eitaa logo
انجمن بوعلی سینا
1.3هزار دنبال‌کننده
367 عکس
343 ویدیو
2 فایل
بوعلی‌سینا، فیلسوف، حکیم، طبیب، منجم و دانشمند بزرگی در جهان است. و "مکتب نو سینایی‌اشراقی" الگویی جدید، جهت‌ توسعه و تمدن ایران عزیز است، که مکاتب فلسفی، علمی، هنری و ادبی جهان را بازشناسی می‌نماید. #انجمن‌بوعلی‌سینا
مشاهده در ایتا
دانلود
31.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔍زمان ▫️وقتی یکی از دوستان صمیمی و فیزیکدان آلبرت اینشتین فوت کرد، اینشتین برای دلداری به همسر دوستش این نامه رو نوشت… https://eitaa.com/phwsla
ادامه .... علت اینکه سال‌های کودکی سراسر شاعرانه اند،همین است. زیرا جوهر شعر مانند جوهر همه هنرها، درک ایده افلاطونی است، یعنی درک ماهیت اساسی اعیان، که در همه آحاد نوع، مشترک است و هر چیز را به منزله نمایندهء نوعِ خود جلوه می‌دهد و یک مورد، مصداق هزارانِ دیگر است. اگرچه اینطور به نظر می‌رسد که در صحنه‌های دوران کودکی پیوسته فقط به یک شی یا به یک روند منفرد که خواسته آنی ما را جلب می‌کند مشغولیم، واقعیت اساساً چیز دیگری است. علت واقعی این است که زندگی در برابر دیدگان ما واجد کمال اهمیت است، نو و شاداب است، بی آنکه در اثر تکرار احساس بی‌اعتنایی در ما به وجود آورده باشد و از این رو ما پیوسته در آرامش و بدون هدفی معین، ضمن فعالیت‌های کودکانه خود، جوهر زندگی و سنخ‌های اساسی صور و تظاهر آنها را در صحنه‌ها و روندها ادراک می‌کنیم. به بیان اسپینوزا ما در کودکی همه اشیاء و اشخاص را از دیدگاه جاودانگی می‌بینیم. انسان هرچه کم سال‌تر است، بیشتر نمایندهء نوعِ خویش است. این خصوصیت هر سال پیوسته کاهش می‌یابد. تفاوت بزرگ تاثیر اشیاء در جوانی و در پیری بر ما از اینجا ناشی می‌شود. از این رو همه تجربیات و آشنایان دوران کودکی و نوجوانی به نمونه‌های نوع و عنوان‌های مقولاتِ شناخت و تجربهء ما تبدیل می‌گردند که در دوران‌های بعدی زندگی، همه چیز را در این مقولات می‌گنجانیم، اگرچه این کار را همواره با آگاهیِ واضح نمی کنیم. بدین ترتیب، در سال‌های کودکی، اساس مستحکم جهان بینی انسان شکل می‌گیرد که سطحی یا عمیق است و پس از آن توسعه می‌یابد و کامل می‌شود، اما در اساس، تغییری نمی کند.....
.... پس چنین شیوهء نگرشِ عینیِ محض که به همین علت شاعرانه است و مختص دوران کودکی است (به این جهت که نیروی اراده هنوز کاملاً پدید نیامده است) تقویت می‌شود و موجب می‌گردد که رفتارمان در کودکی بسیار بیشتر به شناختن معطوف باشد تا به خواستن. خاطره سال‌های کودکی درست به این علت همیشه حسرت انگیز باقی می‌ماند که این دوران سرشار از شادی است. ما در آغاز زندگی با چنین جدیتی به درک زنده اشیاء از طریق مشاهده مشغولیم، در حالی که تربیتِ متداول می‌کوشد به ما مفاهیم را بیاموزد. اما مفاهیم ماهیت واقعی و اساسی اشیا را به ما عرضه نمی‌کنند، بلکه اساس و محتوای حقیقیِ کل شناخت از درکِ شهودیِ جهان حاصل می‌گردد. این نوع شناخت را فقط خود انسان می‌تواند به دست بیاورد و نمی‌توان آن را با مفاهیم به او آموخت. بنابراین، توانایی‌های ذهنی ما، همچون ارزش‌های اخلاقی، از بیرون نمی‌آیند، بلکه از عمق وجود خودمان پدیدار می‌شوند. 📚در باب حکمت زندگی ✍️ https://eitaa.com/phwsla
🔍گالیله نبردی خاموش برای حقیقت. صدایی که حتی در پشت دیوارهای زندان نیز خاموش نشد و علم را از اسارتِ جزم‌اندیشی رهانید و مسیر آن‌ را برای همیشه تغییر داد. در سال 1633، مردی هفتاد ساله در برابر دادگاه تفتیش عقاید رم زانو زد تا از ادعای خود مبنی بر حرکت زمین به دور خورشید توبه کند. گالیله، که با تلسکوپ خود کوه‌های ماه و قمرهای مشتری را دیده بود، محکوم به حبس ابد شد (به حبس خانگی تقلیل یافت). دستگاه مقتدر وقت گمان می‌کرد با ممنوع کردن چاپ آثار او، حقیقت را برای همیشه دفن کرده است؛ اما آن‌ها از قدرت «کلمات» بی‌خبر بودند. ▫️گالیله در سال‌های پایانی زندگی، در حالی که در خانه‌اش زندانی بود و بینایی‌اش را از دست می‌داد، تسلیم نشد. او مخفیانه شاهکار نهایی خود به نام «گفتار درباره دو دانش جدید» را نوشت. این کتاب که سنگ بنای فیزیک مدرن است، به صورت قاچاقی از ایتالیا خارج و در هلند، که در آن زمان پناهگاه آزادی اندیشه بود، چاپ شد. 💫 روش علمی: میراث ماندگار گالیله بزرگترین انقلاب گالیله نه فقط رصدهای نجومی، بلکه ابداع «روش علمی» بود. پیش از او، حقیقت را در کتاب‌های گذشتگان یا دستورات مقامات جستجو می‌کردند. گالیله اعلام کرد که «کتاب طبیعت به زبان ریاضیات نوشته شده است» و تنها راه درک آن، «مشاهده مستقیم» و «آزمایش» است. این تغییر نگاه، علم را از قید و بند جزم‌اندیشی آزاد کرد. 📕 کتاب گالیله مثل جرقه‌ای در انبار باروت، سراسر اروپا را درنوردید. اندیشه‌های او درباره حرکت و نور به دست دانشمندانی چون نیوتن رسید و انقلاب علمی را رقم زد. او ثابت کرد که حتی اگر جسم یک دانشمند را زندانی کنند، اندیشه‌ی او که بر پایه حقیقتِ مشاهده‌پذیر بنا شده، مرزها را در می‌نوردد. 💫 اینرسی: فهمی که جهان را تغییر داد یکی از درخشان‌ترین بخش‌های آثار گالیله، تبیین مفهوم «اینرسی» یا لختی بود. او برخلاف ارسطو که معتقد بود اشیاء برای حرکت نیاز به هل دادن مداوم دارند، ثابت کرد که یک جسم در حال حرکت، اگر مانعی بر سر راهش نباشد، تا ابد به حرکت خود ادامه می‌دهد. این کشف در ظاهر ساده، کلید درک حرکت سیارات و بعدها تدوین قوانین حرکت نیوتن شد. ▫️ استیون هاوکینگ معتقد است: «گالیله بیش از هر کس دیگری در تولد علم مدرن نقش داشته است.» داستان او یادآور این حقیقت است که آزادی علمی، لوکس و تفننی نیست؛ بلکه تنها راهی است که بشریت می‌تواند از تاریکی نادانی به سوی نور دانش حرکت کند. سرکوب ممکن است در کوتاه‌مدت پیروز شود، اما حقیقتِ علمی همواره راه خود را از میان شکاف‌های قدرت پیدا می‌کند. https://eitaa.com/phwsla
روزی تاجری در بازار می‌گشت که چشمش به شتری از نژادی بسیار عالی افتاد. شتر واقعاً بی‌نظیر بود. میان تاجر و شتربان گفت‌وگو و چانه‌زنیِ زیادی درگرفت تا سرانجام معامله انجام شد و تاجر شتر را خرید و به خانه برد. وقتی به خانه رسید، تاجر نوکرش را صدا زد و گفت زین شتر را بردارد. نوکر زین را که برداشت، زیر آن کیسه‌ای مخملی افتاده بود. وقتی کیسه را باز کردند، الماس‌ها و جواهرات گران‌بهایی درون آن می‌درخشید؛ در نور خورشید، درخشندگی‌شان چند برابر می‌شد. نوکر با شادی فریاد زد: «آقا! شما شتر خریده‌اید، اما ببینید چه چیز ارزشمندی را رایگان به دست آورده‌ایم!» تاجر با دیدن الماس‌ها لحظه‌ای شگفت‌زده شد، اما بلافاصله گفت: «من شتر خریده‌ام، نه الماس. این امانت است و باید فوراً آن را بازگردانیم.» نوکر در دلش فکر کرد که آقایش چه‌قدر ساده‌لوح است و گفت: «ارباب! کسی چیزی نمی‌فهمد، بگذارید الماس‌ها را نگه داریم.» اما تاجر نپذیرفت. فوراً به بازار رفت، شتربان را پیدا کرد و کیسه مخملی را به او بازگرداند. شتربان با دیدن کیسه بسیار خوشحال شد و گفت: «کاملاً فراموش کرده بودم که سنگ‌های قیمتی‌ام را زیر زین پنهان کرده‌ام.» سپس با خوشحالی افزود: «یکی از این الماس‌ها را به عنوان پاداش بردارید.» تاجر با نرمی پاسخ داد: «من بهای کامل شتر را پرداخته‌ام و نیازی به پاداش یا تشکر ندارم.» هرچه تاجر بیشتر امتناع می‌کرد، شتربان بیشتر اصرار می‌ورزید. سرانجام تاجر لبخندی زد و گفت: «حقیقت این است که وقتی برای بازگرداندن کیسه راه افتادم، از پیش دو الماس بسیار گران‌بها را نزد خود نگه داشته بودم.» با شنیدن این سخن، شتربان خشمگین شد. فوراً کیسه را خالی کرد و همه الماس‌ها را شمرد. سپس با شگفتی گفت: «همه الماس‌های من اینجاست! پس آن دو الماسِ بسیار گران‌بهایی که گفتی نزد توست، کدام‌اند؟» تاجر لبخند زد و گفت: «راستگوییِ من… و عزتِ نفسِ من.» .... این داستان به ما می‌آموزد که از ثروت، چیز باارزش‌تری هم هست و آن شخصیت انسان است. صداقت و عزت نفس، الماس‌هایی هستند که اگر یک‌بار از دست بروند، هرگز دوباره به دست نمی‌آیند. https://eitaa.com/phwsla
ازین مارخوار اهرمن چهرگان ز دانایی و شرم، بی‌بهرگان نه گنج و نه نام و نه تخت و نژاد همی‌داد خواهند گیتی بباد بسی گنج و گوهر پراگنده شد بسی سر به خاک اندر آگنده شد https://eitaa.com/phwsla
بی‌قراری مدرن. هرچه بیشتر به سوی غرب برویم، آشفتگی عصر مدرن نیز بیشتر می‌شود. [مثلاً] آمریکاییان اهالی اروپا را به طور کلی آرامش‌طلب و قانع می‌دانند در حالی که در واقع اروپاییان نیز چون زنبورها سراسیمه به این سو و آن سو می‌روند. این آشوب آنچنان شدت گرفته است که فرهنگ والاتر، میوه‌های خود را نرسیده می‌چیند؛ چنان‌که گویی فصول به سرعت از پس یکدیگر می‌آیند. به سبب نبودِ آرامش، تمدن ما به توحشی جدید بدل می‌شود. هیچ‌گاه فعالان یا به عبارت دیگر بی‌قراران بدین حد ستایش نشده‌اند. بنابراین یکی از موارد ضروری اصلاحات شخصیت آدمی تقویت فراوان ویژگی تأمل است و هر انسانی که اندیشه و احساسی آرام و استوار دارد حق دارد که باور کند نه‌تنها از خلق و خویی نیک برخوردار است بلکه واجد فضیلتی سودمند نیز هست. او حق دارد که معتقد باشد حفظ این فضیلت رسالتی والاتر است. https://eitaa.com/phwsla
زندگى كردن با تمام‌ وجود يعنى اينكه از موضع ارزشمندى با زندگى درگير شويم؛ يعنى همگام با پرورش شجاعت، شفقت و پيوند، صبح‌هنگام كه از خواب بيدار مى‌شويم با خود بگوييم مهم نيست چه كارى انجام میدهم و چه مقدار كارِ انجام نشده روى زمين مى‌ماند. درهرصورت من كافى هستم. يعنى اينكه شب‌هنگام كه به رختخواب مى‌رويم با خود بگوييم: بله، من ناقص، آسيب‌پذير و گاه نگران هستم، اما هيچ‌يك از اين‌ها اين حقيقت را تغيير نمى‌دهند كه من شجاع هم هستم و ارزش آن را دارم كه عشق و احساس تعلق را تجربه كنم. ✍🏽 📕 موهبت کامل نبودن https://eitaa.com/phwsla
مردم هرگز‌‌‌‌‌ به‌ انگیزه‌هایتان، به صداقتتان‌ و‌ به شدتِ رنج‌هایتان یقین نمی‌آورند مگر به برکت مرگتان. تا وقتی زنده اید، فقط از بدگمانی‌شان سهم‌ می‌برید. 📕سقوط ✍️ https://eitaa.com/phwsla
ادامه .... علت اینکه محیط و تجربه‌های کودکی چنین در حافظه حک می‌شوند، همین عمق و شدتِ شناختِ شهودیِ جهانِ بیرون در کودکی است. زیرا در آن دوران به طور کامل مجذوب جهان بیرون بوده‌ایم، هیچ چیز حواس ما را متفرق نمی‌ کرده است و به اشیاء طوری می‌نگریسته‌ایم که گویی در نوع خود منحصر به فردند، یا اصلاً چیزی جز آن اشیا وجود ندارد. در دوران‌های بعدی زندگی وقتی به تعدد بی‌شمار اشیاء در جهان پی می‌بریم جرأت و شکیبایی خویش را از دست می‌دهیم. در جای دیگر گفته‌ام که هستیِ عینیِ جهان، یعنی نمودِ هستی در تصورِ محض، امری خوشایند است و به عکس، هستی ذهنی، یعنی خواستن، با رنج و غم همراه است. می‌توان این معنا را به طور خلاصه چنین بیان کرد: "نمودِ جهان با شکوه، اما بودِ آن هولناک است. پس در کودکی، چیزها را از جنبه دیدن، یعنی نمود یا عینیت شان می‌شناسیم، نه از جنبه بودن یا ماهیت آنها، که همان اراده است. حال به علت اینکه جنبه عینی جهان، جنبه‌ای خوشایند هست و عقل کودک و نوجوان جنبه ذهنی و هولناک آن را هنوز نمی‌شناسد، در این دوران می‌پنداریم که همهء صورت‌هایی که واقعیت و هنر از برابر چشمان ما می‌گذرانند، موجوداتی سعادتمندند گمان می‌کنیم، چیزی که ظاهرش چنین زیباست، واقعیت درونش باید زیباتر باشد. بنابراین جهان در نظر کودک و نوجوان مانند باغ عدن است، مکان امن و راحتی بخشی که همه ما در آن زاده شده‌ایم. کمی بعد عطش زندگی واقعی در ما ایجاد می‌شود، یعنی انگیزهء عمل و رنج، که ما را به درون همه جهان می‌کشاند. آنگاه با جنبه دیگر جهان آشنا می‌شویم، با بود جهان، یعنی اراده، که در هر گام با مانعی روبرو می‌شود...
.... سپس به تدریج سرخوردگی پدید می‌آید و در آغاز می‌گوییم: "زمان اوهام به سر رسیده است" و با وجود این، سرخوردگیِ ما، گام به گام افزایش می‌یابد و مدام کامل‌تر می‌شود. بنابراین می‌توان گفت که زندگی در کودکی، در چشم ما به منزلهء صحنه نمایشی است که از دور دیده شود، در سالمندی، همان صحنه بسیار نزدیک است. باری سعادت دوران کودکی موجب دیگری هم دارد. همانطور که در آغاز بهار همه برگ‌ها به یک رنگ و یک شکل اند، ما نیز در کودکی همه به یکدیگر شباهت داریم و از این رو هماهنگیم. اما با رسیدن به سن بلوغ افتراقات آغاز می‌گردند و مانند شعاع‌های دایره، مدام بزرگتر می‌شوند. 📚در باب حکمت زندگی ✍️ https://eitaa.com/phwsla
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا