eitaa logo
انجمن بوعلی سینا
1.3هزار دنبال‌کننده
367 عکس
343 ویدیو
2 فایل
بوعلی‌سینا، فیلسوف، حکیم، طبیب، منجم و دانشمند بزرگی در جهان است. و "مکتب نو سینایی‌اشراقی" الگویی جدید، جهت‌ توسعه و تمدن ایران عزیز است، که مکاتب فلسفی، علمی، هنری و ادبی جهان را بازشناسی می‌نماید. #انجمن‌بوعلی‌سینا
مشاهده در ایتا
دانلود
🔍بگذار واژه‌ها ما را در هم بیامیزند. هانس-گئورگ گادامر (1900-2002) ▪️به باور فیلسوف آلمانی، هانس-گئورگ گادامر، انسان موجودی معناگراست؛ ما معناها را درک می‌کنیم و زندگی‌مان را به درک معنا می‌پردازیم. اما او از خود پرسید: این دقیقاً به چه معناست؟ برای پاسخ به این پرسش، او به حوزه‌ای به نام هرمنوتیک ورود کرد: شاخه‌ای از فلسفه که دربارهٔ تفسیر و معنا می‌اندیشد. این واژه از نام هرمس، پیام‌آور خدایان یونان باستان، ریشه می‌گیرد. هرمس همچنین خدای سخنوری و بیان زیبا نیز محسوب می‌شود. اما گادامر بر این باور نبود که تبادل معنا میان انسان‌ها، امری خدایی است. در مقابل، او بیان می‌کرد: معنا هیچ‌گاه به‌گونه‌ای کامل و بی‌نقص به ما ارائه نمی‌شود. نگاهی بیندازید به زمانی که متنی را می‌خوانید یا تفسیر می‌کنید. برای مثال، تصور کنید در حال خواندن «دگردیسی‌ها»ی اووید هستید. در دنیای ایده‌آل، شاید بتوانید دقیقاً خودتان را جای اووید بگذارید و تمام مقصود او را درک کنید. اما گادامر معتقد بود: «این کار امکان‌پذیر نیست. شما نمی‌توانید خود را از آنچه هستید، جدا کنید.» علاوه بر این، این اندیشه که معنا تنها زمانی محقق می‌شود که به‌طور کامل درک شود، گمراه‌کننده است. معنا به‌خودی‌خود وجود ندارد؛ معنا همیشه برای «کسی» معنا دارد. از دیدگاه گادامر، درک معنا همواره شکل گفت‌وگو را به خود می‌گیرد. در یک گفت‌وگو، گرچه به طرف مقابل گوش می‌سپارید، اما خود را حذف نمی‌کنید. شما گذشته، تجربیات و دیدگاه خود را همراه دارید. او این را «افق» شما نامید؛ به عبارت دیگر: «همه چیزهایی که از زاویه دید شما قابل مشاهده است.» در گفت‌وگو، میان افق شما و افق طرف مقابل، تعاملی ایجاد می‌شود. این امر باعث می‌شود هم به پیش‌فرض‌های خود آگاه شوید و هم به دیدگاه تازه‌ای دست یابید. چیزی نو از درهم‌آمیزی شما و دیگری پدید می‌آید. در نتیجه، شما نیز دگرگون می‌شوید: از کسی که پیش از گفت‌وگو بودید، به کسی که از دل گفت‌وگو بیرون می‌آید. در یک مصاحبه تلویزیونی با فیلسوف رودیگر سافرانسکی، گادامر فلسفه‌اش را چنین خلاصه کرد: «شاید این دیگری باشد که حق دارد.» به باور گادامر، در یک گفت‌وگوی سازنده، پدیده‌ای رخ می‌دهد. او این را «هم‌افقی» (Horizontversmelzung) نامید؛ به عبارت دیگر: «درهم‌آمیزی افق‌ها.» افق شما و افق دیگری با یکدیگر ترکیب می‌شوند و همین زمینه‌ساز فهم و دگرگونی واقعی است. https://eitaa.com/phwsla
An Enquiry Concerning Human Understanding اثر مهم David Hume یکی از بنیادی ترین حمله ها به یقین فلسفی و اعتماد بی چون و چرای ما به عقل است هیوم در این کتاب می پرسد آنچه ما دانش می نامیم واقعا بر چه پایه ای استوار است و نشان می دهد بسیاری از باورهایی که بدیهی می پنداریم نه از برهان عقلی بلکه از عادت ذهن برمی خیزند او میان دو نوع شناخت تمایز می گذارد relations of ideas مانند ریاضیات و منطق که صدقشان از خود مفاهیم ناشی می شود و matters of fact یعنی امور مربوط به جهان بیرونی که بر تجربه متکی اند اما مشکل از همین جا آغاز می شود زیرا ما در زندگی روزمره مدام از گذشته به آینده پل می زنیم خورشید هر روز طلوع کرده پس فردا هم طلوع خواهد کرد آتش همیشه سوزانده پس باز هم خواهد سوزاند نان همیشه گرسنگی را رفع کرده پس فردا نیز چنین خواهد کرد اما هیوم می پرسد این یقین از کجا آمده چه دلیل عقلی داریم که آینده باید شبیه گذشته باشد او نشان می دهد هیچ برهان منطقی قطعی برای این باور وجود ندارد زیرا اینکه چیزی تا امروز همواره چنین بوده دلیل نمی شود که فردا نیز همان گونه باشد ما فقط به سبب habit یا custom یعنی عادت ذهنی انتظار تکرار داریم نه به سبب ضرورتی عقلانی از اینجا مسئله علیت نیز زیر سوال می رود ما خیال می کنیم میان علت و معلول پیوندی ضروری وجود دارد اما آنچه واقعا تجربه می کنیم فقط توالی منظم رویدادهاست مثلا برخورد توپ بیلیارد با توپ دیگر و حرکت دومی را بارها دیده ایم و ذهنمان به پیوند این دو خو گرفته اما آن ضرورت درونی که می گوییم علت معلول را ایجاب می کند هرگز مستقیما در تجربه داده نمی شود بلکه ساخته ذهن ماست هیوم با این تحلیل نه تنها متافیزیک سنتی بلکه الهیات عقلانی و بسیاری از ادعاهای فلسفی درباره نفس جوهر و خدا را به چالش می کشد و می گوید هر جا تجربه روشنی نداریم باید با احتیاط سخن بگوییم اهمیت رادیکال این کتاب در آن است که نشان می دهد انسان پیش از آنکه موجودی کاملا عقلانی باشد موجودی عادت کرده است ما بر ستون های یقین نمی ایستیم بلکه بر شبکه ای از عادت انتظار و احتمال زندگی می کنیم و طعنه تلخ هیوم این است که همین بی یقینی بنیادین نه فقط ضعف ما بلکه شرط ادامه زندگی ماست زیرا اگر هر صبح برای اثبات طلوع خورشید برهان می خواستیم هیچگاه از خانه بیرون نمی رفتیم. https://eitaa.com/phwsla
«خویشتن را بشناس» تمامی دانش است. - تازه در پایان شناخت همه چیزهاست که آدمی خود را خواهد شناخت زیرا چیزها تنها حدود یا سرحدات آدمی هستند. https://eitaa.com/phwsla
كعبهْ دل: بدان كه خداي تعالي در ظاهر ،كعبه اي بنا كرده كه او از سنگ و گل است و در باطن كعبه اي ساخته كه از جان و دل است، آن كعبه ساخته ابراهيم خليل است و اين كعبه بنا كرده رب جليل است . آن كعبه منظور نظر مومنان است و اين كعبه نظر گاه خداوند رحمان است .آن كعبه حجاز است و اين كعبه راز است . آن كعبه انصاف خلايق است و اين كعبه عطاي حضرت خالق است . آنجا چاه زمزم است اينجا آه دمادم .انجا مروه و عرفات است و اينجا محل نور نور ذات . حضرت محمد مصطفي آن كعبه رااز بتان پاک كرد و تو اين كعبه را از اصنام هوا و هوس پاك گردان .                                                          درراه خدا دو كعبه آمد حاصل  يك كعبه صورتست و يك كعبه دل تا بتواني زيارت دلها   كن  كافزون ز هزار كعبه باشد يك دل      اي عزيز : دنيا نه جاي اسايش است بلكه محل ازمايش است يكي را همت بهشت و يكي رادولت دوست . اي من فداي ان كه همتش همه اوست طالب دنيا رنجور است و طالب عقبا مزدور است و طالب مولا مسرور https://eitaa.com/phwsla
⁠🔍 کینه کینه، برخلاف خشم، ناگهانی و زودگذر نیست. خشم مثل شعله‌ای است که یک‌باره زبانه می‌کشد و بعد خاموش می‌شود؛ اما کینه، آتشی پنهان است که آرام‌آرام درون انسان را می‌سوزاند. عشق به انسان آرامش و پیوستگی می‌دهد، اما کینه، روح را فرسوده می‌کند و انسان را از درون تهی می‌سازد. با این حال، کینه کور نیست؛ برعکس، حسابگر و دقیق است. آدم خشمگین ممکن است عقلش را از دست بدهد، اما کسی که کینه دارد، با ذهنی سرد و حساب‌شده فکر می‌کند و حتی برای آسیب زدن، نقشه می‌کشد. خشم لحظه‌ای است، اما کینه ماندگار می‌شود و هر روز ریشه‌دارتر. نیچه می‌گوید شاید اشتباه دانته این بود که بر دروازه دوزخ نوشت: «مرا عشق جاودانه آفریده است.» در حالی که به باور او، این جمله بیشتر برازنده جایی است که انسان‌ها با کینه‌های همیشگی‌شان زندگی می‌کنند؛ چون هیچ چیز مانند کینه، توان ماندن و ویران کردن ندارد. برگرفته از کتاب 📕 تبارشناسی اخلاق ✍️اثر : فردریش نیچه https://eitaa.com/phwsla
✍️ محمد عظیمی قسمت اول 🗣️ بیماری، رویدادی عجیب یا استثنایی در زندگی نیست؛ بلکه بخشی طبیعی، واقعی و اجتناب‌ناپذیر از زیستن انسان است. 🔙 چنانچه انسان برای لحظه‌ای از خواب عادت و توهم امنیت بیدار گردد، درمی‌یابد که درد و بیماری نه دشمنی بیرونی هستند و نه اتفاقی برخلاف نظم جهان؛ آن‌ها از دل خودِ حیات پدید می‌آیند. همان‌گونه که تولد، رشد، عشق، امید و شادی، اجزای طبیعی زندگی هستند، فرسودگی، ضعف، تنهایی و بیماری نیز بخشی از همان فرآیند طبیعی محسوب می‌شوند. ذهن انسان به‌طور طبیعی به بقا و تداوم تمایل دارد؛ به همین دلیل، هنگام سلامتی تصور می‌کند که این وضعیت پایدار و همیشگی است. اما بدن، آرام و بی‌صدا، حقیقت دیگری را یادآوری می‌نماید: هیچ موجود زنده‌ای از تغییر، تحلیل‌رفتگی و محدودیت زمان مصون نیست. ما اغلب از بیماری شگفت‌زده می‌شویم، زیرا شکنندگی خود را فراموش کرده‌ایم. در حالی که بیماری، همان‌قدر طبیعی است که پیر شدن، خسته شدن یا حتی تغییر فصل‌ها. تعجب از رنج، شبیه تعجب از باران، رعد یا زلزله است؛ گویی جهان باید مطابق خواسته‌های ما عمل کند و هر آنچه را ناخوشایند می‌دانیم، از ساختار هستی حذف سازد. اما طبیعت، نه مهربان است و نه بی‌رحم؛ طبیعت فقط «هست». قوانین خود را اجرا می‌کند، بی‌آنکه با خواسته‌ها، ترس‌ها یا تصورات ما هماهنگ شود. شاید بلوغ واقعی انسان، در جنگیدن دائمی با درد نباشد، بلکه در فهم و پذیرفتن این حقیقت نهفته باشد که زندگی، همواره ترکیبی از ساختن و فروپاشی، امید و فقدان، سلامت و بیماری است. پذیرش این واقعیت، انسان را ضعیف نمی‌کند؛ بلکه او را به آرامشی عمیق‌تر و نگاهی واقع‌بینانه‌تر نسبت به زندگی می‌رساند https://eitaa.com/phwsla
‌ 🔹متن‌خوانی یونانی اصول الهیات پروکلوس 👤دکتر امیرحسین ساکت 💬مختصری درباره پروکلوس و کتاب حاضر: پروکلوس یکی از بزرگترین فلاسفه نوافلاطونی در اواخر عهد باستان بود زمانی که امپراطوری روم، مسیحی شده بود پروکلوس _که حدود پنجاه سال رئیس آکادمی بود_ آخرین تلاش‌های خود را برای حفظ فلسفه انجام داد. ✏️هرچند تلاش‌های وی در زمان خود نتیجه چندانی نداشت و مدتی پس از مرگ او امپراطور جدید روم در سال ۵۲۹میلادی فرمان بستن آکادمی و دستگیری فلاسفه بعنوان مشرکان و منکران دین مسیحی را صادر کرد، اما مطالب پروکلوس از دو مجرا درون مسیحیت و اسلام نفوذ کرد. ✏️در انجیل فردی وجود دارد با نام دیونوسیوس که از دوستان پولوس است، اندکی بعد از مرگ پروکلوس مسیحیان به متونی دست یافتند که نویسنده خود را همان دیونوسیوس معرفی کرده بود. بین مسیحیان نزاعی شکل می‌گیرد، عده‌ای این متون را کفرآمیز می‌خوانند و به طردش می‌پردازند، اما عده‌ای دیگر با این توهم که این متون نوشته‌های دیونوسیوس است آن‌ها را مقدس می‌شمارند. پاپ به شورایی دستور تحقیق و تعیین تکلیف این آثار را می‌دهد که چرا آثار دیونوسیوس چند قرن مورد غفلت قرار گرفته بود. شورا با تأیید این متون، با منکران آن و تکفیرکنندگان برخورد می‌کند. محققان بعد از قرن‌ها با تحقیقات جدید متوجه شدند نویسنده این متون، مسیحیان را فریب داده و مطالبش متخذ از آثار پروکلوس بوده و ربطی به دیونوسیوس واقعی ندارد! از این رو وی اکنون به نام دیونوسیوس مجعول خوانده می‌شود و هنوز نیز بطور قطعی مشخص نیست وی چه کسی بود و چگونه در مسیحیت اینچنین نفوذ کرد. ✏️ورود پروکلوس به فلسفه اسلامی نیز دوباره با نام شخص دیگری صورت گرفت! کتاب او بعنوان نوشته ارسطو ترجمه شد. حجم قابل توجهی از مطالب موجود در فلسفه اسلامی که بعنوان نوآوری و تمایز آن با فلسفه یونان مطرح می‌شود ریشه در همین کتاب دارد. نظریه صدور، قاعده الواحد و... اخیرا دکتر امیرحسین ساکت، این کتاب را از یونانی به فارسی ترجمه کرده است و زوایای تازه‌ای از ریشه‌های نوافلاطونی فلسفه اسلامی برای محققان گشوده شده است. این کتاب تحت عنوان اصول الهیات پروکلوس، توسط مؤسسه حکمت و فلسفه ایران منتشر شده است. دکتر ساکت بخشی از فرازهای کتاب را برای برخی دانشجویان متن‌خوانی و شرح و ترجمه کرده‌اند. https://eitaa.com/phwsla
تاریخ و رهایی از اسطورۀ تفاخر؛ تاریخ عرصۀ آگاهی است، نه میدان غرور یا شرم! اگر در مطالعه تاریخ بجای «آگاهی» در پی «تفاخر» باشیم از شناخت درست آینده ناتوان خواهیم بود 🔹چرا عموم کتاب‌های تاریخ فلسفه اسلامی، مورد خشم و انتقاد مدافعانِ سرسخت فلسفه اسلامی است؟ ✦༅✿༅✦═༅༅═┅── اساساً تاریخ نه عرصۀ سرافرازی و نه میدانی برای سرافکندگی است. موضوع این نیست که از دستاوردها و پیروزی‌های گذشتگان احساس غرور کنیم یا از کاستی‌ها و شکست‌های آنان احساس شرمندگی؛ اهمیت تاریخ در «آگاهی» از گذشته است. اگر خدای ناکرده احساس تفاخر به انگیزۀ اصلی ما در مطالعۀ تاریخ تبدیل شود در این صورت معنای واقعی تاریخ را درنیافته‌ایم و پژوهش‌های ما نیز به مسیر دیگری خواهد رفت. وظیفۀ مورخ آگاهی از گذشته است، فارغ از اینکه آن گذشته سرشار از پیروزی بوده یا آکنده از شکست و خسارت. تاریخ عرصۀ تفاخر و مباهات نیست؛ به‌نظر می‌رسد امروزه برای شمار قابل توجهی از افراد، مطالعۀ تاریخ به‌جای آنکه ابزاری برای کسب آگاهی وشناخت باشد، به وسیله‌ای برای همان تفاخر ومباهات تبدیل شده است. https://eitaa.com/phwsla
🔍بررسی مختصری بر آثار میلان کوندرا ▪️میلان کوندرا، نویسنده داستان کوتاه، نمایشنامه‌نویس، مقاله‌نویس، شاعر و یکی از برجسته‌ترین و تأثیرگذارترین رمان‌نویسان قرن بیستم، در تاریخ ۱۱ ژوئیه ۲۰۲۳ در سن ۹۴ سالگی درگذشت. ◽️او در آثار خود، طنز اروتیک را با نقد سیاسی و تأملات عمیق فلسفی درهم آمیخت. رمان‌های او به بیش از چهل زبان جهان ترجمه شده‌اند. دو کتاب «بار هستی» و «جاودانگی» از معروف‌ترین آثار میلان کوندرا به‌شمار می‌روند. https://eitaa.com/phwsla
9.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔍 «چهار فصل» ویوالدی «چهار فصل» ویوالدی یکی از شناخته‌شده‌ترین قطعات موسیقی قرن هجدهم به شمار می‌رود؛ اثری که تقریباً تمامی مخاطبان با آن آشنایی دارند، اما ممکن است راز جذابیت این اثر برای همه کاملاً روشن نباشد. در این ویدیو، بتسی شوارم، مورخ موسیقی، با ارائه‌ای تازه درباره‌ی «چهار فصل» ویوالدی، تجربه‌ای را ارائه می‌دهد که هم ارزش دیدن و هم ارزش شنیدن دارد. https://eitaa.com/phwsla