eitaa logo
انجمن بوعلی سینا
1.3هزار دنبال‌کننده
367 عکس
343 ویدیو
2 فایل
بوعلی‌سینا، فیلسوف، حکیم، طبیب، منجم و دانشمند بزرگی در جهان است. و "مکتب نو سینایی‌اشراقی" الگویی جدید، جهت‌ توسعه و تمدن ایران عزیز است، که مکاتب فلسفی، علمی، هنری و ادبی جهان را بازشناسی می‌نماید. #انجمن‌بوعلی‌سینا
مشاهده در ایتا
دانلود
ازین مارخوار اهرمن چهرگان ز دانایی و شرم، بی‌بهرگان نه گنج و نه نام و نه تخت و نژاد همی‌داد خواهند گیتی بباد بسی گنج و گوهر پراگنده شد بسی سر به خاک اندر آگنده شد https://eitaa.com/phwsla
بی‌قراری مدرن. هرچه بیشتر به سوی غرب برویم، آشفتگی عصر مدرن نیز بیشتر می‌شود. [مثلاً] آمریکاییان اهالی اروپا را به طور کلی آرامش‌طلب و قانع می‌دانند در حالی که در واقع اروپاییان نیز چون زنبورها سراسیمه به این سو و آن سو می‌روند. این آشوب آنچنان شدت گرفته است که فرهنگ والاتر، میوه‌های خود را نرسیده می‌چیند؛ چنان‌که گویی فصول به سرعت از پس یکدیگر می‌آیند. به سبب نبودِ آرامش، تمدن ما به توحشی جدید بدل می‌شود. هیچ‌گاه فعالان یا به عبارت دیگر بی‌قراران بدین حد ستایش نشده‌اند. بنابراین یکی از موارد ضروری اصلاحات شخصیت آدمی تقویت فراوان ویژگی تأمل است و هر انسانی که اندیشه و احساسی آرام و استوار دارد حق دارد که باور کند نه‌تنها از خلق و خویی نیک برخوردار است بلکه واجد فضیلتی سودمند نیز هست. او حق دارد که معتقد باشد حفظ این فضیلت رسالتی والاتر است. https://eitaa.com/phwsla
زندگى كردن با تمام‌ وجود يعنى اينكه از موضع ارزشمندى با زندگى درگير شويم؛ يعنى همگام با پرورش شجاعت، شفقت و پيوند، صبح‌هنگام كه از خواب بيدار مى‌شويم با خود بگوييم مهم نيست چه كارى انجام میدهم و چه مقدار كارِ انجام نشده روى زمين مى‌ماند. درهرصورت من كافى هستم. يعنى اينكه شب‌هنگام كه به رختخواب مى‌رويم با خود بگوييم: بله، من ناقص، آسيب‌پذير و گاه نگران هستم، اما هيچ‌يك از اين‌ها اين حقيقت را تغيير نمى‌دهند كه من شجاع هم هستم و ارزش آن را دارم كه عشق و احساس تعلق را تجربه كنم. ✍🏽 📕 موهبت کامل نبودن https://eitaa.com/phwsla
مردم هرگز‌‌‌‌‌ به‌ انگیزه‌هایتان، به صداقتتان‌ و‌ به شدتِ رنج‌هایتان یقین نمی‌آورند مگر به برکت مرگتان. تا وقتی زنده اید، فقط از بدگمانی‌شان سهم‌ می‌برید. 📕سقوط ✍️ https://eitaa.com/phwsla
ادامه .... علت اینکه محیط و تجربه‌های کودکی چنین در حافظه حک می‌شوند، همین عمق و شدتِ شناختِ شهودیِ جهانِ بیرون در کودکی است. زیرا در آن دوران به طور کامل مجذوب جهان بیرون بوده‌ایم، هیچ چیز حواس ما را متفرق نمی‌ کرده است و به اشیاء طوری می‌نگریسته‌ایم که گویی در نوع خود منحصر به فردند، یا اصلاً چیزی جز آن اشیا وجود ندارد. در دوران‌های بعدی زندگی وقتی به تعدد بی‌شمار اشیاء در جهان پی می‌بریم جرأت و شکیبایی خویش را از دست می‌دهیم. در جای دیگر گفته‌ام که هستیِ عینیِ جهان، یعنی نمودِ هستی در تصورِ محض، امری خوشایند است و به عکس، هستی ذهنی، یعنی خواستن، با رنج و غم همراه است. می‌توان این معنا را به طور خلاصه چنین بیان کرد: "نمودِ جهان با شکوه، اما بودِ آن هولناک است. پس در کودکی، چیزها را از جنبه دیدن، یعنی نمود یا عینیت شان می‌شناسیم، نه از جنبه بودن یا ماهیت آنها، که همان اراده است. حال به علت اینکه جنبه عینی جهان، جنبه‌ای خوشایند هست و عقل کودک و نوجوان جنبه ذهنی و هولناک آن را هنوز نمی‌شناسد، در این دوران می‌پنداریم که همهء صورت‌هایی که واقعیت و هنر از برابر چشمان ما می‌گذرانند، موجوداتی سعادتمندند گمان می‌کنیم، چیزی که ظاهرش چنین زیباست، واقعیت درونش باید زیباتر باشد. بنابراین جهان در نظر کودک و نوجوان مانند باغ عدن است، مکان امن و راحتی بخشی که همه ما در آن زاده شده‌ایم. کمی بعد عطش زندگی واقعی در ما ایجاد می‌شود، یعنی انگیزهء عمل و رنج، که ما را به درون همه جهان می‌کشاند. آنگاه با جنبه دیگر جهان آشنا می‌شویم، با بود جهان، یعنی اراده، که در هر گام با مانعی روبرو می‌شود...
.... سپس به تدریج سرخوردگی پدید می‌آید و در آغاز می‌گوییم: "زمان اوهام به سر رسیده است" و با وجود این، سرخوردگیِ ما، گام به گام افزایش می‌یابد و مدام کامل‌تر می‌شود. بنابراین می‌توان گفت که زندگی در کودکی، در چشم ما به منزلهء صحنه نمایشی است که از دور دیده شود، در سالمندی، همان صحنه بسیار نزدیک است. باری سعادت دوران کودکی موجب دیگری هم دارد. همانطور که در آغاز بهار همه برگ‌ها به یک رنگ و یک شکل اند، ما نیز در کودکی همه به یکدیگر شباهت داریم و از این رو هماهنگیم. اما با رسیدن به سن بلوغ افتراقات آغاز می‌گردند و مانند شعاع‌های دایره، مدام بزرگتر می‌شوند. 📚در باب حکمت زندگی ✍️ https://eitaa.com/phwsla
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حس خوب زندگی هدیه ایه که نباید حروم بشه شما نمیدونید برگه بعدی زندگی چیه، باید یاد بگیری روی تک تک روزاش حساب کنی🌸❤️ https://eitaa.com/phwsla
انسان همان چیزی است که خود باور دارد. خطرناک‌ترین نوع بشر انسانی است که فهمش کم و اعتقادش زیاد باشد. https://eitaa.com/phwsla
⭕️ واکنش آدم‌ها به بحران می‌تونه خیلی متفاوت باشه ​ ​هیچ‌کدوم از این واکنش‌ها «درست» یا «غلط» نیستن این‌ها فقط راه‌های متفاوتِ روانِ آدم‌ها برای زنده موندن در فشارِ شدیدن. ​ ​یکی شروع می‌کنه به حرف زدن، نوشتن، تحلیل کردن، واکنش نشون دادن در شبکه‌های اجتماعی و یکی دیگه سکوت رو انتخاب می‌کنه، کنار می‌کشه و حرفی نمی‌زنه. ​ ​یکی دیگه اما از پس انجام دادن ساده‌ترین کارها هم برنمیاد. بلند شدن از تخت، جواب دادن به پیام‌ها، یا حتی فکر کردن هم براش خیلی سخته. ​ ​لطفاً نه خودتون رو بابت واکنشتون قضاوت کنید و نه دیگران رو بابت واکنش‌هایی که از بیرون می‌بینید. ​پس اگه امروز شبیه دیروز نیستی، اگه توانت کم یا زیاد شده، اگه ساکتی یا پرحرف و ... این نشونه‌ی «ضعف» نیست. این واکنش انسانی به یک بحران غیرانسانی! ​حجم اخبار دلخراش، ابهام شدید در مورد آینده، ترس و ناامنی اون‌قدر زیاده که واقعاً نمی‌شه پیش‌بینی کرد هر آدم چطور واکنش نشون می‌ده. ​ ​یکی به عادت‌های روزمره پناه می‌بره؛ سرِ ساعت غذا می‌خوره، کار می‌کنه، برنامه می‌چینه و ... چون انگار نظم، تنها چیزیه که می‌تونه نگهش داره 👈در روزهای بحرانی، آدم‌ها بهترین نسخه‌ی خودشون نیستن مواظب همدیگر باشیم🌸🙏 https://eitaa.com/phwsla
روزگار همیشه بر یک قرار نمی‌ماند. روز و شب است. روشنی دارد، تاریکی دارد. پایین دارد، بالا دارد، کم دارد، بیش دارد. دیگر چیزی از زمستان باقی نمانده. تمام می‌شود. بهار می‌آید. هوا ملایم می‌شود. دست و دل مردم باز می‌شود. 📚جای خالی سُلوچ https://eitaa.com/phwsla
ادامه آنچه دوران جوانی را ، تیره و تار می‌کند، در جستجوی سعادت بودن و اعتقاد راسخ به این فرض است که سعادت در زندگی به یقین یافتنی است. ناکامی مداوم و نارضایی از این نشأت می‌گیرد. تصاویر فریبندهء سعادتی رویایی و نامعلوم با هیئتی هوس انگیز در برابر ما ظاهر می‌شوند و ما بیهوده می‌کوشیم به اصل این تصاویر دست یابیم. از این رو در سال‌های نوجوانی غالباً از وضع و محیطمان به هرگونه که باشد ناخشنودیم زیرا می‌پنداریم خلاء و فقر زندگی، به وضع و محیطمان ارتباط دارد. یکی از موجبات این وضع این است که پیش از آنکه زندگی را در واقعیت بشناسیم، از طریق شعر می‌شناسیم صحنه‌هایی که در شعر توصیف شده‌اند در سپیده دم جوانی در برابر دیدگانمان می‌درخشند و سپس اشتیاق، ما را رنج می‌دهد تا تحقق آن صحنه‌ها را به چشم ببینیم. به عبارت دیگر می‌کوشیم، رنگین کمان را لمس کنیم. کوشش برای واقعیت بخشیدن به این رویاها به معنای آن است که آنها را مصداق اراده خیس کنیم و این کوشش ناگزیر، رنج را به همراه می‌آورد. بنابراین اگر نیمه اول زندگی از اشتیاقِ ناکامِ در جستجوی سعادت تشکیل شده است، نیمه دوم متشکل از نگرانی از شوربختی است. زیرا در نیمه دوم بیش و کم به این شناخت دست می‌یابیم که سعادت کاملاً افسانه، اما رنج واقعی است. بنابراین اکنون انسان‌های عاقل تنها در پی دوری از رنج و ایجاد وضعی امنند، نه به دنبال لذت. وقتی در جوانی زنگ در خانه به صدا در می‌آمد با خوشحالی می‌گفتم: "شادا که آمد" اما در سالمندی با احساسی که با ترس قرابت دارد می‌اندیشم که: "مبادا بیاید." 📚در باب حکمت زندگی ✍️ https://eitaa.com/phwsla