eitaa logo
انجمن بوعلی سینا
1.3هزار دنبال‌کننده
367 عکس
343 ویدیو
2 فایل
بوعلی‌سینا، فیلسوف، حکیم، طبیب، منجم و دانشمند بزرگی در جهان است. و "مکتب نو سینایی‌اشراقی" الگویی جدید، جهت‌ توسعه و تمدن ایران عزیز است، که مکاتب فلسفی، علمی، هنری و ادبی جهان را بازشناسی می‌نماید. #انجمن‌بوعلی‌سینا
مشاهده در ایتا
دانلود
▪️نیچه معتقد بود، انسانی پیشرفت میکند که خود را در دامان خطر و رنج قرار دهد، او باید رنج را شکست دهد تا فردی قوی‌تر شود، او باید حیات و بقای خود را به خطر اندازد تا برتر شود؛ از نظر نیچه، اراده باید معطوف به قدرت باشد؛ اراده‌ای معطوف به رشد، اعتلا، برتری و اقتدار. نیچه مینویسد: «من بیش از آنکه مدیون سلامتی خود باشم، وام‌دار بیماری طولانی مدت خود هستم... چون چیزی که مرا نکشد، قوی‌ترم میکند... فقط رنج‌های بیشمارند که آزادی غایی روح را فراهم می آورد... تنها دردهای سوزناک است که سبزی حیات را به همراه دارد.» https://eitaa.com/phwsla
پژوهش‌های علوم اعصاب، روان‌شناسی و انسان‌شناسی نشان می‌دهند که موسیقی فقط «صدا» نیست؛  یک سازوکار عمیقِ شناختی–عاطفی است که از آغاز تاریخ با انسان بوده.  شاید برای همین است که دانیل جانستون می‌گفت:  «هر جا که هستم، موسیقی را در قلبم دارم.» نیچه باور داشت:  «بدون موسیقی، زندگی یک اشتباه است.»  و راخمانینوف اعتراف می‌کرد:  «موسیقی برای یک عمر کافی است، اما یک عمر برای موسیقی کافی نیست.» این دو نگاه، امروز با یافته‌های علمی دربارهٔ مغز کاملاً هم‌صدا شده‌اند. 1) موسیقی، مغز را یک‌جا روشن می‌کند برخلاف زبان یا تصویر، موسیقی تقریباً تمام شبکه‌های مغزی را فعال می‌کند:  - حافظه  - احساس  - حرکت  - توجه  - سیستم پاداش  به همین دلیل است که یک سمفونی می‌تواند اشکت را دربیاورد،  و یک موسیقی بی‌کلام می‌تواند اضطرابت را پایین بیاورد. 2) موسیقی، زبانِ احساسات است پژوهش‌ها نشان می‌دهند موسیقی می‌تواند هیجان‌هایی را منتقل کند که زبان قادر به بیانش نیست.  به همین دلیل است که وقتی غمگینی، یک قطعه‌ی بی‌کلام بیشتر از هزار جمله آرامت می‌کند.  موسیقی باکلام هم درد و شادی انسان را «نام‌گذاری» می‌کند؛  چیزی که روان‌شناسی آن را برون‌ریزی هیجانی می‌نامد. 3) موسیقی، حافظه‌ی پنهان ماست وقتی یک آهنگ قدیمی را می‌شنوی و ناگهان به سال‌ها قبل پرت می‌شوی،  این فقط نوستالژی نیست؛  فعال شدن حافظهٔ اپیزودیک است.  مغز موسیقی را مثل یک «کلید» نگه می‌دارد که خاطره‌ها را باز می‌کند. 4) موسیقی، اضطراب را کاهش می‌دهد مطالعات نشان می‌دهند موسیقی می‌تواند:  - ضربان قلب را پایین بیاورد  - هورمون استرس را کاهش دهد  - سیستم عصبی را آرام کند  به همین دلیل است که موسیقی بی‌کلام یا کلاسیک در درمان اضطراب، افسردگی و بی‌خوابی استفاده می‌شود. 5) موسیقی، پیوند اجتماعی می‌سازد از آوازهای قبیله‌ای تا سرودهای جمعی،  از لالایی مادر تا اجرای یک سمفونی موسیقی همیشه ابزار اتصال انسان‌ها بوده.  انسان‌شناسان می‌گویند موسیقی حتی قبل از زبان،  وسیله‌ای برای هماهنگی گروه و انتقال احساس بوده. 🎼 6) والایش؛ وقتی رنج، تبدیل به موسیقی می‌شود در روان‌کاوی، «والایش» یکی از سالم‌ترین مکانیسم‌های دفاعی است؛  تبدیل انرژی خامِ رنج و هیجان به هنر. این یعنی:  درد، به موسیقی تبدیل می‌شود.  آشوب، به ملودی و رنج، به شاهکار. بتهوون بتهوون با ناشنوایی و دوره‌های عمیق افسردگی زندگی می‌کرد،  اما این رنج‌ها را به تخریب تبدیل نکرد  به سمفونی نهم تبدیل کرد.  این والایش است، نه محصول بیماری. دانیل جانستون او با اختلال دوقطبی زندگی می‌کرد،  اما موسیقی برایش یک «راه فرار» نبود؛  یک راه بقا بود.  او جهان درونی‌اش را با موسیقی قابل‌تحمل می‌کرد. 🎻 موسیقی فقط هنر نیست؛  یک نیاز روانی، یک سازوکار تکاملی و زبانی جهانی. حتی در ویرانی مقدس است و سکوت را در برابرش به تعظیم وا می دارد.... https://eitaa.com/phwsla
هرچه آثار نویسنده‌های بیشتری را می‌خوانیم درکمان از وضعیت ذهنی مان بیشتر می‌شود. تمام نویسندگان بزرگ را می‌توان همچون کاشفان گوشه‌های جدید و تاکنون رازآلود مانده ی خویشتن گرامی داشت. کاشفانی که به اندازه ی ماژلان و کوک‌ها( کاشفان بزرگی که  برای اولین بار برخی از مناطق زمین را کشف کردند ) استثنایی هستند. بعضی کاشفان قاره ها را کشف می‌کنند . بعضی دیگر زندگی خود را صرف نقشه برداری از یک یا دو جزیره ی کوچک یا فقط یک دره رود، یک خلیج کوچک می‌کنند . همگی آنها سزاوار ستایش اند، چرا که اگر نبودند در ناشناخته‌های دنیای درونمان سرگردان می‌شدیم . ماتسوئو ماشو شاعر ژاپنی، احساس تنهایی ما را شرح می‌دهد، تولستوی جاه طلبی‌هایمان را برایمان روشن می‌سازد. کافکا ما را از ترسمان از  اقتدار هوشیار می‌کند ، کامو ما را به خویشتن کرخت و بیگانه‌مان رهنمون می‌شود، و تحت راهنمایی فیلیپ راث از  آنچه بر سر جنسیت و امیال جنسی مان در سایه ی میرایی می‌آید آگاه می‌شویم . هرچه  آثار نویسنده های بیشتری را می‌خوانیم درکمان از وضعیت ذهنی مان بیشتر می‌شود....... فرهنگ به چه کار می‌آید ؟ به روایت مدرسه دو باتن. https://eitaa.com/phwsla
دلم می‌خواهد روی تمام دیوارهای شهر، رنگِ شادی بپاشم. رنگ‌هایی روشن و چشم‌نواز که حالِ خیابان‌ها و دلِ رهگذران را تازه کند. دلم می‌خواهد همه‌جا پر شود از طنینِ آرامِ موسیقی، از لبخند، از سبکیِ نفس کشیدن در هوایی که بوی امید می‌دهد. لب‌های ما برای لبخند آفریده بودند، برای گفتنِ واژه‌های عاشقانه، برای بوسیدن و بوسیده شدن؛ نه برای پنهان کردنِ اندوه‌های بی‌پایان، نه برای فرو بردنِ بغض‌هایی که سال‌ها در سکوت مانده‌اند. چقدر ما و شادی به هم شبیه بودیم… و چه اندوهناک که این روزها، میانِ ما و شادی، سکوتی بلند نشسته است...... https://eitaa.com/phwsla
در «مرگ یزدگرد»، ساخته‌ی شکوهمند بهرام بیضایی، آنچه بر فراز آگاهی مخاطب جولان می‌دهد، نه پیکر آخرین شاه ساسانیِ بر زمین افتاده، که روح زخم‌خورده‌ی ایرانی است که در قابِ محاکمه‌ای بی‌پایان، خود را بازجویی می‌کند. این فیلم نه روایت فرار شاه، و نه گزارش مرگ اوست؛ بلکه بیانیه‌ای است درباره‌ی کشورِ فروپاشیده‌ای که هنوز نمی‌داند مقصر را در بیرون بجوید یا در آینه! یزدگرد در این اثر، فرد نیست، سایه‌ی تاریخی یک ایرانِ ازهم‌گسیخته است. ملتی رنجور که در آستانه‌ی تغییر، میان روایت‌های متناقض آسیابان، زن و دختر، می‌کوشد حقیقت را از دلِ فروریختگی ساختارها بیرون بکشد. بیضایی با چیدمانی شبیه «یک جلسه‌ی بازپرسی بزرگ تاریخی» نشان می‌دهد که مرگ شاه، پایان یک دوره نیست،  آغازِ پرسشی است که هنوز پس از قرن‌ها بی‌جواب مانده. پرسشی پیرامون هویت، شکست و زخمِ دیرپای سرزمین عزیزمان، ایران. https://eitaa.com/phwsla
‍ نیچه معتقد است مسئولیت آدمی را بزرگ می‌کند و روح‌های بزرگ مسئولیت بیشتری می‌پذیرند. متفکر خود را نسبت به جامعه، تمدن، و حتی بشریت، مسئول می‌داند و همین مسئولیت‌پذیری است که روح و هستی وی را عمق و وسعت می‌بخشد، نامتفکرانی که حیات خود را محدود در حصارهای تنگ و تاریک زندگی فردی و شخصی خویش نگاه داشته‌اند، روح‌شان به همان اندازه کوچک و حقیر باقی می‌ماند. در مقابل، متفکران از روابط فردی و حتی قومی و مدینه‌ای گسسته، خود را به نوعیت پیوند می‌دهند و در نوعیت آدمی است که هویت خویشتن راستین خویش را جست‌وجو می‌کنند. https://eitaa.com/phwsla
اگر بت‌ها را واژگون کرده باشی کاری نکرده‌ای، وقتی واقعاْ شهامت خواهی داشت که خوی بت‌پرستی را در درون خویش از میان برداری نیچه https://eitaa.com/phwsla
سفرکنم ز ورا تا بماورای خودم زابتدای خودم تا بانتهای خودم بجستجوی خودم میروم که تاجویم جهان گمشده خود بمنتهای خودم اگرنهایت مارا نهایتی نبود ب بی نهایت خود حد مدعای خودم چه حاجتم بسفر من که در جهان سکون سفرکنم بجهان جهان نمای خودم گذرکنم گر ازاین صورت و ازاین من و ما رسم زخود بخدایی بآن خدای خودم خدای من چه جهانی دراندرون دارم وبی خبر زخودم وای وای وای خودم اگر که پی ببرم لحظه ای بخود ب خود ب یقین تمام عمرچو حشمت کنم ثنای خودم حشمت مصیبی https://eitaa.com/phwsla
📗📗 گلستان کتابی است نوشتهٔ شاعر و نویسندهٔ معروف ایرانی سعدی شیرازی که در یک دیباچه و هشت باب به نثر مُسَّجَع (آهنگین) نوشته شده است. گلستان یکی از تاثیرگذارترین کتابهای منثور در ادبیات فارسی‌ به شمار میرود که غالب نوشته‌های آن کوتاه و به شیوهٔ داستان‌ها و نصایح اخلاقی است. گلستان مجموعه‌ای از حکایت‌های مستقل و حاوی اندرزها و جمله‌های قصار است. اما هنر داستان‌گویی و ایجاز نگارنده، مانع از آن می‌شود که وجه تعلیمی آن باعث ملالت خواننده شود. فصل های این کتاب عبارتند از : دیباچه * باب اول – در سیرت پادشاهان * باب دوّم – در اخلاق درویشان * باب سوّم – در فضیلت قناعت * باب چهارم – در فواید خاموشی * باب پنجم – در عشق و جوانی * باب ششم – در ضعف و پیری * باب هفتم – در تأثیر تربیت * باب هشتم – در آداب صحبت https://eitaa.com/phwsla
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا