کتابها بهترین دوست برای همنشینی، بهترین مشاور در زمان تردید، بهترین آرامبخشِ دورانِ افسردگی، بهترین سرگرمی دوران بازنشستگی، مطمئنترین مخدر برای خستگی، بهترین ورزش برای ذهن، زیباترین باغ طبیعت و زمینی بارور برای بقای ابدی هستند.
👤بالسترود وایت لاک (دانشمند قرن هفدهم)
#فرهنگ_کتابخوانی
#کتاب_بخوانیم
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حسخوب#آرامش
لحظهها میگذرند
گرم باشیم و پر از فکرو امید
عشق باشیم
و سراسر خورشید
زندگی همهمه مبهمی از
رد شدن خاطرههاست
هرکجا خندیدیم
هرکجا خنداندیم
زندگی آنجاست...
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
هر انسانی دو چهره دارد
یکی برای جهان
یکی برای خودش
بزرگترین رهایی در آن است
که این دو چهره یکی شوند
بینقاب و بیتظاهر
با شجاعتِ بودنِ همان که هستی
✍️#هرمان_هسه
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
ادامه
افراد مستعد که در واقع به این جهان تعلق ندارند و در نتیجه بر حسب درجه برتری شان کم و بیش تنها هستند، در رابطه با جهان انسانها نیز دو احساس متضاد دارند: در جوانی احساس میکنند که این جهان آنان را رها کرده است و در پیری این احساس را دارند که خود از آن گریختهاند.
احساس اول که ناخوشایند است از نشناختن جهان و احساس دوم از شناختن آن ناشی میشود. در نتیجه نیمهء دوم عمر مانند نیمهء دوم سیکل موسیقایی است که شور و شوقش کمتر، اما آرامشش بیشتر از نیمهء اول است.
این امر به طور کلی بر این مبناست که آدمی در جوانی میپندارد که در جهان چه سعادتها و لذتهای شگفت انگیزی وجود دارد و فقط دستیابی به آن دشوار است، حال آنکه در سالمندی میداند که چنین چیزی نیست، بنابراین خیالش از این حیث آسوده است، از زندگی قابل تحملی که دارد لذت میبرد و حتی از امور کوچک احساس شادی میکند.
آنچه مرد پخته در اثر زندگی به آن دست مییابد و نگاه او را به جهان از جوانان و پسران متمایز میکند، در درجه اول بینش واقع گرایانه است. مرد پخته نخست همه چیز را ساده و چنان که واقعاً هست می بیند، حال آنکه جوانان و پسران سرابی را می بینند که حاصل هوسها، پیش داوریهای سنتی و تخیلات غریب است که بر جهان حقیقی پرده می افکنند یا شکل آنرا تغییر میدهند.
نخستین تاثیر تجربه این است که آدمی را از توهمات و مفاهیم غلط که در جوانی در ذهن جای گرفته رها میکند. البته بهترین نوع تربیت، ایمن ساختن انسانها در جوانی در برابر این گونه توهمات است.
📚در باب حکمت زندگی
✍️#آرتورشوپنهاور
https://eitaa.com/phwsla
اریک فروم فیلسوف انسانگرا
قسمت اول:
اریک فروم فیلسوف انسان گرا، روانکاو ، روانشناس و جامعه شناس آلمانی-امریکایی ، یهودی تبار و زاده فرانکفورت در امپراتوری آلمان بود، او تاثیر بسزایی بر روانشناسی و فلسفه اجتماعی در قرن ۲۰ گذاشت.
او علی رغم باور های اولیه خود به مکتب فروید ، که ریشه انگیزه های انسان را مرتبط با عوامل زیستی و حیاتی میدانست، از جنبه دیگر به ریشه انگیزه های انسان پرداخت، او ریشه این انگیزه ها را در عوامل فرهنگی ، اقتصادی و اجتماعی عنوان کرد.
فروم با مطالعه در دوره قبل از رنسانس به این نکته اشاره کرد که ؛زندگی انسان در آن زمان بر پیوندهای اولیه استوار بوده، او این پیوندها یا قید و بندهای سنتی را ناشی از پیوندهای خانوادگی، نظام طبقاتی و فئودالی و کلیسا یافت .
او به این نکته اشاره میکند که با ظهور رنسانس
و سرمایه داری دنیای مدرن ، انسان آزاد شده از بند سنتها با دنیایی پر از چالشهای جدید و رقابت بی رحمانه بر سر تصاحب و استفاده از منابع روبرو شد.
فروم در کتاب معروف خود "گریز از آزادی" و کتابهای دیگر به تعریف آزادی و ارائه راه حل هایی برای مواجه انسان با دنیای مدرن پرداخت.
فروم آزادی را به دو دسته
"آزادی از" یا "آزادی منفی" و"آزادی برای" یا
" آزادی مثبت" تقسیم کرد.
از نظر فروم "آزادی از" یا "آزادی منفی"، همان آزادی یا رهایی انسان از عوامل اجتماعی و بیرونی است
که او را سرکوب و محدود و وادار به پذیرش میکرده،
وی در این رابطه به قید و بند ها و خرافات کلیسا قبل از رنسانس یا نظامها ی ارباب رعیتی که همه چیز را برای افراد تعیین میکردند تا جایی که حتی شغل و پیشه افراد باید همانند شغل پدرانش و اجدادشان باشد ،و اینکه همه باید اعتقادات نیاکانشان را دنبال کنند، و به تحمیل یک نظام استبدادی از سمت جامعه اشاره میکند، که در آن پادشاهان قدیم بعنوان سایه خدا بر مردم حکومت میکردند. در این دوران حکومت امری موروثی بود و افراد هیچ انتخابی بجز انتخابِ پادشاهان و حکام را نداشتند.
فروم میگوید بشر در دنیای مدرن با پیشرفت تکنولوژی و علم از ناتوانی در برابر نیروهای طبیعی و قید و بندهای قبل از رنسانس که به آن اشاره شدآزاد و رها شد.
وی تاکید میکند این آزادی از قید و بندهای سنتی که بر اثر غرایز آدمها و قدرتهای بیرونی بود منجر به نوعی ازادی شد و این آزادی که آنرا "آزادی از" می نامد، در مواجه با دنیای جدید و بیرحم رقابت منجر به تنهایی و پوچی انسان در دنیای مدرن شده است.
در واقع این آزادی اولیه بود که باعث اضطراب و یکی شدن و همراهی او باجماعت و همراهی آنها با ماشین و تکنولوژی برای کم کردن ترس و دلهره انسان در مواجهه با دنیای مدرن شده است، فرد از ترس تنهایی و متفاوت بودن و انگهای مختلف ، دقیقا به شکل الگو های فرهنگی و اجتماعی در آمده و همرنگ جماعت میشود و مانند یک ماشین و ربات افکار و احساساتی را میپذیرد که لزوما متعلق به خودش نیست و از طریق رسانه ها ، آموزش و افکار عمومی به او القاء می شود.
از دید فروم افراد عموما در این حالت جهت جلوگیری از تقبیح شدن توسط دیگران بخصوص در شرایط هرج و مرج توسط قلدرها و لمپنهای گروه های خاص که سعی در بدست گرفتن امور در این شرایط را دارند، هم رنگ جماعت میشوند.
در این شرایط عده ایی بدلیل ترس از طرد شدن از گروه و جامعه ، هویت فردی خود را از دست میدهند بطوریکه چنان با جمعیت یکی میشوند که دیگر هیچ ویژگی متمایزی ندارند تا مورد قضاوت یا طرد شدن قرار بگیرند.
فروم معتقد است این افراد رها شده و در "آزادی منفی" قرار گرفته حتی دچار توهم انتخاب میشوند.
این افراد فکر میکنند طبق اراده خود عمل میکنند مثلا قدرت خرید یا رای دارند، در حالیکه در واقعیت تحت تاثیر شدید تبلیغات و فشارانواع گروها هستند.
او میگوید در" آزادی از" یا منفی بجای یک شخصیت واقعی یک "من" دروغین شکل میگیرد که هدفش فقط جلب رضایت دیگران یا عدم تخطئه شدن از سمت افراد دیگر و گروهای فشار است.
از نمونه های همین روزگار معاصر خودمان میتوان به انتخاب رشته تحصیلی یا شغل نه بر اساس علاقه بلکه صرفا چون در جامعه کلاس دارد ، دنبال کردن مدهای روز و ترندهای شبکه های اجتماعی برای احساس تعلق به گروه، عملهای جراحی زیبایی صرفا جهت اینکه همه دارند انجام میدهند بدون اینکه اصلا زیبا شوند و نیز پذیرش عقاید سیاسی والدین یا جریانهای حاکم بدون تفکر انتقادی اشاره کرد.
از دید فروم این نو ع همسویی و همنوایی، امنیتی کاذب ایجاد میکندکه منجر به ازبین رفتن خلاقیت و نوآوری و عدم انگیزه برای چیزی غیر از نُرمهای تحمیلی میشود.
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
همهی ما خودمان را نیک میپنداریم،
اما این تصوریست که بسیار شکننده است.
کافیست کمی بدبختی، کمی نارضایتی و کمی سرزنش از بیرون بر ما فشار آورد تا چهرهی واقعیمان را نشان دهیم.
چیزی که مردم دربارهی ما میگویند، کمتر از آنچه در اعماق وجودمان میدانیم، اهمیت دارد......
برادران کارامازوف
#فیودور_داستایفسکی
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
ادامه
.... با نگاهی که تاکنون امور را مشاهده کردیم، میتوان زندگی را به پارچه سوزن دوزی شدهای تشبیه کرد که هر سوی آن را در یکی از دورههای زندگی میتوان دید، در نیمهء نخست زندگی، روی پارچه را و در نیمهء دوم، پشت آن را.
پشت پارچه چندان زیبا نیست، اما در عوض آموزنده است، زیرا ارتباط نخها را میتوان دید.
برتری ذهنی حتی اگر این برتری از دیگران بسیار بیشتر باشد، صلابت خود را پیش از چهل سالگی به طور تاثیرگذار در مصاحبت نشان نمیدهد. زیرا برتری ذهنی ممکن است پختگی سالمندی و ثمره تجربه را گاهی تحت الشعاع قرار دهد، اما هرگز نمیتواند جایگزین آن شود، اما تجربه و پختگی، حتی به کسی که قابلیتهای کاملاً عادی دارد در مقایسه با جوانی که از لحاظ ذهنی بسیار قدرتمند است، استواری و متانتی اعطا میکند که کمبود قابلیتهای ذهنی فوق العاده را تا حدی جبران میکند. البته منظورم در اینجا برتری شخصی است، نه جایگاهی که انسان از آثارش به دست میآورد.
هر انسان برجسته، هر کس که طبیعت او را در شمار اکثریت غالب و اسف انگیز نوع بشر قرار نداده است، بعید است پس از چهل سالگی به نوع بشر کمی بدبین نباشد، زیرا سابق بر آن طبعاً قیاس به نفس میکرده، به تدریج سرخورده شده و اکنون دریافته است که مردم یا از جنبه فکری یا احساسی و غالباً از هر دو جنبه از او عقبترند و نمیتوانند با او برابری کنند. به این دلیل از مراوده با آنان میپرهیزد، چنانکه به طور کلی، هر کس بر حسب ارزش درونی خود، تنهایی را که به معنای بودن با خویشتن است، یا دوست میدارد، یا از آن متنفر است.
📚در باب حکمت زندگی
✍️#آرتورشوپنهاور
https://eitaa.com/phwsla
🌘
سپیده که سر بزند
در این بیشهزارِ خزاندیده
شاید دوباره گلی بروید
شبیه آنچه در بهار بوييدی.....
#پل_الوار
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
عادت ها می توانند انسان را نابود کنند.
کافی است انسان به گرسنگی و رنج بردن عادت کند
به زير ستم بودن
تا ديگر هرگز به رهايی فکر نکند و ترجيح بدهد در بند بماند.
انسانهای کمی، درک ميکنند ، عادت به لذت بردن از زندگی و عشق ورزيدن
بسيار ساده تر از دربند بودن است
اينان خوشبختند...
📕 #گرسنگی_و_ابريشم
✍️ #هرتا_مولر
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
📌 سِر کارل رایموند پوپر (Karl Popper (زاده ۲۸ ژوئیه ۱۹۰۲ - درگذشته ۱۷ سپتامبر ۱۹۹۴) فیلسوف علم، منطق دان، ریاضیدان و اندیشمند اتریشی-انگلیسی و استاد مدرسه اقتصاد لندن بود. او یکی از بزرگترین فیلسوفان علم سده بیستم به حساب میآید و آثار زیادی در فلسفه سیاسی و اجتماعی از خود باقی گذاشتهاست. پاپر به دلیل کوششهایش در رد روش علمی طرفداران کلاسیک مشاهده/استنباط (اثباتگرایان) از طریق پیشبرد روش ابطالپذیری تجربی، مخالفتاش با دانش برآمده از قیاس و استدلال کلاسیک (ارسطویی-افلاطونی) و دفاع از خردگرایی انتقادی، بنیادگذاری نخستین فلسفه انتقادی غیر توجیهگرانه در تاریخ فلسفه و دفاع نیرومندش از لیبرال دموکراسی و اصول انتقادگرایی اجتماعی که به نظر او امکان ظهور جامعه باز را فراهم کردند، شهرت دارد.
جامعه باز و دشمنان آن" اثر "کارل پوپر" یکی از مهم ترین کتاب های نوشته شده در قرن بیستم است که یک دفاع بدون سازش از دموکراسی لیبرال و حمله ای قدرتمند به ریشه های فکری توتالیتاریسم می باشد. "کارل پوپر" که خود در یک خانواده ی وینی با اصل و نصب یهودی به دنیا آمده بود، تا سال 1937 به تدریس در اتریش مشغول بود؛ اما در سالی که در انتظار الحاق نازی ها به اتریش بود، به نیوزیلند مهاجرت نموده و پس از آن در سال 1949 در انگلستان اقامت گزید. تا قبل از الحاقیه، "کارل پوپر" عمدتا درباره ی فلسفه ی علم می نوشت اما از سال 1938 تا انتهای جنگ جهانی دوم، او انرژی خود را بر فلسفه ی سیاست متمرکز ساخت تا بتواند ریشه ی افکار توتالیتر در آلمان و شوروی را تشخیص دهد. نتیجه ی این بررسی ها، نگارش کتاب "جامعه باز و دشمنان آن" بود.
زمانی که کتاب "جامعه باز و دشمنان آن" نخستین بار در دو جلد در سال 1945 انتشار یافت، توجهی فوری را برانگیخت و این دستاورد مهم "کارل پوپر" به جایگاهی باورنکردنی در هر دو جناح راست و چپ رسید؛ به طوری که این کتاب را الهام بخش مخالفان ضد کمونیست در طول جنگ سرد می دانند. کارل پوپر" با این استدلال که روح پرسشگر آزاد و انتقادی حاکم بر تحقیقات علمی، باید در مورد سیاست نیز اعمال شود، ردپای گرایشی مخالف و متمایل به استبداد را که توسط افلاطون، مارکس و هگل ارائه شده، دنبال می کند. این اثر حتی تحسین برتراند راسل را بر انگیخت و راسل آن را دفاعی عمیق و نیرومند از دموکراسی خواند.
#فلسفه
#جامعهشناسی
#سیاست
#علم
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
10.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شاید اکثر ماها
اگر بشینیم با هم حرف بزنیم
چیزای مهم زندگی مون شبیه به هم باشه...
ولی تفاوتمون تو ترجیحاتمون هست...
اینکه مشخصی کنیم کدوم اولویت داره..
برای همینم با اینکه اکثرا خواسته های مشترکی داریم
یکی به همه چی میرسه
یکی به هیچی نمیرسه...
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا