eitaa logo
انجمن بوعلی سینا
1.3هزار دنبال‌کننده
367 عکس
343 ویدیو
2 فایل
بوعلی‌سینا، فیلسوف، حکیم، طبیب، منجم و دانشمند بزرگی در جهان است. و "مکتب نو سینایی‌اشراقی" الگویی جدید، جهت‌ توسعه و تمدن ایران عزیز است، که مکاتب فلسفی، علمی، هنری و ادبی جهان را بازشناسی می‌نماید. #انجمن‌بوعلی‌سینا
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حس‌خوب آمدن هر صبح پیام خداوند برای آغاز یک فرصت تازه است برخیز و در این هوای صبحگاهی زندگی را زندگی کن تغییر مثبتی ایجاد کن و از یک روزِ دوست داشتنی خداوند لذت ببر.... https://eitaa.com/phwsla
ادامه .... بنابراین مثلاً در جمع بزرگی که افراد آن هدفی مشترک دارند، دو رذل یکدیگر را چنان زود می‌شناسند که گویی مُهری بر پیشانی دارند و دیری نمی‌گذرد که به منظور سوء استفاده یا توطئه همدست می‌شوند. همینطور اگر به فرض محال، جمع بزرگی از مردمان فهمیده و هوشمند گرد هم آیند و فقط دو ابله در میان آنان باشند، آن دو از روی هم حسی به یکدیگر جلب می‌شوند و هر یک از صمیم قلب خوشحال است که لااقل فرد عاقلی را در آنجا یافته است. واقعاً درخور توجه است که گاهی می‌بینیم دو نفر که از حیث اخلاقی و قوای ذهنی در سطح نازلی قرار دارند، در نظر اول، یکدیگر را می‌شناسند و با جدیت می‌کوشند به یکدیگر نزدیک شوند. گویی از آشنایان دیرین اند. این امر چنان چشمگیر است که آدمی مطابق نظریه تناسخ بوداییان، به این فرض گرایش پیدا می‌کند که این دو در زندگی پیشین دوست بوده‌اند. اما آنچه با وجود توافق بسیار آدمیان را از هم دور می‌کند یا موقتاً موجب ناسازگاری میان آنان می‌گردد، تفاوت حال روحی است، که تقریباً همیشه در هر کس با دیگری تفاوت دارد، بسته به اینکه وضعیت فعلی، اشتغال، محیط، وضع بدنی، روند فکری شان و غیره، به آن لحظه چگونه باشد. به این علت حتی میان هماهنگ‌ترین شخصیت‌ها، ناسازگاری ایجاد می‌شود. برای اینکه بتوان این اختلال‌ها را پیوسته از میان برداشت و توازن لازم را برقرار کرد، باید هر دو طرف دارای درجه بالایی از فرهنگ باشند... 📚در باب حکمت زندگی ✍️ https://eitaa.com/phwsla
حقیقت تلخ این است که زندگی واقعی انسان از مجموعه ی تضادهای گریزناپذیری مانند روز و شب، تولد و مرگ، نیک بختی و رنج، نیکی و بدی تشکیل شده است. ما حتی یقین نداریم که روزی یکی از این تضادها، مثلاً نیکی بر بدی یا شادی بر غم پیروز شود. زندگی میدان مبارزه است. همیشه چنین بوده و همواره نیز چنین خواهد بود و اگر جز این بود زندگی به پایان می رسید و درست همین کشمکش درونی بود که مسیحیان اولیه را بر آن داشت تا آرزو کنند جهان هر چه زودتر به پایان برسد و بوداییان را به سوی طرد امیال و آرزوهای دنیوی سوق داد و اگر پاسخ های بنیادین در کنار انگارهها و رفتارهای اخلاقی و معنوی ویژه ی این دو دین قرار نمی گرفت و به نوعی، پس زدنهای افراطی امور دنیوی آنها را تعدیل نمی کرد، خطری در حد خودکشی پا پیش می گذاشت. تأکید من بروی مسئله از این روست که امروزه میلیون ها نفر، دیگر اعتقادی به هیچ دینی ندارد و هیچکس دین خودش را نمیفهمد. البته تا هنگامی که مشکلی پیش نیاید فقدان دین محسوس نخواهد بود، اما بمحض آنکه درد و رنجی بوجود آید همه چیز فرق خواهد کرد. همه بدنبال راه نجات، مفهوم زندگی و تجربه های گمراه کننده اش خواهند گشت. نکته ی مهمی که (بر مبنای تجربه ی خودم) قابل بیان است اینست که یهودیان یا پروتستان ها بیش از کاتولیک ها به روانکاو مراجعه می کنند و این طبیعی ست زیرا کلیسای کاتولیک هنوز هم خود را مسئول سلامت روان" میداند! کتاب: انسان و سمبولهایش ترجمه: محمود سلطانیه https://eitaa.com/phwsla
ادامه درباره رابطه ما با دیگران ٢٣- هیچکس نمی‌تواند فراتر از آنچه که خود هست ببیند. منظورم این است که هر کس در دیگری بیش از آنچه خود دارد نمی‌تواند ببیند، زیرا او را فقط به قدر هوشمندی خود می تواند ادراک کند و بفهمد. پس اگر اندیشه‌اش بسیار ناسازگار باشد، هیچ استعداد ذهنی فردی دیگر، حتی بزرگترین استعداد هم بر او تاثیری نخواهد گذاشت و از صاحب آن جز پست‌ترین خصوصیات فردی، یعنی همه ضعف‌ها و کمبودهای مزاجی و شخصیتی چیزی درک نخواهد کرد. توانایی‌های برتر ذهنی مخاطب، به همان اندازه برایش واقعیت وجودی دارند که رنگ برای نابینایان. زیرا برای کسی که فاقد هوشمندی است، هوشمندی نامرئی است و هر ارزیابی انسان، محصول ارزش ارزیابی شونده و محدوده شناخت ارزیابی کننده است. بنابراین وقتی با کسی سخن می‌گوییم، خود را با او همتراز می‌کنیم. چنانکه هرگونه برتری ما بر مخاطب محو می‌گردد و حتی نفی کردن برتری مان بر مخاطب ما پوشیده می‌ماند. حال اگر در نظر داشته باشیم که غالب انسان‌ها، از حیث ذهنی و اخلاقی، در چه سطح نازلی قرار دارند و چقدر عامی اند، در می‌یابیم که هم صحبت شدن با آنان ممکن نیست، مگر در آن هنگام که خودنیز عامی شویم و آنگاه معنای واقعی "خود را خوار و خفیف کردن" را دقیقاً می‌فهمیم و از معاشرت با افرادی که تنها وجه مشترک ما با آنان جنبه‌های شرم آور طبیعت ماست، به رغبت پرهیز می‌کنیم و به این امر بصیرت پیدا می‌کنیم که هنگام مواجه شدن با ابلهان و دیوانگان فقط یک راه برای نشان دادن عقل وجود دارد و آن راه این است که با آنان هم صحبت نشویم. 📚در باب حکمت زندگی ✍️ https://eitaa.com/phwsla
چرا ملت ها شکست می خورند؟ فقر و غنا در کشورهای جهان مبتنی بر نظریه ی عجم اوغلو و رابینسون در کتاب چرا ملت ها شکست می خورند ، به بررسی عوامل فقر و غنا در کشورهای جهان و بررسی شکست ملت‌های فقیر در تلاش آن ها برای خروج از چرخه ی شوم فقر خواهیم پرداخت. پس از انقلاب صنعتی ،انگلستان اولین کشوری بود که رشد اقتصادی پایدار را تجربه کرد. این رشد به زودی به کشورهای اروپای غربی و کانادا استرالیا و نیوزیلند گسترش یافت. امروزه سی کشور اول جهان از لحاظ ثروت عبارتند از کشورهای گفته شده به علاوه ژاپن ، سنگاپور و کره جنوبی. سی کشور انتهایی این فهرست یعنی فقیرترین کشورها در جهان امروز عبارتند از کشورهایی که در جنوب صحرای آفریقا قرار دارند به علاوه کشورهایی مثل افغانستان، هائیتی و نپال. اگر پنجاه سال به عقب برگردیم خواهیم دید که ترکیب سی گانه ی کشورهای فقیر و غنی تفاوت چشمگیری با امروز ندارد به جز این که کشورهایی مانند کره جنوبی و سنگاپور به لیست کشورهای ثروتمند افزوده شده اند.جالب این که حتی اگر یکصد سال و یا یکصد و پنجاه سال به عقب برگردیم باز هم تفاوت چندانی با وضع فعلی ملاحظه نخواهیم کرد. کشورهای نفتی خاورمیانه ثروتی نزدیک به سی کشور ثروتمند جهان دارند لیکن این ثروت کاملا متکی به نفت است و با سقوط قیمت نفت ثروت آن ها به شدت سقوط خواهد کرد. این وضعیت فقر و غنا در کشورهای جهان علی رغم تداوم آن ، اما ازلی و ابدی و لایتغیر نیست. این نابرابری از اواخر قرن هیجدهم و به دنبال انقلاب صنعتی پدید آمده است . پیش از آن شکاف فقر و غنا در کشورها بسیار کمتر بوده و علاوه بر آن چه بسا که در گذشته سر و شکلی کاملا متفاوت داشته است. می خواهیم بدانیم این تفاوت عظیم فقر و غنا در کشورهای جهان چگونه توجیه می شود؟ فرضیه های متفاوتی مطرح شده است. مهم ترین آن ها سه فرضیه است که به ترتیب جغرافیا، فرهنگ و یا غفلت رهبران در مورد عوامل توسعه را عامل این تفاوت می دانند. در بخش های بعدی به این فرضیه ها و سپس به نظریه ی آقایان عجم اوغلو و رابینسون خواهیم پرداخت. https://eitaa.com/phwsla
ادامه درباره رابطه ما با دیگران ٢۴- من به کسی احترام می‌گذارم- و آن کس در میان صد نفر یکی است- که وقتی انتظار می‌کشد، یعنی هنگامی که بدون مشغله نشسته است، از ضرب گرفتن و سر و صدا به راه انداختن با هرچه تصادفا در دسترسش باشد، مانند عصا، چاقو یا چنگال و جز این‌ها خودداری کند. شاید کسی که چنین می‌کند در آن حال در فکر چیزی باشد، اما در بسیاری از افراد می‌توان به وضوح دریافت که دیدن، جای فکر کردن را گرفته است. به نظر چنین می‌رسد که با سر و صدا درآوردن می‌کوشند، به هستی خود آگاه شوند. مگر اینکه مشغول سیگار کشیدن باشند که این هم در خدمت همان هدف است. درست به همین علت نیز چشم و گوششان دائم به دنبال چیزهایی است که در اطرافشان اتفاق می‌افتد. 📚در باب حکمت زندگی ✍️ https://eitaa.com/phwsla
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حضرت مادر آمد...♥️ (س) سرور زنان دو عالم و روز مادر و روز زن بر همگی مبارک باد🌸 https://eitaa.com/phwsla
در طلوع ولادت حضرت زهرا‌(س)، جهان دوباره مزه‌ی نور گرفت و دل‌ها بوی بهشت. روز مادر، یادآور مهری است که خدا در دل زنان فاطمی دمید. به برکت نام کوثر، زندگی‌تان سرشار از آرامش، عزت و عشق باد. این میلاد خجسته و روز مادر بر شما مبارک. https://eitaa.com/phwsla
ادامه درباره رابطه ما با دیگران ٢۵- روشفوکو به درستی می‌گوید که مشکل می‌توان کسی را در عین حال عمیقاً دوست داشت و بسیار محترم شمرد. بنابراین باید میان عشق و احترام به انسان‌ها، یکی را انتخاب کنیم. عشق به دیگران همیشه همراه با خود خواهی است. هرچند نحوه این خودخواهی بسیار متفاوت است. به علاوه، وسایلی که برای به دست آوردن عشق دیگران به کار می‌بریم، همیشه افتخارآمیز نیستند. هر کس معمولاً همان قدر محبوب است که انتظارات خود را از قابلیت‌های ذهنی و خوش قلبی دیگران کاهش داده باشد و رفتارش از این بابت صادقانه و غیر تصنعی باشد، نه فقط از روی گذشت که از تحقیر نشأت می‌گیرد. این فکر ما را به یاد جمله هلوسیوس می‌اندازد که کاملاً حقیقت دارد : "میزان توانایی‌های ذهنی هر کس را می‌توان به طور دقیق بر مبنای این معیار سنجید که چه درجه‌ای از توانایی‌های ذهنی دیگران برای رضایت او لازم است" اگر این فرض را مبنا قرار دهیم، رسیدن به نتیجه آسان است. اما احترام گذاردن به دیگران عکس این است : احترام دیگران را به رغم خواستشان جلب می‌کنیم و درست به همین علت غالباً پنهان می‌ماند. از این رو وقتی به ما احترام می‌گذارند، احساس رضایت در ما عمیق‌تر است، زیرا به ارزش ما ارتباط دارد که این در مورد عشق صدق نمی‌کند، زیرا عشق امری ذهنی(و بدون ارزیابی) اما احترام امری عینی (و بر مبنای قضاوت) است. البته عشق به حال ما سودمندتر است.... 📚در باب حکمت زندگی ✍️ https://eitaa.com/phwsla
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حس‌خوب هر چقدر از زندگی متشكر باشی، زندگی چيزهای بيشتری برای تشكر كردن به تو میدهد... ‌https://eitaa.com/phwsla