🌲🌳🌲🌳🌲🌲انسانشناسی مولانا جلالالدین
قسمت اول:
🌳🌲اول: انسان موجودی است عظیم و از نظر تکامل عملاً حدّی و سدّی برای وی متصوَّر نیست و هیچ چیز درین جهان نمی تواند ظرفیت اقیانوسآسای او را پر کند و اگر او بخواهد هیچ عاملی و هیچ محرکی نمی تواند بر او چیره شود و شناختن او واجبترین شناختهاست.
🌲🌳دوم: انسان موجودی است تو بر تو و پر اسرار که به حقیقت، پنهانترین و فکرسوزترین پدیدهی خلقت است. ظاهری دارد و باطنی. ظاهرش چون اشیاء دیگر است. اما باطنی اعجاز آفرین دارد. توان روانی او چندان است که می تواند فرعونها را بشکند و مردگان را زنده کند:
تو یکی تو نیستی ای خوش رفیق
بلکه گردونی و دریای عمیق
🌲🌳سوم: این انسان موجودی است دو ساحتی، که از یک سو همجنس ساکنان دیار قرب و کروبیان(فرشتگان مقرب) عالم قدس است و از سوی دیگر همنشین حیوانات و بندی ظلمتکدهی طبیعت. آن که مخدوم است، عنصر ملکوتی اوست و آنکه خادم است عنصر غربتزدهای است که در زندان طبیعت به یاد وطن مالوف می گرید و می نالد و از جداییها شکایت می کند:
بشنو از نی چون حکایت می کند
از جدایی ها شکایت می کند....
🌲🌳چهارم: همین روح هم مراتب دارد و هر مرتبهای از روح، حیران مرتبهی بالاتر از خود است و قدرت تفسیر آن را ندارد. انبیاء انسان هایی هستند که از روح وحی برخوردارند، و انسان های عارف به درجاتی خفیفتر، پرتوی از آن چراغ تاریکیسوز را در ضمیر روشن خود حمل می کنند و انسان های عادی، عقلی جزئی دارند که درخور سودای زندگیست.
🌲🌳پنجم: همین انسان تو بر تو و ارجمند، و ملکوتی و اقیانوسصفت، گاهی خود را گم می کند، مفتون غیر می شود، غیر را به جای خود می گیرد، بیگانه (رذیلتها) را در صحنهی وجود خویش مهمان می کند و به خدمت نزد او می ایستد. و این عظیمترین غبن و سنگینترین خسارت انسان است:
در زمین مردمان خانه مکن
کار خود کن کار بیگانه مکن
کیست بیگانه؟ تن خاکی تو
کز برای اوست غمناکی تو....
🌲🌳ششم: همهی سرگشتگیها و افسردگیها و در باطل گریختنها، مولود این است که انسانها هویت الهی خود را فراموش کردهاند و برای آرامش در جای دیگری جستجو می کنند و نمی دانند که روح تا همجنس خود را نیابد آرام نمی گیرد.
روح از جنس ملکوت است، و چیزی غیر از همنشینی با پاکان آن دیار، عطش او را سیراب نمی سازد. مردم به جای روی آوردن به محبوب راستین و آرامشبخش جان، به چیزهایی روی می آورند که غفلتزا و تخدیر آور باشد و با قربانی کردن هوش و اختیار خود گمان می کنند کنج راحتی به دست آورده اند. اما به هر جا روی آورند آن را خالی از رنجی و گزشی نخواهند یافت، جز در آغوش حضرت ربالارباب، که مامن و مکمن همه آرامش هاست:
هیچ کنجی بی دد و بی دام نیست
جز به خلوتگاه حق آرام نیست
🌲🌳هفتم: این انسان زمان زده و دربند، می تواند چنان دام زمان را بگسلد که به ورای زمان پرواز کند، و از ماضی و مستقبل بیرون رود، و از نوسانات روزگار بگریزد، و آتش در دیروز و امروز زند و دریایی عظیم و فراخ گردد که جویبار های کوچک حوادث او را تیره و دگرگون نکنند و ابتذالات جاری عمر، در او اثر نگذارند، و چنان شود که میوهچین بوستان عالم قدس گردد، و برتر از غم و شادی و ضیق و فراخی این جهان بنشیند، و خدایگونه معرض حوادث واقع نشود، و در این دنیا باشد اما دامن از آن درچیند و چنان بر مسند سکینه و تمکین تکیه زند و زمام نفس را در دست گیرد که هیچ بیگانهای را مجال ورود در آن عرصهی محتشم نماند، و هوش ناتوان آدمیان را که خشم و خیال بر آن فرمان می رانند ترک گوید و محرم بیهوشان شود:
گفت پیغامبر صباحی زید را
کیف اصبحت ای رفیق با صفا
گفت عبداً مؤمنا، باز اوش گفت
کو نشان از باغ ایمان گر شکفت؟
گفت تشنه بودهام من روزها
شب نخفتستم ز عشق و سوزها
تا ز روز و شب گذر کردم چنان
که ز اسپر بگذرد نوک سنان
که از آن سو مولد و مادّت یکیست
صد هزاران سال و یک ساعت یکیست
ادامه دارد...
عبدالکریم سروش
برگرفته از کتاب "تفرج صنع"
https://eitaa.com/phwsla
ادامه
(پاورقی)
میدانیم که مصیبتها را اگر در اشتراک با دیگران تحمل کنیم، آسانتر میشوند. ظاهراً انسانها بی حوصلگی و دلتنگی را نیز در شمار مصیبتها میدانند و از این رو دور هم جمع میشوند تا مشترکا دلتنگ باشند. همان طور که عشق به زندگی، در اساس، ترس از مرگ است، انگیزه آدمیان برای معاشرت نیز در اصل، انگیزهای مستقیم نیست و از عشق به دیگران نشأت نمیگیرد، بلکه ریشه آن ترس از تنهایی است.
یعنی آنچه میجویند حضور مطبوع دیگران نیست، بلکه ترس از تنهایی و ملالت آور بودن تنهایی به علاوه ی یکنواختی ذهنشان که از آن گریزانند، باعث میشود برای فرار از آن به مصاحبتهای بد تن در دهند و در ضمن زحمت و اجباری را که هر معاشرت ناگزیر با خود به همراه میآورد تحمل کنند.
اما اگر انزجار نسبت به همه اینها بر انزجار از تنهایی غالب شود و استقامتی در برابر تاثیرات مستقیم آن به وجود آید، به طوری که نتایج ناخوشایند تنهایی دیگر اثری نداشته باشد، آنگاه میتوان در نهایت رضایت خاطر مدام تنها بود، بی آنکه اشتیاقی به معاشرت داشته باشیم.
علت این امر دقیقاً این است که نیاز به معاشرت، نیازی مستقیم نیست و میتوان به مزایای تنهایی خو گرفت.
📚در باب حکمت زندگی
✍️#آرتورشوپنهاور
https://eitaa.com/phwsla
ادامه
انسان پرمایه، مانند نوازندهای چیره دست، کنسرت را به تنهایی اجرا میکند، یا همانطور که پیانو به تنهایی مانند ارکستری کوچک است، انسان پرمایه نیز جهانی کوچک است و آنچه را که دیگران با هم ایجاد میکنند، او با وحدت یک شعور نمایان میکند. او نیز مانند پیانو جزئی از ارکستر سمفونیک نیست، بلکه در خور تک نوازی و تنهایی است.
اگر هم با دیگران همساز شود، صدای اصلی را تشکیل میدهد و برای همراهی کردن است یا برای اینکه صدای درست را به آنها بدهد تا ساز خود را با آن کوک کنند.
اما آن کس که معاشرت را دوست دارد میتواند ، کمبود کیفیت معاشرانش را تا اندازه ای با افزایش کمیّت آنان جبران کند. اگر معاشر او پرمایه باشد، میتواند تنها به یک نفر قناعت کند، اما اگر جز افراد عادی پیدا نکرد، بهتر آن است که تعداد زیادی از آنان را برگزیند تا در اثر تنوع و تکثّر، شاید نتیجه قابل قبولی حاصل شود، و در این صورت امیدواریم که خداوند به او صبر عطا کند.
اما آن خلا درونی ، باعث بلای دیگری هم میشود. وقتی انسانهای برجسته با هدفی شریف و آرمانی گرد هم می آیند و جمعی را تشکیل می دهند، غالباً کار به اینجا میکشد که تعداد زیادی از اراذل و اوباش مانند آفت به آن جمع هجوم می آورند.
با این هدف که از بی حوصلگی یا کمبود های دیگر خود خلاص شوند و به هر چه در این راه کمک کند، متوسل می شوند. بعضی به درون جمع می خزند یا به زور وارد آن می شوند و به زودی آن را تخریب می کنند یا جمع را چنان تغییر میدهند که هدف آن سرانجام به خلاف آنچه در آغاز مورد نظر بود تبدیل میگردد.
📚در باب حکمت زندگی
✍️#آرتورشوپنهاور
https://eitaa.com/phwsla
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چندلحظه #آرامش
صبور بودن عالیترین نماد ایمان است،
و خویشتن داری عالیترین عبادت
ناکامی به معنی آزمایش است،نه شکست...!!!
و نتیجه توکل و اعتماد به
خداوند، آرامش است🌸
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
در هر اجتماعی ،که بیشتر قسم خورده شود،
آن اجتماع ،خرابتر و مردمش دروغگوترند!
✍️ والتر_اسکات
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
Shadmehr Aghili6. Gole Yaas.mp3
زمان:
حجم:
5M
یه روز یه باغبونی یه مرد آسمونی
نهالی کاشت میون باغچه مهربونی
می گفت سفر که رفتم یه روز و روزگاری
این بوته یاس من می مونه یادگاری
هر روز غروب عطر یاس تو کوچهها میپیچید
میون کوچه باغا بوی خدا می پیچید
هر روز غروب عطر یاس تو کوچهها میپیچید
میون کوچه باغا بوی خدا می پیچید
اونایی که نداشتن
از خوبیا نشونه
دیدن که خوبی
یاس باعث زشتیشونه
عابرای بی احساس
پا گذاشتن روی یاس
ساقههاشو شکستن
آدمای ناسپاس
یاس جوون برگاون
تکیه زدش به دیوار
خواست بزنه جوونه
اما سر اومد بهار
یه باغبون دیگه
شبونه یاس و برداشت
پنهون ز نامحرما
تو باغ دیگه ای کاشت
هزار ساله،کوچهها
پر میشه از عطر یاس
اما مکان اون گل
مونده هنوز ناشناس
هزار ساله کوچهها
پر میشه از عطر یاس
اما مکان اون گل
مونده هنوز ناشناس
شادمهر گل یاس
سالروز شهادت حضرت زهرا س گل یاس تسلیت باد
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
▫️از آنجایی که مردم خودکشی میکنند، یعنی چیزی بدتر از مرگ وجود دارد که از دست آن خودخواسته به دامان مرگ میگریزند.
به همین دلیل است که وقتی در مورد خودکشی میخوانید،
شما را تا مغز استخوان میسوزاند:
این جسد لاغر آویزان روی لبه پنجره نیست که وحشتناک است،
بلکه آن چیزی هراسانگیز است که لحظهای قبل از آن در قلب اتفاق افتاده است.
📕تصاویر زیبا
✍️سیمون دوبووار
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
ادامه
بنابر آنچه گفته شد، می توان به عنوان قاعدهای کلی گفت که معاشرتی بودن و ارزشمندی فکری کمابیش با یکدیگر نسبت معکوس دارند، به طوری که اگر بگویند فلان کس بسیار غیر معاشرتی است تقریباً به این معناست که انسانی با خصایل بزرگ است.
تنهایی برای کسی که از لحاظ فکری بلند مرتبه است مزیتی مضاعف دارد : نخست اینکه با خویشتن است و دوم اینکه با دیگران نیست. ارزش این مزیت دوم بیاندازه است، زیرا چه بسا اجبار، آزار و حتی خطر در هر معاشرت وجود دارد.
لابرویر میگوید:" همه مشکلات ما ناشی از این است که نمیتوانیم تنها باشیم"
کلبیون، به منظور یافتن سعادت حاصل از آرامش خاطر از هرگونه تعلق مالی دست میشستند. کسی که به این منظور از معاشرت دوری کند خردمندانه ترین راه را برگزیده است. برناردن دوسن پیر گفته است :" امساک در خوردن سلامت بدن را تضمین میکند و امساک در معاشرت سلامت روان را"
آن کس که با تنهایی خو میگیرد یا حتی به آن علاقمند میشود، کان زر به دست آورده است. اما این کار هر کس نیست، زیرا همانطور که نیاز، انسانها را نخست به سوی هم میکشاند، پس از آنکه برطرف شد، بیحوصلگی باعث گرد هم آمدنشان میشود. اگر این دو نبودند، هر کس احتمالاً تنها میماند، زیرا احساس منحصر به فرد و یگانه بودن، فقط با فضای تنهایی هماهنگ است.
این خصوصیت، در ازدحام و فشار جمع آنقدر ناچیز میشود که به صفر می گراید، یعنی گام به گام به طور دردآوری انکار میشود.
میتوان گفت که تنهایی وضعیت نخستین و طبیعی نوع انسان است که میتواند در این وضعیت، در سعادتی که با ذاتش تطابق دارد، زندگی کند.
📚درباب حکمت زندگی
✍️#آرتورشوپنهاور
💥 ما آدمهای احمقی نبودیم؛
ساده بودیم،
و از روی سادگی به احمقها اجازه دادیم
تا در زندگیمان دخالت کنند!
#ارنستوچهگوارا
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
▫️انتخاب میان بد و بدتر، فرصتی است که برای بدتر شدن، به بدها میدهیم.
#هانا آرنت
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
🔍افسانه خواب هشت ساعته: چرا بیدار شدن در نیمهشب کاملاً طبیعی (و تاریخی) است؟
▫️ آیا تا به حال ساعت ۳ صبح از خواب بیدار شدهاید و با نگرانی به سقف خیره شدهاید که چرا نمیتوانید ۸ ساعت کامل و بیوقفه بخوابید؟ خبر خوب این است که شما دچار یک اختلال عجیب نیستید؛ در واقع در حال تجربه الگوی خواب طبیعی اجدادمان هستید. شواهد علمی و تاریخی نشان میدهد که خواب ۸ ساعته پیوسته، یک «اختراع» مدرن است، نه یک ضرورت بیولوژیکی.
▫️ برای هزاران سال، انسانها به صورت «دوقسمتی» میخوابیدند. آنها کمی پس از غروب آفتاب به «خواب اول» میرفتند، سپس در حدود نیمهشب برای یک یا دو ساعت بیدار میشدند و پس از آن دوباره به «خواب دوم» فرو میرفتند تا سپیدهدم. اسناد تاریخی از یونان باستان گرفته تا خاطرات قرون وسطی، پر از ارجاعاتی به این الگوی خواب است که آن را امری کاملاً عادی تلقی میکردند.
❕ در آن وقفه یک ساعته چه میکردند؟
این زمان بیداری، یک دوره آرام و ارزشمند بود. افراد در این یک یا دو ساعت به تفکر، دعا، مطالعه با نور شمع، نوشتن خاطرات، صحبت آرام با اعضای خانواده و حتی روابط زناشویی میپرداختند. این زمان، بخشی فعال و پذیرفتهشده از شب بود، نه یک دوره اضطرابآور.
▫️ چه چیزی الگوی خواب ما را تغییر داد؟
این الگوی طبیعی در دو قرن اخیر و با دو تحول بزرگ از بین رفت:
۱- نور مصنوعی: با فراگیر شدن چراغهای گازی و سپس الکتریکی، شبها روشنتر شد و افراد دیرتر به رختخواب رفتند. نور مصنوعی، به ویژه نور آبی، تولید هورمون خواب (ملاتونین) را سرکوب کرده و ساعت بیولوژیکی بدن را به سمت یک خواب یکپارچه سوق میدهد.
۲- انقلاب صنعتی: فرهنگ کار کارخانهای و تأکید بر بهرهوری، خواب شبانه را به یک بلوک واحد و فشرده تبدیل کرد و بیداری در نیمهشب به عنوان اتلاف وقت تلقی شد.
❕ بیداری طبیعی در برابر بیخوابی نگرانکننده
مهم است که بین این الگوی طبیعی و بیخوابی مزمن تفاوت قائل شویم. بیداری طبیعی نیمهشب معمولاً آرام و بدون اضطراب است. اما اگر بیداری شما با افکار نگرانکننده، اضطراب شدید، و ناتوانی در دوباره به خواب رفتن برای مدت طولانی همراه است و این موضوع بر عملکرد روزانه شما تأثیر منفی میگذارد، ممکن است نشانه یک اختلال خواب باشد که نیاز به مشورت با پزشک دارد.
▫️ بنابراین، دفعه بعد که در سکوت شب از خواب بیدار شدید، به جای نگرانی، به یاد بیاورید که بدن شما در حال بازگشت به یک ریتم باستانی و عمیقاً انسانی است. به جای جنگیدن با آن، از این لحظات آرامش برای تفکر یا مطالعهای کوتاه استفاده کنید.
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا