eitaa logo
انجمن بوعلی سینا
1.3هزار دنبال‌کننده
367 عکس
343 ویدیو
2 فایل
بوعلی‌سینا، فیلسوف، حکیم، طبیب، منجم و دانشمند بزرگی در جهان است. و "مکتب نو سینایی‌اشراقی" الگویی جدید، جهت‌ توسعه و تمدن ایران عزیز است، که مکاتب فلسفی، علمی، هنری و ادبی جهان را بازشناسی می‌نماید. #انجمن‌بوعلی‌سینا
مشاهده در ایتا
دانلود
اگر بت‌ها را واژگون کرده باشی کاری نکرده‌ای، وقتی واقعاْ شهامت خواهی داشت که خوی بت‌پرستی را در درون خویش از میان برداری نیچه https://eitaa.com/phwsla
سفرکنم ز ورا تا بماورای خودم زابتدای خودم تا بانتهای خودم بجستجوی خودم میروم که تاجویم جهان گمشده خود بمنتهای خودم اگرنهایت مارا نهایتی نبود ب بی نهایت خود حد مدعای خودم چه حاجتم بسفر من که در جهان سکون سفرکنم بجهان جهان نمای خودم گذرکنم گر ازاین صورت و ازاین من و ما رسم زخود بخدایی بآن خدای خودم خدای من چه جهانی دراندرون دارم وبی خبر زخودم وای وای وای خودم اگر که پی ببرم لحظه ای بخود ب خود ب یقین تمام عمرچو حشمت کنم ثنای خودم حشمت مصیبی https://eitaa.com/phwsla
📗📗 گلستان کتابی است نوشتهٔ شاعر و نویسندهٔ معروف ایرانی سعدی شیرازی که در یک دیباچه و هشت باب به نثر مُسَّجَع (آهنگین) نوشته شده است. گلستان یکی از تاثیرگذارترین کتابهای منثور در ادبیات فارسی‌ به شمار میرود که غالب نوشته‌های آن کوتاه و به شیوهٔ داستان‌ها و نصایح اخلاقی است. گلستان مجموعه‌ای از حکایت‌های مستقل و حاوی اندرزها و جمله‌های قصار است. اما هنر داستان‌گویی و ایجاز نگارنده، مانع از آن می‌شود که وجه تعلیمی آن باعث ملالت خواننده شود. فصل های این کتاب عبارتند از : دیباچه * باب اول – در سیرت پادشاهان * باب دوّم – در اخلاق درویشان * باب سوّم – در فضیلت قناعت * باب چهارم – در فواید خاموشی * باب پنجم – در عشق و جوانی * باب ششم – در ضعف و پیری * باب هفتم – در تأثیر تربیت * باب هشتم – در آداب صحبت https://eitaa.com/phwsla
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
زمان بهترین منتقد و صبر بهترین معلم است ... https://eitaa.com/phwsla
روزمرگی گیره‌ی کوچکی‌ست که به زندگی‌مان می‌زنیم تا باد، زندگی‌مان را از روی بند نیندازد. روزمرگی ملال‌آور نیست، اتفاقاً باعث لذت است.  فقط باید بدانی چقدر گیره بزنی که هم باد در زندگی‌ات بپیچد و هم از روی بند نیُفتی.» علی فقیهی https://eitaa.com/phwsla
‌در کنار ساحل قدم می‌زدم و می‌خواستم به جایی دیگر بروم که درخشش چیزی از فاصله دور توجهم را به خود جلب کرد. جلوتر رفتم تا به شی درخشان رسیدم. نگاه کردم دیدم یه قوطی نوشابه است، با خودم فکر کردم در زندگی چند بار چیزهای بی‌ارزش من را فریب داده و من را از مسیر اصلی خودم غافل کرده است و وقتی به آن رسیدم دیدم که چقدر بیهوده بوده است. ولی آیا اگر به سمت آن شی بی‌ارزش نمی‌رفتم واقعا می‌فهمیدم که بی‌ارزش است یا سال‌ها حسرت آن را میخوردم...؟ https://eitaa.com/phwsla
چه کرده اند با دلت ایرانم که نام تو که می رود دلم خون ست از این زمانه سهم ما فقط غم بود از این زمانه تا ابد دلم خون ست چه رفته است بر سرت ایرانم تو مثل من دل پر از غمی داری که خواب خوش به چشم مان نمی آید چه سرگذشت تلخ و مبهمی داری برای تو بمیرم ای ایرانم که بیش از این غم تو را نبینم من بگیر جان مانده ی مرا ای جان که درد و ماتم تورا نبینم من چه مردمان عاشقی که جان دادند به عشق دیدن کمی آزادی چه سینه ها که سوخت و چه خانه هایی خرابه شد به خاطر آبادی گلوله عشق را ز پا نیاندازد به عشق تو هزار بار می میریم اگرچه رود خون به پا شود از ما به شوق تو دوباره جان می گیریم برای تو بمیرم ای ایرانم که بیش از این غم تو را نبینم من بگیر جان مانده ی مرا ای جان که درد و ماتم تو را نبینم من 🕊️ https://eitaa.com/phwsla
هميشه فرصتی برای شروع كردن می توان يافت، درحالیکه ما اکثر اوقات به تمام کردن فکر می کنیم ... https://eitaa.com/phwsla
ترسیدنِ ما چون که هم از بیمِ بلا بود اکنون ز چه ترسیم که در عینِ بلاییم؟ -مولانا https://eitaa.com/phwsla
🔍 هیچ دو انسانی هیچ موضوعی را در جهان دقیقاً یکسان نمی‌بینند. ✍️محمدعظیمی چرا آدم‌ها با هم مقابله می‌کنند؟ چرا اختلاف نظر دارند؟ چرا نیازها و دیدگاه‌هایشان متفاوت است؟ چرا این تفاوت‌ها گاهی به خصومت، حذف، مبارزه و حتی جنگ ختم می‌شود؟ این پرسش‌ها فقط سیاسی یا تاریخی نیستند؛ از درون خانواده آغاز می‌شوند و تا مرزهای کشورها امتداد می‌یابند. در خانه، دو نفر بر سر تصمیمی ساده اختلاف پیدا می‌کنند. در جامعه، گروه‌ها بر سر ارزش‌ها و منافع روبه‌روی هم می‌ایستند. در سطح جهانی، دولت‌ها به تعارض می‌رسند. ریشه این اختلاف‌ها کجاست؟ نخستین پاسخ ساده و بنیادین این است که انسان‌ها جهان را یکسان نمی‌فهمند. ذهن انسان واقعیت را همان‌گونه که هست ثبت نمی‌کند؛ آن را تفسیر می‌کند. داده‌های بیرونی به‌صورت خام وارد ذهن نمی‌شوند، بلکه پس از عبور از صافی تجربه‌های شخصی، تربیت، فرهنگ، خاطرات، ترس‌ها، امیدها و منافع معنا پیدا می‌کنند. دنیل کانمن (Daniel Kahneman) نشان داده است که ذهن ما گرفتار «سوگیری‌های شناختی» است؛ ما اطلاعات را بی‌طرفانه ارزیابی نمی‌کنیم، بلکه ناخودآگاه آن‌ها را در جهت چارچوب فکری خود تفسیر می‌کنیم. بنابراین حتی وقتی «واقعیت» مشترک است، برداشت‌ها مشترک نیست. از منظر فلسفی نیز، ادموند هوسرل (Edmund Husserl) توضیح می‌دهد که هر انسان در «افق تجربه» خاص خود زندگی می‌کند. هانس گئورگ گادامر (Hans-Georg Gadamer) فهم را نتیجه «امتزاج افق‌ها» می‌داند؛ یعنی ما همواره از جایگاهی تاریخی و فرهنگی سخن می‌گوییم. لودویگ ویتگنشتاین (Ludwig Wittgenstein) نیز نشان می‌دهد که حتی زبان مشترک تضمین‌کننده فهم یکسان نیست؛ ممکن است یک واژه را به کار ببریم، اما افق‌‌های ذهنی متفاوتی پشت آن باشد. پس اختلاف، امری طبیعی است. اما چرا گاهی به خشونت و حذف می‌انجامد؟ آنجا که برخی افراد باور خود را معادل «هویت» خود می‌دانند، مخالفت با نظرشان به معنای حمله به وجودشان تلقی می‌شود. در این وضعیت، دفاع از عقیده به دفاع از خود تبدیل می‌شود. ذهنی که به قطعیت عادت کرده، تفاوت را تهدید می‌بیند؛ و حذف دیگری را راهی برای بازگرداندن امنیت. در سطح سیاسی و اجتماعی نیز اختلاف فقط نظری نیست؛ با منافع اقتصادی و قدرت گره می‌خورد. هنگامی که قدرت وارد میدان شود، مدارا دشوارتر می‌شود. اگر نپذیریم که فهم انسان‌ها ذاتاً متکثر است، هر تفاوتی را خطا یا دشمنی می‌پنداریم. به‌جای آنکه بپرسیم «چرا این‌گونه می‌بینی؟» می‌گوییم «تو اشتباه می‌کنی یا باید حذف شوی.» بسیاری از نابه‌سامانی‌های امروز در خانواده‌ها، گروه‌های اجتماعی، جبهه‌های سیاسی و حتی در تاریخ از همین نقطه آغاز می‌شود: ناتوانی در پذیرش اینکه ادراک و تفسیر انسان‌ها الزاماً یکسان نیست. هر انسان از پنجره تجربه خود به جهان می‌نگرد. پنجره‌ها متفاوت‌اند؛ پس منظره‌ها نیز کاملاً هم‌پوشان نیستند. اختلاف، پیش از آنکه نشانه دشمنی باشد، نشانه یک واقعیت و تفاوت در افق دید است. مشکل از جایی آغاز می‌شود که این تفاوت طبیعی را به تهدید تبدیل کنیم. وقتی تکثر فهم را نپذیریم، گفت‌وگو جای خود را به حذف می‌دهد؛ و حذف، آغاز خصومت است. اما اگر بپذیریم که نگاه ما تنها نگاه ممکن نیست، اختلاف می‌تواند به‌جای جدال، به فهم عمیق‌تر و رشد جمعی بینجامد. درک این اصل شاید ساده به نظر برسد، اما بنیادی‌ترین شرط همزیستی انسانی است. https://eitaa.com/phwsla