سلام و عرض تبریک ولادت حضرت بقیه الله اعظم امام زمان عج
بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی همه بی خورشیدند
سیرِ تقویمِ جلالی به جمال تو خوش است
فصلها را همه با فاصله ات سنجیدند
تو بیایی همه ساعت، همه ثانیه ها
از همین روز، همین لحظه، همین دم عیدند
قیصر امین پور
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
فصل ششم
درباره تفاوتهای آدمی در سنین گوناگون
ولتر بسیار زیبا گفته است :
"هر کس روحیه مناسب با سنش را نداشته باشد، فقط گرفتار مصائب سن خویش است"
از این رو بجاست که در پایان تأملاتمان درباره فلسفه سعادت، نگاهی هم به تغییراتی بیاندازیم که مراحل گوناگون زندگی به همراه می آورند.
در تمام طول عمر فقط زمان حال در تملک ماست، نه زمانی دیگر. تنها تفاوت عبارت از این است که در آغاز، آینده ای طولانی در پیش داریم، اما در پایان عمر گذشته ای دراز را پشت سر خود می بینیم. دیگر اینکه مزاج ما (نه شخصیتمان)دستخوش دگرگونی های شناخته شده ای می گردد، به طوری که زمان حال ما در هر مقطع، رنگ دیگری به خود می گیرد.
در اثر اصلی ام (جهان همچون اراده و تصور) توضیح داده ام که چرا در دوران کودکی بیش تر از ذهن خود استفاده می کنیم تا از اراده خویش. علت سعادت انسان در ربع اول زندگی درست همین است که این دوران پس از گذشت ایام در نظر آدمی به منزله بهشتی گمشده جلوه میکند. در کودکی روابط و نیازهای اندکی داریم، یعنی اراده ما کمتر تحریک می شود، بنابراین بخش عمده وجود ما به شناختن معطوف می گردد.
عقل هم مانند مغز که در سن هفت سالگی از حیث اندازه کامل می شود، اگر چه هنوز واجد پختگی نیست، به سرعت تکامل می یابد و در جهانی که برایش تازگی دارد به دنبال خوراک فکری است، جهانی که در آن همه چیز سراسر از جذبهء اعیانی تشکیل شده است که جلای نو دارد.
📚در باب حکمت زندگی
✍️#آرتورشوپنهاور
https://eitaa.com/phwsla
علم بدون فلسفه مجموعه اموری است که دورنما و ارزش ندارد و نمیتواند ما را از قتل و کشتار حفظ کند و از نومیدی نجات بخشد. علم دانستن است و فلسفه حکمت و خردمندی است.
#ویل_دورانت
کتاب: تاریخ فلسغه
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
قاعدهی فیلسوف را میشود اینطور کاملتر کرد:
تعطیلى در آفرینش محال است؛ اما تعطیلى در مسئولیتِ آفرینش، ممکن و خطرناک است.
یعنی ما میتوانیم از خلق کردن شانه خالی کنیم، اما زندگی همچنان خلق میکند، آنوقت، بهجای معنا، پوچی میسازد، بهجای پیوند، نفرت، بهجای عشق، بیحسی.
در روزهای سوگ جمعی، خیلیها میپرسند:
«آیا الان وقت زندگیکردن است؟ وقت شادی است؟ وقت ساختن است؟»
پاسخ فلسفی این است:
بله، دقیقاً همين الان وقت اين چيزهاست.
نه به معنای انکار درد، بلکه به معنای وفادار ماندن به زندگی، در دلِ درد.
خلق کردن، احترام گذاشتن به رنج است، یعنی اجازه نمیدهیم رنج، آخرین کلمهی داستان باشد.
یک جملهی مکمل برای این قاعده میتواند این باشد:
زندگی همیشه ادامه دارد؛ سؤال این است: با ما، یا بدون ما؟
و شاید عمیقترش:
در تاریکترین زمانها، خلق کردن یک انتخاب نیست؛ یک مسئولیتِ انسانی است.
وقتی جهان آشفته است، کسی که هنوز کتاب مینویسد، کلاس برگزار میکند، کسبوکار سالم میسازد، فرزند پرورش ميدهد، هنر میآفریند، گفتوگوی صادقانه راه میاندازد، دارد بیسر و صدا میگوید:
«من تسلیم فروپاشی نمیشوم.»
و این، ساده نیست؛ شجاعانه است.
و اين بزرگترين احترام به زندگى است."
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
و ما
زمستان دیگری را
سپری خواهیم کرد
با عصیان بزرگی که درونمان هست
و تنها چیزی که گرممان میدارد
آتش مقدس امیدواریست
#ناظم_حکمت
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
🎞 ویکتور فرانکل
میان اتفاق و واکنش یک فضای خالی وجود دارد، در آن فضا قدرت ما برای انتخاب واکنش صحیح نهفته است. مهم نیست چه اتفاقی میافتد یا در چه موقعیتی قرار دارید، شما همیشه میتوانید انتخاب کنید.
هر چیزی ممکن است از انسان گرفته شود، به جز آزادی. شما همیشه میتوانید راه خود را انتخاب کنید. حتی زمانی که احساس میکنید دیگر نمیتوانید چیزی را تغییر بدهید، میتوانید خودتان را تغییر دهید.
📕 #انسان_در_جستجوی_معنا
✍ #ویکتور_فرانکل
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
31.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔍زمان
▫️وقتی یکی از دوستان صمیمی و فیزیکدان آلبرت اینشتین فوت کرد، اینشتین برای دلداری به همسر دوستش این نامه رو نوشت…
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
ادامه
.... علت اینکه سالهای کودکی سراسر شاعرانه اند،همین است. زیرا جوهر شعر مانند جوهر همه هنرها، درک ایده افلاطونی است، یعنی درک ماهیت اساسی اعیان، که در همه آحاد نوع، مشترک است و هر چیز را به منزله نمایندهء نوعِ خود جلوه میدهد و یک مورد، مصداق هزارانِ دیگر است.
اگرچه اینطور به نظر میرسد که در صحنههای دوران کودکی پیوسته فقط به یک شی یا به یک روند منفرد که خواسته آنی ما را جلب میکند مشغولیم، واقعیت اساساً چیز دیگری است.
علت واقعی این است که زندگی در برابر دیدگان ما واجد کمال اهمیت است، نو و شاداب است، بی آنکه در اثر تکرار احساس بیاعتنایی در ما به وجود آورده باشد و از این رو ما پیوسته در آرامش و بدون هدفی معین، ضمن فعالیتهای کودکانه خود، جوهر زندگی و سنخهای اساسی صور و تظاهر آنها را در صحنهها و روندها ادراک میکنیم.
به بیان اسپینوزا ما در کودکی همه اشیاء و اشخاص را از دیدگاه جاودانگی میبینیم. انسان هرچه کم سالتر است، بیشتر نمایندهء نوعِ خویش است.
این خصوصیت هر سال پیوسته کاهش مییابد. تفاوت بزرگ تاثیر اشیاء در جوانی و در پیری بر ما از اینجا ناشی میشود. از این رو همه تجربیات و آشنایان دوران کودکی و نوجوانی به نمونههای نوع و عنوانهای مقولاتِ شناخت و تجربهء ما تبدیل میگردند که در دورانهای بعدی زندگی، همه چیز را در این مقولات میگنجانیم، اگرچه این کار را همواره با آگاهیِ واضح نمی کنیم.
بدین ترتیب، در سالهای کودکی، اساس مستحکم جهان بینی انسان شکل میگیرد که سطحی یا عمیق است و پس از آن توسعه مییابد و کامل میشود، اما در اساس، تغییری نمی کند.....
.... پس چنین شیوهء نگرشِ عینیِ محض که به همین علت شاعرانه است و مختص دوران کودکی است (به این جهت که نیروی اراده هنوز کاملاً پدید نیامده است) تقویت میشود و موجب میگردد که رفتارمان در کودکی بسیار بیشتر به شناختن معطوف باشد تا به خواستن.
خاطره سالهای کودکی درست به این علت همیشه حسرت انگیز باقی میماند که این دوران سرشار از شادی است. ما در آغاز زندگی با چنین جدیتی به درک زنده اشیاء از طریق مشاهده مشغولیم، در حالی که تربیتِ متداول میکوشد به ما مفاهیم را بیاموزد. اما مفاهیم ماهیت واقعی و اساسی اشیا را به ما عرضه نمیکنند، بلکه اساس و محتوای حقیقیِ کل شناخت از درکِ شهودیِ جهان حاصل میگردد.
این نوع شناخت را فقط خود انسان میتواند به دست بیاورد و نمیتوان آن را با مفاهیم به او آموخت. بنابراین، تواناییهای ذهنی ما، همچون ارزشهای اخلاقی، از بیرون نمیآیند، بلکه از عمق وجود خودمان پدیدار میشوند.
📚در باب حکمت زندگی
✍️#آرتورشوپنهاور
https://eitaa.com/phwsla
🔍گالیله
نبردی خاموش برای حقیقت.
صدایی که حتی در پشت دیوارهای زندان نیز خاموش نشد و علم را از اسارتِ جزماندیشی رهانید و مسیر آن را برای همیشه تغییر داد.
در سال 1633، مردی هفتاد ساله در برابر دادگاه تفتیش عقاید رم زانو زد تا از ادعای خود مبنی بر حرکت زمین به دور خورشید توبه کند. گالیله، که با تلسکوپ خود کوههای ماه و قمرهای مشتری را دیده بود، محکوم به حبس ابد شد (به حبس خانگی تقلیل یافت). دستگاه مقتدر وقت گمان میکرد با ممنوع کردن چاپ آثار او، حقیقت را برای همیشه دفن کرده است؛ اما آنها از قدرت «کلمات» بیخبر بودند.
▫️گالیله در سالهای پایانی زندگی، در حالی که در خانهاش زندانی بود و بیناییاش را از دست میداد، تسلیم نشد. او مخفیانه شاهکار نهایی خود به نام «گفتار درباره دو دانش جدید» را نوشت. این کتاب که سنگ بنای فیزیک مدرن است، به صورت قاچاقی از ایتالیا خارج و در هلند، که در آن زمان پناهگاه آزادی اندیشه بود، چاپ شد.
💫 روش علمی: میراث ماندگار گالیله
بزرگترین انقلاب گالیله نه فقط رصدهای نجومی، بلکه ابداع «روش علمی» بود. پیش از او، حقیقت را در کتابهای گذشتگان یا دستورات مقامات جستجو میکردند. گالیله اعلام کرد که «کتاب طبیعت به زبان ریاضیات نوشته شده است» و تنها راه درک آن، «مشاهده مستقیم» و «آزمایش» است. این تغییر نگاه، علم را از قید و بند جزماندیشی آزاد کرد.
📕 کتاب گالیله مثل جرقهای در انبار باروت، سراسر اروپا را درنوردید. اندیشههای او درباره حرکت و نور به دست دانشمندانی چون نیوتن رسید و انقلاب علمی را رقم زد. او ثابت کرد که حتی اگر جسم یک دانشمند را زندانی کنند، اندیشهی او که بر پایه حقیقتِ مشاهدهپذیر بنا شده، مرزها را در مینوردد.
💫 اینرسی: فهمی که جهان را تغییر داد
یکی از درخشانترین بخشهای آثار گالیله، تبیین مفهوم «اینرسی» یا لختی بود. او برخلاف ارسطو که معتقد بود اشیاء برای حرکت نیاز به هل دادن مداوم دارند، ثابت کرد که یک جسم در حال حرکت، اگر مانعی بر سر راهش نباشد، تا ابد به حرکت خود ادامه میدهد. این کشف در ظاهر ساده، کلید درک حرکت سیارات و بعدها تدوین قوانین حرکت نیوتن شد.
▫️ استیون هاوکینگ معتقد است: «گالیله بیش از هر کس دیگری در تولد علم مدرن نقش داشته است.» داستان او یادآور این حقیقت است که آزادی علمی، لوکس و تفننی نیست؛ بلکه تنها راهی است که بشریت میتواند از تاریکی نادانی به سوی نور دانش حرکت کند. سرکوب ممکن است در کوتاهمدت پیروز شود، اما حقیقتِ علمی همواره راه خود را از میان شکافهای قدرت پیدا میکند.
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
روزی تاجری در بازار میگشت که چشمش به شتری از نژادی بسیار عالی افتاد. شتر واقعاً بینظیر بود.
میان تاجر و شتربان گفتوگو و چانهزنیِ زیادی درگرفت تا سرانجام معامله انجام شد و تاجر شتر را خرید و به خانه برد.
وقتی به خانه رسید، تاجر نوکرش را صدا زد و گفت زین شتر را بردارد. نوکر زین را که برداشت، زیر آن کیسهای مخملی افتاده بود. وقتی کیسه را باز کردند، الماسها و جواهرات گرانبهایی درون آن میدرخشید؛ در نور خورشید، درخشندگیشان چند برابر میشد.
نوکر با شادی فریاد زد:
«آقا! شما شتر خریدهاید، اما ببینید چه چیز ارزشمندی را رایگان به دست آوردهایم!»
تاجر با دیدن الماسها لحظهای شگفتزده شد، اما بلافاصله گفت:
«من شتر خریدهام، نه الماس. این امانت است و باید فوراً آن را بازگردانیم.»
نوکر در دلش فکر کرد که آقایش چهقدر سادهلوح است و گفت:
«ارباب! کسی چیزی نمیفهمد، بگذارید الماسها را نگه داریم.»
اما تاجر نپذیرفت. فوراً به بازار رفت، شتربان را پیدا کرد و کیسه مخملی را به او بازگرداند.
شتربان با دیدن کیسه بسیار خوشحال شد و گفت:
«کاملاً فراموش کرده بودم که سنگهای قیمتیام را زیر زین پنهان کردهام.»
سپس با خوشحالی افزود:
«یکی از این الماسها را به عنوان پاداش بردارید.»
تاجر با نرمی پاسخ داد:
«من بهای کامل شتر را پرداختهام و نیازی به پاداش یا تشکر ندارم.»
هرچه تاجر بیشتر امتناع میکرد، شتربان بیشتر اصرار میورزید.
سرانجام تاجر لبخندی زد و گفت:
«حقیقت این است که وقتی برای بازگرداندن کیسه راه افتادم، از پیش دو الماس بسیار گرانبها را نزد خود نگه داشته بودم.»
با شنیدن این سخن، شتربان خشمگین شد. فوراً کیسه را خالی کرد و همه الماسها را شمرد.
سپس با شگفتی گفت:
«همه الماسهای من اینجاست! پس آن دو الماسِ بسیار گرانبهایی که گفتی نزد توست، کداماند؟»
تاجر لبخند زد و گفت:
«راستگوییِ من… و عزتِ نفسِ من.»
#پند_داستان....
این داستان به ما میآموزد که از ثروت، چیز باارزشتری هم هست و آن شخصیت انسان است. صداقت و عزت نفس، الماسهایی هستند که اگر یکبار از دست بروند، هرگز دوباره به دست نمیآیند.
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا