صنعتی و حتی ذهن ویرانگر مدرنیسم بوده است. اما دیگر چیزی نمانده این ذهن به تاریخ بپوندد
#نیکولاس_کار
کتاب: اینترنت با مغز ما چه می کتد؟
ترجمه: محمود حبیبی
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
زندگی، نمایشیست
بر صحنهی هستی—
زیستی در نور،
یا عبوری از تاریکی.
گاه اندوه و فراموشی،
گاه سرمستی و روشنی؛
لحظهای در امید،
لحظهای در نومیدی.
گاه بازیگر،
گاه پشتِ صحنه،
گاه نویسندهی لحظهها،
گاه کارگردانِ مسیر،
گاه طراح صحنۀ وجودی
و گاه تنها
تماشاگرِ خاموش.
در این نمایش،
گاه قهرمانیم،
و زمانی ضدقهرمان؛
گاه در اوج،
و گاه در سقوط.
اما زیستن، همین است—
بازیِ بیپایانِ معنا.
زیستی بینقاب،
در نمایشنامهای از نور،
که با عبور از تاریکی،
و گذر از شبهای بیستارهی نومیدی،
در هیچهای زمینی،
به معنا میرسیم—
میشویم معمارِ خویش،
رهپویِ هستی،
و شاعرِ عبور.
آنجا که فرشتهها نیستند،
انسانِ تنها،
با نورِ درون،
نمایش را ادامه میدهد—
پردهی پایانی را
خود مینویسدو ...
#کوروش_ایرانی
آغازین ساعات پنجم آبان ۱۴۰۴خورشیدی «بیستوهفتم اکتبر ۲۰۲۵میلادی» در حسِ نمایشِ زیستن نوشتم
#ارسالیازشما
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا