ادامه
چرا در سالمندی، زندگی گذشته را چنین کوتاه میبینیم؟
زیرا خاطره آن کوتاه شده است از این رو کوتاه به نظر میرسد. همه امور بیاهمیت و ناخوشایند از خاطره محو شدهاند و در نتیجه چندان چیزی باقی نمانده است. زیرا حافظه انسان نیز مانند شعورش به طور کلی بسیار ناکامل است و آدمی اگر نخواهد که خاطراتش به قعر فراموشی سپرده شوند، باید آنچه را که میآموزد تکرار کند و آنچه را که گذشته است به یاد آورد، تا در حافظهاش باقی بماند.
اما از روی عادت، مور بیاهمیت، همچنین خاطرات ناخوشایند را غالباً به یاد نمی آوریم.
امور بیاهمیت پیوسته بیشتر میشوند، زیرا در اثر تکرار مکرر و بیپایان، بسیاری از چیزها که در آغاز به نظر مهمی میرسیدند به تدریج اهمیت خود را از دست میدهند. از این رو سالهای نخستین عمر را بهتر از سالهای بعد به خاطر می آوریم.
به علاوه نمیخواهیم وقایع ناخوشایند را به یاد بیاوریم. به ویژه وقایعی که خودپسندی ما را جریحهدار کردهاند. معمولاً هم چنین است، زیرا رنجهایی که خود مسبب آن نبودهایم، کم شمارند.
بنابراین بسیاری از حوادث ناگوار نیز به دست فراموشی سپرده میشوند. این دو علت، موجب کوتاه شدن حافظه ما میگردند.
هر قدر موضوعی که به حافظه سپرده میشود طویلتر باشد، خاطره آن به همان اندازه کوتاهتر است. همانطور که اشیاء روی ساحل با دور شدن کشتی دائم کوچکتر، محوتر و نامتمایزتر میشوند، سالهای گذشته نیز در نظر ما به همراه وقایع و اعمالی که در آنها حادث شده است به تدریج از نظر ناپدید میگردند.
📚در باب حکمت زندگی
✍️#آرتورشوپنهاور
https://eitaa.com/phwsla
«قهرمان بودن یعنی توانایی فراخواندن امید؛
آن هم در جایی که ذرهای امید وجود ندارد»......
مارک منسن.
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
هر لایهٔ کهنه را باید کنار گذاشت، تا تفکری تازه جانشین آن شود. کنار گذاشتن بعضی از آنها آسان است، اما کنار گذاشتن پارهای از آنها مانند این است که بخواهیم با یک پر، تختهسنگی را بلند کنیم.
زمانی که میخواهیم دگرگونی ایجاد کنیم، هر قدر محکمتر به اعتقادی قدیمی بچسبیم، بیشتر متوجه میشویم که این همان چیزی است که رها کردنش برای ما نقش حیاتی دارد.
بسیاری از آموزگاران به راستی نیکو، از خانه و کاشانه ای شادمان، که همه چیز آن سهل و آسان بوده، نمیآیند، آنها از آغوش درد و رنج میآیند، اما بر لایههای بسیار کار کردهاند، تا به جایی رسیدهاند که اکنون میتوانند دیگران را یاری دهند تا آزاد شوند.
بیشتر آموزگاران نیکو همواره سرگرمند تا هرچه بیشتر این لایهها را کنار بگذارند و ژرفترین سطوح انواع محدودیتها را نیز از وجود خود حذف کنند.....
📚 شفای زندگی
#لوئیز_ال_هی
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
34.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
"سوفیا"
🎬قسمت هجدهم:
گفتگو با دکتر نصرالله حکمت
نصرالله حکمت فیلسوف، سخنران، نویسنده ی برجسته و استاد بازنشسته گروه فلسفه دانشگاه شهید بهشتی است. او دارای دکترای فلسفه و درجهٔ علمی استاد است. وی جزو معدود اساتید فلسفه ای است که حوزهٔ تخصّصی اش فلسفه در جهان اسلام است و در عین حال با فلسفهٔ غرب آشنایی دارد.
در سوفیا به تماشای گفتگوهای متفاوت،صمیمی و الهام بخش خواهیم نشست.🍃
آدرس لینک سخنان کامل استاد حکمت در آپارات
https://www.aparat.com/v/sks3se6
'تهیه شده در مجمع فلاسفه ایران
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حسخوب#آرامش
با شعلهٔ خورشيد
چه سازد نفسِ صبح ...
روشنتر از آنم
ڪه توان ڪرد خموشم ...
#صائبتبریزے...
روزتون بخیر 🌸❤️
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
ادامه
.... علاوه بر این گاهی خاطرات و تخیلات ما صحنهای را که در گذشتهء دور حادث شده است چنان زنده در برابر چشمانمان ظاهر میکند که گویی دیروز اتفاق افتاده است، طوری که صحنه را به زمان حال بسیار نزدیک احساس میکنیم. علت این است که ممکن نیست زمان طولانی بین حال و گذشتهء دور را به همان روشنی به یاد آوریم که آن صحنه را به یاد میآوریم، چنانکه بتوان فاصله زمانی و صحنه را در یک تصویر با هم مشاهده کرد.
از این گذشته بیشتر وقایعی که در این فاصله اتفاق افتادهاند فراموش شدهاند و فقط شناختی کلی و انتزاعی، مفهومی صرف، از آن باقی مانده است، نه تصویری ذهنی.
پس آنچه در گذشتهء دور اتفاق افتاده است به این علت در جزئیات آنقدر نزدیک به نظر میرسد، گویی که دیروز واقع شده است، اما زمان فاصل ناپدید میگردد و همهء زندگی به طرز عجیبی کوتاه دیده میشود. حتی ممکن است در پیری، گذشته طولانی و در نتیجه سنّ مان در نظر ما تا اندازهای غیر واقعی جلوه کند، احساسی که به طور عمده ناشی از آن است که زمان حال را همیشه به صورت ثابت تغییر ناپذیر میبینیم.
اما منشا این روندهای درونی در غایت این است که ذات(جوهر) ما فی نفسه در زمان قرار ندارد، بلکه نمود آن در زمان است و زمان حال نقطه تماس میان عین و ذهن است.
📚در باب حکمت زندگی
✍️#آرتورشوپنهاور
https://eitaa.com/phwsla
▪️نیچه معتقد بود،
انسانی پیشرفت میکند که خود را در دامان خطر و رنج قرار دهد، او باید رنج را شکست دهد تا فردی قویتر شود، او باید حیات و بقای خود را به خطر اندازد تا برتر شود؛ از نظر نیچه، اراده باید معطوف به قدرت باشد؛ ارادهای معطوف به رشد، اعتلا، برتری و اقتدار.
نیچه مینویسد: «من بیش از آنکه مدیون سلامتی خود باشم، وامدار بیماری طولانی مدت خود هستم... چون چیزی که مرا نکشد، قویترم میکند... فقط رنجهای بیشمارند که آزادی غایی روح را فراهم می آورد... تنها دردهای سوزناک است که سبزی حیات را به همراه دارد.»
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
ادامه
دو راه برای رسیدن به سنین بالا هست که شرط لازم هر دو راه داشتن ساختمانی (جسمی و روحی) بینقص است. این دو راه را میتوان به دو گونه چراغ تشبیه کرد.
گونه ای چراغ به علت داشتن فتیلهای نازک، با کمی روغن مدت زیادی روشن میماند و چراغ نوع دیگر، با فتیلهای ضخیم و روغن فراوان.
روغن به نیروی زندگی میماند و فتیله، مصرف این نیرو است. تا سن ۳۶ سالگی از حیث نیروی زندگی مانند کسانی هستیم که از سود سرمایهشان زندگی میکنند: آنچه امروز خرج میکنیم فردا باز میگردد.
اما پس از آن به بازنشستهای شباهت داریم که از اصل سرمایه برمیدارد. این واقعیت در آغاز هیچ محسوس نیست: بخش اعظم خرج باز هم خود به خود تجدید میگردد و به کمبود اندکی که هر بار ایجاد میشود توجهی نمیکنیم.
اما این کمبود به تدریج بیشتر میشود، به طوری که هر روز فقیرتر از دیروزیم، بی آنکه امیدی به توقف این مسیر وجود داشته باشد. به این گونه، کاهش نیرو مانند سقوط اجسام شتاب میگیرد تا سرانجام چیزی از آن باقی نمیماند. اگر نیروی حیاتی و دارایی که در اینجا به یکدیگر شبیه شدهاند با یکدیگر از بین بروند وضع اسف باری پیش میآید، به همین علت، در سالمندی عشق به دارایی بیشتر میشود، اما در جوانی، از حیث نیروی زندگی مانند کسانی هستیم که بخشی از سود را روی سرمایه میگذارند، در این صورت نه تنها مبلغی که خرج شده است، خود به خود جبران میگردد بلکه سرمایه نیز افزایش مییابد. این گونه شرایط مساعد هم در مورد سلامت و نیرو، هم در مورد پول ممکن است در اثر نظارت قیّمی درستکار پدید آید.
📚در باب حکمت زندگی
✍️#آرتورشوپنهاور
https://eitaa.com/phwsla
▪️#نیچه معتقد بود،
انسانی پیشرفت میکند که خود را در دامان خطر و رنج قرار دهد، او باید #رنج را شکست دهد تا فردی قویتر شود، او باید حیات و بقای خود را به خطر اندازد تا برتر شود؛ از نظر نیچه، اراده باید معطوف به #قدرت باشد؛ ارادهای معطوف به رشد، اعتلا، برتری و اقتدار.
نیچه مینویسد: «من بیش از آنکه مدیون سلامتی خود باشم، وامدار بیماری طولانی مدت خود هستم... چون چیزی که مرا نکشد، قویترم میکند... فقط رنجهای بیشمارند که آزادی غایی روح را فراهم می آورد... تنها دردهای سوزناک است که سبزی حیات را به همراه دارد.»
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا