استاد کامران فانی
مهدی محقّق
آخر تابستان ۱۳۴۲ که من پس از دو سال تدریس در دانشگاه لندن به تهران بازگشتم و درس خود را در دانشکدۀ ادبیات دانشگاه تهران آغاز کردم در یکی از کلاسهایم با دو چهرۀ درخشان از میان دانشجویان روبهرو شدم که ظاهراً از دانشکدۀ پزشکی به ادبیات روی آورده بودند. بهاءالدین خرّمشاهی و کامران فانی که هر دو با هم دوست و در کارهای علمی مصاحب و شریک یکدیگر بودند.
سالیانی گذشت و این دو یار دانشدوست پس از آنکه دانشگاهها به جهت انقلاب فرهنگی تعطیل شد نزد من آمدند و گفتند: «دانشگاه آن نیست که تخته و گچ و میز و نیمکت داشته باشد هر جا که معلم دلسوز و شاگردی جویای علم پیدا شوند این خود دانشگاهی خواهد بود» و از من خواستند که هفتهای چهار ساعت به آنان شرح منظومۀ حاج ملّا هادی سبزواری در مؤسّسۀ مطالعات اسلامی دانشگاه مکگیل شعبهٔ تهران درس دهم. پس از آغاز این درس حسین معصومی همدانی و عبدالحسین آذرنگ و سیروس شمیسا و علی موسوی گرمارودی و ... به ما ملحق شدند و مدت یکسال و نیم امور عامّه شرح منظومه تمام شد و مطوّل سعدالدین تفتازانی شروع شد و تا زمانی که دانشگاهها بازگشایی شد ادامه داشت.
پس از آن در سال ۱۳۶۱ این دو جوان دانشدوست از من خواستند که طرح تدوین دائرةالمعارف تشیّع را در بنیاد اسلامی طاهر آغاز کنیم. هر چند که من به جهت مسافرت برای تدریس به کانادا از آنان جدا شدم ولی این دو با همّت بلند و پایمردی احمد صدر حاجسیّدجوادی و خانم فهیمه محبّی (مادر شهید سعید محبّی) این کار مهم را به پایان رساندند.
کامران فانی با هوش سرشار و قریحه وقّاد خود مقالات مفیدی در مجلات مختلف به نگارش در آورده که مورد بهرهبرداری دانشپژوهان قرار گرفت و به همین مناسبت او و خرّمشاهی از نخستین کسانی بودند که به عنوان عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی برگزیده شدند و به همین مناسبت من مفتخر به دیدار این دو یار قدیمی هر دو هفته یک بار در شورای علمی فرهنگستان هستم. قرار بود که در انجمن آثار و مفاخر فرهنگی مجلس بزرگداشتی برای کامران فانی گرفته شود و کوششهای او در نشر معارف و فرهنگ اسلامی - ایرانی به نسل جوان معرفی گردد ولی
فرشتهایست برین بام لاجورد اندود
که پیش آرزوی سائلان کشد دیوار
این مایۀ خوشوقتی است که در مجموعۀ بزرگداشتهای شبهای بخارا برای این پژوهشگر فرهیخته مجلس بزرگداشت تشکیل میشود و کوشش دست اندرکاران این مراسم قابل تحسین است.
یادداشت دکتر مهدی محقّق به مناسبت بزرگداشت استاد کامران فانی در سلسله شبهای بخارا، ۱۳۹۴ ه.ش.
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
🔍درباب استاد راستین
▪️هیچ استاد راستینی هرگز توقعهای کسی را برآورده نخواهد کرد. این یک معیار مطلق است. اگر کسی انتظارهای تو را برآورد یک آموزگار است نه یک استاد، در واقع او پیرو توست، زیرا توقعهای تو را برآورده میسازد. یک استاد هرگز پاسخگوی انتظارات تو نیست بر عکس، او انتظارهای تو را از بین می برد.
هرچه را انتظار داشته باشی او هرگز انجام نخواهد داد. او دقیقاً برعکس آن عمل خواهد کرد. زیرا او اگر انتظارهای تو را انجام دهد، هرگز قادر نخواهد بود تو را تغییر دهد.
-گئورگ گورجیف
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
▪️براى اينكه هيچ انتقادى از شما نشود
فقط يک راه وجود دارد:
هيچ كارى را انجام ندهید
هيچ چيزی نگوييد
و هيچ كسی نشويد.
#ارسطو
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
باید یاد بگیریم از امور اجتنابناپذیر رنج نکشیم.
زندگی ما، مثل هارمونی جهان، مرکب از ناهماهنگیها و الحان متفاوت، زیر و بم، آرام و گوشخراش، کوتاه و بلند است.
اگر موسیقیدانی فقط برخی از آنها را دوست داشته باشد،
چه میتواند بسراید؟
او باید بداند که چگونه از همه آنها استفاده و آنها را با هم ترکیب کند.
ما نیز باید در سلوک با خوب و بد همینطور باشیم، خوب و بدی که جوهر آنها با جوهر زندگی ما یکی است.......
تسلیبخشیهای فلسفه
مترجم : عرفان ثابتی
آلن دوباتن
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
ادامه
درباره رابطه ما با دیگران
٢٧- اگر عقیدهای نادرست در ملأ عام یا جمعی ابراز شود، یا در کتابی نوشته شود، نباید ناامید بود و پنداشت که چنین خواهد ماند، بلکه باید دانست و خود را تسلا داد که بعد به تدریج درباره آن خواهند اندیشید، آن را روشن خواهند کرد، و مورد سنجش قرار خواهند داد، درباره آن بحث خواهند کرد و آن را معمولاً سرانجام به درستی ارزیابی خواهند کرد.
چنانکه پس از مدت زمانی( و طول این زمان به بغرنجی مطلب بستگی دارد) تقریبا آنچه را که اذهان روشن از آغاز میدیدهاند، همه خواهند فهمید.
البته تا آن زمان فرا رسد، باید شکیبا بود. زیرا آن کس که بصیرت دارد اما در میان شیفتگانی فریب خورده قرار گرفته است، به کسی میماند که ساعتش درست کار میکند و در شهری زندگی میکند که ساعت همه برجها غلط تنظیم شدهاند. فقط اوست که وقت درست را میداند، اما چه سود؟
دیگران همه، خود را با ساعتهای شهر که وقت غلط را نشان میدهند وفق میدهند، حتی کسانی که میدانند فقط ساعت او وقت درست را نشان میدهد.
📚در باب حکمت زندگی
✍️#آرتورشوپنهاور
https://eitaa.com/phwsla
با مردمان به نفاق می باید زیست تا در میان ایشان با خوشی باشی،
همین که راستی آغاز کردی،به کوه و بیابان بیرون می باید رفت
که میان خلق راه نیست
#شمس_تبریزی
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
نظری به کار من کن
که ز دست رفت کارم
به کسم مکن حواله
که به جز تو کس ندارم
#مولانا
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حسخوب#آرامش
چنان باش كه ديگران نتوانند تو را به درون توفان هايشان بكشانند
بلكه اين تو باشی كه آنها را به دايره ی
آرامش وجودی ات بكشانی.
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
ادامه
درباره رابطه ما با دیگران
٢٨- آدمیان مانند کودکان اند. از این حیث که اگر بد تربیتشان کنند، بی ادب میشوند. بنابراین با هیچکس نباید بیش از اندازه گذشت یا محبت داشت.
همانطور که دوستان مان را نه به علت رد کردن تقاضای قرضی که از ما خواستهاند، بلکه به علت اینکه به آنان قرض دادهایم از دست میدهیم ، هیچکس را به علت رفتار غرورآمیز و بیاعتنایی اندک از دست نمیدهیم، بلکه به این علت از دست میدهیم که رفتاری بیش از اندازه دوستانه و فروتنانه از ما دیده است.
بعضیها فقط کمابیش در اثر رابطه دوستانه ای که با آنان برقرار میکنیم( مثلاً اگر چندین بار صمیمانه با آنان گفتگو کنیم) بی شرم و گستاخ میشوند.
دیری نمیگذرد که می پندارند میتوانند هر آنچه میخواهند با ما بکنند و میکوشند قواعد ادب را زیر پا بگذارند. از این رو عده کمی برای معاشرت مناسب اند و باید به ویژه از مراوده با طبایع پست پرهیز کرد.
از این رو توصیه میشود که بگذاریم هر کس، چه زن، چه مرد، گاه گاه احساس کند که میتوانیم از او صرف نظر کنیم. این کار دوستی را مستحکم میکند. حتی نزد بعضیها بی فایده نیست که گاهی رفتار خود را با ذرهای تحقیر نسبت به آنان بیامیزیم. در این صورت برای دوستی ما ارزشی بیشتر قائل خواهند شد. یک ضرب المثل ظریف ایتالیایی میگوید:" به کسی که بی اعتنایی میکند، اعتنا میکنند"
اما اگر کسی برای ما بسیار ارزشمند باشد، باید این را از او پنهان کنیم. چنانکه گویی جنایتی را پنهان میکنیم. این واقعیت خوشایند نیست، اما حقیقت دارد.
📚در باب حکمت زندگی
✍️#آرتورشوپنهاور
https://eitaa.com/phwsla
ذوالنون مصری، پادشاهی را گفت: شنیده ام فلان عامل را که فرستاده ای به فلان ولایت، بر رعیت درازدستی می کند و ظلم روا می دارد. گفت: روزی سزای او بدهم. گفت: بلی، روزی سزای او بدهی که مال از رعیت تمام سِتَده باشد. پس به زجر و مصادره از وی بازستانی و در خزینه نهی، درویش و رعیت را چه سود دارد؟ پادشاه خجل گشت و دفع مضرت عامل بفرمود.
سر گرگ باید هم اول بُرید
نه چون گوسفندان مردم درید
"کلیات #سعدی"
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا