*مدیریت خشم
در بحرانهای عظیم اجتماعی*
✍️ *دکتر رضا محقق* (روانپزشک)
خشم در برابر بیعدالتی طبیعی است.
در شرایط سرکوب و خشونت سیاسی یا جنگ، بسیاری از ما خشم، اضطراب و درماندگی را تجربه میکنیم.
اما اگر این خشم مدیریت نشود، میتواند ما را فرسوده، پراکنده و آسیبپذیر کند.
در مقابل، خشم آگاهانه میتواند به انرژی برای همبستگی، کنش اجتماعی و دفاع از کرامت انسانی تبدیل شود.
مدیریت خشم به معنی سرکوب آن نیست؛ بلکه به معنی هدایت آن در مسیر سازنده و آگاهانه است. در شرایط بحرانهای اجتماعی، احساس بیعدالتی، ناامنی و فشار روانی طولانی میتواند آستانه تحمل ما را کاهش دهد و واکنشهای خشمگینانه را افزایش دهد.
شناخت سازوکار این هیجان و یادگیری شیوههای سالم برای مدیریت آن میتواند از آسیب به خود و روابطمان جلوگیری کند.
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
*_کاش کودکان نمیمردند، ای کاش موقتاً به آسمانها برده میشدند تا جنگ تمام شود، سپس با خیال راحت به خانهشان بر میگشتند، و وقتی والدین با حیرت از آنها میپرسیدند کجا بودید؟ با خوشحالی میگفتند: داشتیم با ستارهها بازی میکردیم.
غسان کنفانی_*
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
📖نام اثر: کتاب خطی قانون در طب
مولف: حکیم ابن سینا
قدمت اثر: قرن چهارم هجریقمری
وقف: عهد صفویه؛ ۱۰۳۷ قمری.
واقف: شاهعباس اول صفوی
خط: نسخ قدیم
تعداد اوراق: دارای ۱۰۰ ورق در ابعاد ۲۰ در ۱۶ سانتی متر.
کاتب وقف نامه: محمد رفیع محمد حسین الموسوی با نقش مهر کاتب
یادداشت وقف نامه: "وقف نمود کلب آستان علی بن ابیطالب، این کتاب را با یکصد و نه کتاب دیگر بر روضه منوره فاطمیه ..."
مرمت: این کتاب خطی ارزشمند در سال ۱۳۷۹ شمسی در کارگاه هنری موزه آستانه مقدسه قم مرمت و مجلد شده است.
جلد: دارای جلد چرمی به رنگ قهوه ای با تزئینات ضربی.
کتاب طبی هزارساله ابن سینا، نشان از پیشینه دیرین و جایگاه والای علم طب در ایران اسلامی دارد و گویای نقش موثر آن در گسترش علوم پزشکی در جهان است.
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
"هانس گئورگ گادامر" فیلسوف،استاد دانشگاه و منتقد ادبی و پدیدارشناس آلمانی، در ارتباط فلسفه و ادبیات و فلسفه گوته،(شاعر و فیلسوف معروف اروپا) مقالات و پدیدارشناسی مهمی دارد
گادامر درامگوته را شعر می داند و می گوید؛ حتی نمایشی که در صحنه اجرا می شود نیز شعر است.
شعر از نظر گادامر،کلماتی نیست که با ریتم و وزن تنظیم شده باشد.شعر از نظر او شعر وجود است که در کلمات،خود را به ظهور می رساند.شعر برای گادامر،از هستی شناسی معنا می یابد و شاعر کسی است که در گشودگی نسبت به وجود،مجال ظهور حقیقت وجود را در کلمات شعرش فراهم می آورد.
شعر از نظر وی متنی موزون نیست،بلکه نگاهی شاعرانه است که به شاعر بودن شاعر، تعین می بخشد.
از نظر وی شعر اصیل ترین زبانی است که در آن،وجود به ظهور می آید.شعر،شعر وجود است و به همیندلیل با تفکر همدلی دارد.
در این رویکرد از نظر گادامر،شعر و تفکر،ادبیات و فلسفه،دو حقیقت جدا از هم نیستند،بلکه شعر همان تفکر،و تفکر همان شعر است.
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
در سنت فکری و تاریخی ایران، نام «هرمز» صرفاً یک نام جغرافیایی نیست، «هرمز» دگرگونشدۀ «هرمزد» و بازتابی از نام اهورامزدا است؛ مفهومی که در جهانبینی ایران باستان، نماد خرد، راستی و نظم کیهانی بهشمار میرود. در این چارچوب، هستی بر بنیانی از «نظم راستین» استوار است؛ نظمی که در آن، جهان و انسان در نسبت با حقیقتی فراتر از ارادههای فردی معنا مییابند.
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
دلم يک #عيد قديمی ميخواهد
آخرين روز مدرسه تمام شود و بوی نان پنجره ای های مادربزرگ، تا سر كوچه بيايد. برايم پيراهنی سفيد با آستين های پف و سارافون جين خريده باشند
و كفشهای بندی قرمز كه دلم برايش غنج برود و كتاب قصه ی "دخترک دريا" با جلد شوميز...
پدر بزرگم زنده باشد و سنگک بدست وارد خانه مان شود و پشت سرش "مادر بزرگ" با خنچه ای بر سرش از عيدی های رنگارنگ ما
دلم شمعدانی های سرخ كنار حوض مان را ميخواهد
بنفشه ها و اطلسی ها و مادرم، صدا كردنِ عاشقانه ی پدرم را...
دلم تماشا ميخواهد! وقتی پدرم با دقت ظريف یقه پیراهنش را در گوشه ای از آينه تماشا ميكردم.
دلم خنده های جوان مادرم را ميخواهد، وقتی هزار بار زيباتر ميشد.
دلم يک #عيد قديمی ميخواهد
يک عيد واقعی!
كه در آن تمام #مردمشهر
بی وقفه #شاد باشند،
نه كسی #عزادار آخرين پرواز باشد
نه بيم بيماری، تن شهر را بلرزاند
نه #غم #جنگ، رنگ دلها را خاکستری کند
دلم، يک عيد قديمی ميخواهد
بدون احتكار، بدون بیماری، بدون جنگ و بدون اينهمه رنج و #دلهره...❤️🩹
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
🍀صبح بهاری، نسیمی نرم از دل باغ میوزد، شاخههای گیلاس در نور طلایی سحر غرق نور شدهاند، و زمین، بوی تازهی باران دیشب را در آغوش گرفته است. پرندهای از خواب برمیخیزد، صدایش میان شاخساران میپیچد، و آفتاب، با حوصله، پردهی نازک شب را از چهرهی جهان کنار میزند.
رود، آرام و بیشتاب، قصهی دیرین جاری بودن را زمزمه میکند. کودکی در کنار جوی، سنگی در آب میاندازد، موجی کوتاه بر سطح آن میدود و میرود، گویی زمان، دستی به موی خیس لحظهها کشیده باشد.
و در این میان، دل آدمی نیز، همچون درختی که نخستین شکوفه را به دنیا آورده است، به امیدی تازه جوانه میزند.🌺
#سیلورین
خدایا شکرت بابت ی صبح دیگه🙏😍
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
🔻 مجسمه میدان حر
(نبرد گرشاسب با اژدها) به مناسبت نجات آذربایجان از اشغال شوروی و فرقه دموکرات پیشه وری در 1339 ساخته شده است
✍ این تندیس به همراه تندیس فردوسی جزو محدود تندیس هایی است که پس از انقلاب سال۱۳۵۷ آسیب ندید و جا به جا نشد!
غلامرضا رحیمزاده ارژنگ هنرمند و مجسمه ساز آذربایجانی خالق این اثر می باشد
https://eitaa.com/ketabkhaneh_farhang
🌹🌹🌹
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
حضرت امیر ع می فرماید
افراط و تفريط نشانه جهل است
امام در این کلام حکمت آمیز به مسئله مهمى اشاره کرده که سراسر زندگى انسان ها را در بر مى گیرد، مى فرماید: «همیشه جاهل را یا افراط گر مى بینى و یا تفریط کار»; (لاَ تَرَى الْجَاهِلَ إِلاَّ مُفْرِطاً أَوْ مُفَرِّطاً).
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
“Why repeat the old errors, if there are so many new errors to commit?”
«وقتی اینهمه خطای تازه برای مرتکب شدن وجود دارد،
چرا باید خطاهای قدیمی را تکرار کرد؟»
— برتراند راسل
▫️خطا، بخش اجتنابناپذیر اندیشیدن است؛
اما چنگزدن به خطاهای کهنه،پوسیده و میراثوار،
نه از تفکر، که از عدم تفکر است.
▫️مسئلهٔ بشر کمبود آگاهی نیست؛
وفاداری بیمارگونه به خطاهای گذشته و آشناست.
ما اشتباهات دیروز را تکرار میکنیم
نه از نادانی،
بلکه از ترسِ تجربه و رویارویی با ناشناختهها.
▫️پیشرفت، امنیتِ تکرار نیست؛
ریسک اندیشیدن در اکنون است
و شجاعتِ عبور از خطاهای موروثی.
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
تو که نمی دانی
یک روز که آسمان این شهر دوباره آبی شود
دوباره مردمان را خواهی دید
که آفتاب ریخته اند در سبدهاشان
دوباره زندگی می نشیند روی پرچین احساس
نسیم دوباره می رود لابلای موهای شهر
سبز می شود خیال
برگی دیگر سرگردان جوی نخواهد شد
زندگی دیگر
خواب شیرینی نخواهد بود
بیدار خواهند شد
همه ی خوابهای زیر بالش خیال.
شاید پیرزنی که شال می بافت
چادرش را ببند بر کمر
و بیاید زیر فواره های میدان شهر
چرخی بزند و خنده هایش بریزد در رگ های شهر.
تو که نمی دانی
ولی پدرم می گفت
که این آسمان تا ابد خاکستری نمی ماند
آسمان این شهر آبی می شود .
تو باور کن
یقینا آبی می شود🌈☀️
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا